|
خانه | آرشيو | پست الکترونيک| خانگي سازي |ذخيره كردن صفحه | اضافه به علاقه منديها |
|
سال 1385 آقای دکتر الهام سخنگوی دولت مصاحبهای کردند که یک بیماری تاریخی مسئولان و تصمیمگیران کشور در آن نهفته بود. ایشان در واکنش به مشکل گرانی مسکن و تشدید آن میفرمایند : « طبیعی است که مسئله مسکن نیازی است که نمیشود بازار آن را با واردات حل کرد بلکه بازار مسکن را باید با تولید مسکن در داخل و سرمایهگذاری در بخش مسکن حل کرد که در این بخش نیز با ملاحظه واقعیتهای این بخش موفقیتهایی داشتهایم.» خبرگزاری فارس 25/10/1385 براستی چرا دکتر الهام چنین قیاسی را انجام دادهاند ؟ چه کسانی این تصور را دارند که مسئله مسکن را میتوان با واردات حل کرد؟ پاسخ سئوال تقریبا مشخص است. بدنه تصمیمگیری کشور ما در دولتها ( گذشته و حال) از نعمتی به نام نفت برخوردار است که برای بدست آوردن آن زحمتی نکشیده است. وجود یک سرمایه عظیم سهلالوصول باعث شده است تا از این سرمایه برای حل مسائل کشور به صورت نادرست استفاده شود. به زبان سادهتر پول نفت مسئول ما را دچار این بیماری کرده است که اولین و سادهترین روش حل مشکلات کشور را واردات میدانند. برای تنظیم بازار کالاهای مختلف واردات انجام میدهیم و... آسیب اصلیتر این است که واردات در حقیقت مسکن مشکلات است و نه درمان آنها. بنا براین اصل مشکل همچنان باقی میماند. دولتمردان ما هیچگاه به روشهای دیگری جز واردات برای حل مشکلات کشور نیندیشیدند. این یک بیماری است. لذا وقتی با مشکلی همچون مسکن مواجه میشویم سخنگوی دولت ما میگوید که مسکن را نمیتوان با واردات حل کرد. شاید معنی این سخن این باشد که اگر مشکل مسکن را میشد با واردات حل کرد؛ دولت این کار را انجام میداد!!!این گونه یک نعمت تبدیل به نقمت میشود. |+| نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388 |
دیدار امسال نخبگان جوان با رهبر معظم انقلاب حاشیه های جالب و مهمی داشت. اما آنچه این حاشیه ها را جذاب تر از همیشه می کرد، برخورد زیبای رهبر فرزانه انقلاب با سخنان انتقادی یکی از دانشجویان حاضر در این مراسم بود. همچون بقیه روزهایی که دیدارهای رهبری برگزار میشود، خیابان فلسطین پر بود از افرادی که با شوق ساعتها قبل از دیدار در حال ورود به حسینیه امام خمینی (ره) بودند. دقایقی برای دریافت کارت دیدار معطل شدیم. در این مدت پسر شهید دادمان را دیدم. شنیده بودم که قرار است در دیدار بهعنوان نخبه ادبی در محضر رهبری صحبت کند. اما گفت که بنیاد ملی نخبگان فرصت صحبت ایشان را منتفی کرده است. با حضور رهبري جلسه شروع شد. به روال معمول پس از قرائت قرآن و گزارش خانم سلطانخواه قرار بود بخشي از نخبگان ديدگاههايشان را با رهبري طرح كنند. خانم سلطانخواه در انتهاي گزارش در اقدامي شايسته از دكتر واعظزاده، رئيس سابق بنياد ملي نخبگان تقدير و تشكر كرد. نخبگان يك به يك شروع كردند به صحبت و تقريبا از هر دري سخن گفته شد. برخي نكات جالب و قابل تامل بود : · یکی از آقایان صحبت از دِین و مسوولیت نخبگان نسبت به جامعه کرد و اینکه شکوفایی استعدادمان را مرهون اين كشور هستیم، پس باید با وجود مشکلات تلاش کنیم که کاری برای جامعه انجام دهیم. ايشان در انتهای صحبتش، صميمانه خطاب به رهبری گفت كه ما برای ناله کردن اينجا نیامدیم. آمدیم که بگوییم میخواهیم راهي را كه شما ميخواهيد برویم. · بخش زيادي از نخبگان مکرراً از ضرورت نگاه دینی و بومی و اسلامی به مسائل كشور كردند و اينكه نبايد متأثر از غرب بشويم و با امكانات كشورمان مسائل آنها را حل كنيم كه اين نگاه مورد تقدير رهبري هم قرار گرفت. · نخبه ديگري از ضرورت توجه به تصوير نیازهای آینده کشور وحرکت علمی به سمت نیازهای آينده كشور گفت و اينكه بايد تمدن ايراني و اسلامي را براي هدايت روند علمي كشور ترسيم كنيم. · خانمي از آقا خواست تا هدیهای معنوی به جمع بدهند : دعا برای پدر و مادرهای بچهها. فرصت تمام شد و دوباره مثل همیشه چند نفری در جمع دست بالا بردند که صحبت کنند. یکی هم پا شد كه صحبت كند اما با فشار زیاد اطرافيان منصرف شد و نشست. اين صحنه از چشم آقا پنهان نماند. آقا رو به وسط جمعیت کردند و گفتند: آن برادری که پا شده بود و نشاندنش بیاید صحبت کند. برادر متقاضي در جايگاه قرار گرفت. معلوم شد دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف است. ابتدا از نحوه انتخاب افراد گله كرد و گفت كاش به گونهاي انتخاب انجام ميشد كه ما بدانيم چگونه ميتوانيم صحبت كنيم. چند مقدمه را طرح کرد که همگی نشاندهنده این بود که میخواهد حرفهای متفاوتی بزند. گفت از روی دلسوزی برای ملت این حرفها را میزند. فکر میکند که اگر این نکات رعایت شود گشایشی در کشور خواهد بود. لحنش صريح بود اما مودبانه. اول از صدا و سیما گله کرد. اینکه واقعیتهای جامعه را درست بیان نمیکند و اینکه فضای گفتگوی آزاد در آن نیست. وقايع را گزينشي پخش ميكند و... گفت اگر بخواهيم رسانههاي كشور اخلاقي شوند بايد بزرگ رسانهها آغازگر آن باشد. در بخش دوم از بسته بودن فضای نقد رهبری گله کرد. گفت نميپذیرد كه کسی نقدی ندارد. اما شاید عدهای در نقد رهبری رودربایستی داشته باشند اما به هر حال این فضا خوب نیست. گاهی سخنانش نیش های سیاسی تندی هم داشت که برخی دانشجویان و نخبگان صدایشان درآمده بود اما رهبری به آرامی گوش می دادند. در محور سوم از رابطه حکومت با مردم گله کرد و اینکه حکومت باید رئوفانهتر با مردم برخورد کند، تا فضاي جامعه اخلاقي شود. از برخی برخوردهای پس از انتخابات با معترضان گلایه داشت و گفت اگر فضاي جامعه رو به اخلاقي شدن نميرود بايد در سياستهاي سيساله تجديد نظر كنيم. در اواسط صحبتش یادداشتی حاکی از اتمام وقت به ایشان دادند. رو به آقا گفت: می گویند كه وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم. آقا با کمال اشتیاق فرمودند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبتهای شما هستم. صحبتهایش را در کمال آرامش تا انتها به پایان رساند و از وقتی که به او داده شد، تشکر کرد. جالب آنکه برای سایر نخبگان 4 دقیقه وقت در نظر گرفته بودند اما این دانشجو با وجود اتمام وقت با اجازه آقا، بیشتر از 10 دقیقه صحبت و انتقاد کرد. آقا هم به او مثل سایر سخنرانان «طیب الله انفسکم» گفت. رهبری در صحبتهایش چند باری به صحبتهای این جوان پاسخ دادند و او را برادر عزیز خطاب کردند و گفتند: « اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت ميشوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت ميشوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال ميكنند من خوشم نمىآيد، نميزنند؛ از نگفتنش ناراحت ميشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نميشوم. اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.» البته پس از صحبتهاي اين جوان افراد ديگري هم بلند شدند. از جمله پسر شهيد دادمان _ که اتفاقا به صحبتهای آن دانشجو انتقاد داشت_ رو به آقا گفت كه به ما هم كه از بخش ديگري از دانشجويان بوديم اجازه صحبت داده نشد كه آقا فرمودند اين را بگذاريد به حساب كمبود وقت. البته دادمان انتقادهایش را به صحبت های آن دانشجو در چند جمله گفت و نشست. جوان ديگري هم چفيه آقا را به عنوان هديه مطالبه كرد كه آقا موافقت كردند. جلسه فضاي خاصي پيدا كرده بود و جمع مشتاقانه منتظر سخنان مولاي خود بودند. رهبري سخنان را آغاز كردند و نكات مهمي را طرح كردند: · ابراز خوشحالي از جلسه و ابراز خوشحالي از اينكه سخنان نخبگان هر سال قويتر و عميقتر از قبل ميشود. · یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی به نخبگان با خدمت به كشور · تأکید بر اهمیت علم در اقتدار جمهوری اسلامی و اینکه پول کافی نیست. چرا كه برخي كشورها همچون كشور سعودي پول دارند اما اقتدار سياسي ندارند. بخشي از سخنان رهبري هم پاسخ به سخنان اين جوان بود : · درباره مسائل پس از انتخابات يك سینه پر از حرف است... اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.
· با نقد رهبری مخالف نیستم. برخی وقتها به من میگفتند که در تابلوهای اعلانات فلان دانشگاه نقدهای تند و حتی توهینآمیز میشود. میگفتم خوب بشود اشکالی ندارد. بگذارید دانشجویان با هم آزادانه در محیط دانشگاه بحث کنند و پاسخ بدهند. البته الان هم نقد رهبري انجام ميشود و زياد هم انجام ميشود. به گوش من هم ميرسد. · اين را هم شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همهى برنامههاى صدا و سيما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلى از برنامههاى صدا و سيما بنده راضى هم نيستم؛ از جمله، از همين من راضى نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبليغاتى و حرفهائى كه زده شد و تظاهراتى كه ميشد و مجادلاتى كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعنى ما آزادانديشيم! · من هم معتقدم صدا و سیما همه واقعیتهای جامعه را منعکس نمیکنند اگر صدا و سيما ميتوانست واقعيات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانيد امروز اميد نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دينش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بيشتر از حالا بود. اين ايراد ماست به صدا و سيما · در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ ...مسئلهى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟! · اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه ميشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئهها در داخل كشور محور حركت قرار ميگيرد، خودش اصلاً نفهمد. · در همين حوادث سياسى اخير و در مجموع حوادث اين سى سال، كشور بتدريج به مجموعهى مصونيتدار، ضد ضربه، ضد بمب تبديل شده؛
هميشه دلم ميخواست يك بار فرصت صحبت در حضور رهبري به جواناني كه متفاوت از ما فكر ميكنند داده شود. بسياري از آنها را مغرض نميدانم بلكه متاثر از فضاي سنگين رسانهاي هستند. يادم هست كه نهاد نمايندگي ولي فقيه در يكي از ديدارهاي دانشجويي ماه رمضان از يكي از تشكلهاي به اصطلاح دوم خردادی دعوت كرد. اما آنها قبول نكردند. ظاهرا نميخواستند اين تريبون را به رسميت بشناسند. بنده هم در دو مرتبهاي كه محضر رهبري صحبت كردم ارادهاي مبني بر ممانعت احساس نكردم. ديدارهايي كه توفيق ما شد همه داراي روالهاي مشخص براي انتخاب افراد بود. مثلا نماينده تشكلها. به ما ميگفتند آقا از تملق خوشش نميآيد، صراحت را دوست دارد و... به هر حال تا كنون اين اتفاق کمتر افتاده بود. رهبري هم بعضا از اين روند گلايه كرده بودند. امروز خيلي خوشحال شدم كه قشر ديگري از جوانان كشور، ديدگاههايشان را با رهبري طرح كردند. تجربه نشان داده بود كه رهبري از آنها استقبال ميكند، سخنانشان را گوش ميدهد و به آنها پاسخ ميدهد. بر خلاف برخي تبليغات در نظام هراسي از اين اتفاق نيست. با آنکه خیلی ها در ابتدا از سخنان انتقادی آن دانشجو ناراحت بودند اما استقبال رهبری از این سخنان و پاسخهای مهم ایشان جلسه را بسیار لذت بخش کرد. وقتی جلسه را ترک می گفتیم، خدا را شکر می کردم از اینکه در جمهوری اسلامی دانشجوی معترض در مقابل بالاترین مقام کشور به راحتی و بدون ترس به تندی انتقاد می کند و با متانت پاسخ می شنود و رهبری از او تشکر می کند. ای کاش همه مسوولان سعه صدر و برخورد پدرانه با منتقد را از رهبری درس بگیرند.
|+| نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 |
(گذری بر ویژگیهای بارز شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران)
شاید یکی از مهمترین دغدغههای نسل جوان آرمانخواه و دغدغهدار نسبت به آینده انقلاب؛ پیدا کردن نقش و جایگاه خود در آینده انقلاب و پیشرفت آن است. این جایگاه هم باید بتواند با امرار معاش و زندگی آینده او سازگار بوده و هم باید احساس تأثیرگذاری (همان مجاهده در راه عقائد) در مسیر پیشرفت انقلاب در آن محسوس باشد. بهویژه برای نسلی که انتظار دارند نقش خود را توأمان با علم ایفا کنند؛ پیدا کردن این عرصه از اهمیت بیشتری برخوردار است. این سؤال در حال حاضر با عنوان "چه باید کرد؟" در جوامع دانشجویی مطرح است. موج تغییر رشته دانشجویان فنی به علوم انسانی و حتی گرایش به حوزه بخشی از پاسخهای نسل جوان به این سئوال است. اين مطلب در شماره ششم نشريه فتيان منتشر شده است. |+| نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388 |
به همراه یکی از همکاران به شهرستانی توسعه نیافته در جنوب شرقی کشور سفر کردیم. هدف سفر تحلیل علل توسعهنیافتگی این منطقه بود. در جلسهای با یکی از کشاورزان منطقه خاطره جالبی را شنیدیم که میتوان نتیجه قابل تاملی از آن گرفت.
|+| نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388 |
تقریبا یک سال پیش تصمیم گرفتم که دیگر در وبلاگ با سیاق گذشته مطلب ننویسم. مشغلههای فراوان و تغییر محیط کاری و مسئلههای ذهنی، مهمترین دلایل در آن مقطع بود.
اینک بنا به همان وعده بنا دارم مجددا نوشتن را آغاز کنم. البته این دفعه بیشتر مطالب از جنس تاملات تحلیلی درباره پیشرفت ایران اسلامی خواهد بود گرچه به عنوان یک فعال دانشجویی گهگاهی مطالبی درباره فضای سیاسی کشور و یا مسائل جنبش دانشجویی خواهم نوشت. خاستگاه نوشتههای جدید بیشتر تاملاتی در ریشههای مشکلات کشور در عرصه تصمیمگیری و اجرا است. البته قطعا برداشتهای دیگری از این پدیدهها میتوان کرد. بر این اساس علاقمندم که در نوشتههای جدید روایت بقیه دوستان از پدیدههای مذکور را هم بدانم. البته تقاضا دارم که مطالب تحلیلی عرصه پیشرفت کشور را با عینک سیاست نخوانند. |+| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 |
|
درباره وبلاگ
![]() اكثر مطالب اين وبلاگ، قبلا دستنوشتههاي سياسي و تجربيات فعاليتهاي دانشجويي بود.
بهواسطه نوع کارم، هر روز با مسائل و مشکلاتی در مسیر پیشرفت کشور مواجه میشوم. روی برخی از آنها فکر میکنم و به نتایجی میرسم که در دور جديد وبلاگ نويسي، برخی از آنها را با شما در میان میگذارم. دوست دارم با مشاركت شما اين تحليلها قويتر شود. سعی کردم که تحلیلهایم با تحلیلهای کوچه و بازار و تاکسیها فرق کند. گرچه آن تحلیلها در نوع خودش ارزشمند و آموزنده است.
پيوندهاي
روزانه
متن حكم دور دوم آقاي ضرغاميبه بهانه حكم تمديد رياست آقاي ضرغامي/ وظایف و اهداف رسانهی ملی تشكيل شورای هماهنگی مناطقآزاد تجاری صنعتی و مناطقویژهاقتصادی مروري بر پيشرفت كند طرح كاداستر در ايران و روزنه اي براي برون رفت مذاکره با آمريکا بیخاصيت بوده است احتمال ملغی شدن لایحه هدفمند کردن یارانه ها نامگذاري هفته خط امام ،عدالتخواهي واستكبار ستيزي نهالي كه به بار مينشيند دستهايي در كار است تحلیلی از عوامل مؤثر بر الگوی مصرف آرشيو پيوندها
آرشيو موضوعي
تحليل مسائل پيشرفت ايران اسلاميسياستگذاري و مديريت اقتصاد عدالتخواهي جنبش دانشجويي تحليل هاي سياسي پيوندها
جنیش عدالتخواه دانشجویی شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران مركز پژوهشهاي مجلس مسكن نيوز جامعه خبري تحليلي الف - - - - به اين ترتيب - طنزنوشتههای یک امید مهدینژاد پلخمون - محمد جواد ميري رجز مویه- سرودههاي اميد مهدينژاد زمبور - مهدي خالقي فتوتا - فلسفه تعليم و تربيت اسلامي .:: ساير وبلاگها::. آذرباد - محمد صالح مفتاح آرمانخواهي خاطرات جبهه روستاي فطرت آباد سرباز روح الله - روح الله رضوي فهميرا - مهدي دسترنج محرمانه - مالك شريعتي موشمي - سروش شهرياري نظر سوم هواخوري نوشته هاي پيشين
آبان 1388مهر 1388 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آذر 1385 امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |