تبليغاتX
خودجوش

خانه | آرشيو | پست الکترونيک| خانگي سازي |ذخيره كردن صفحه | اضافه به علاقه منديها

بازتاب فيلتر شد ... يادداشتي در اين مورد : متاسفيم ...
سايت خبري بازتاب در چند روز گذشته اعلام كرده بود كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خارج از موازين اعلام شده است. شايد كسي باور نمي كرد كه اين موضوع به اين سرعت عملي شده و مسئولين با پر رويي تمام اين سايت را فيلتر كنند.

نكات زير در اين مورد قابل تامل است :

سابقا برخورد با رسانه ها يا از سوي قوه قضائيه بود و يا از سوي هيئت نظارت وزارت ارشاد كه ابزار برخورد اين دو مرجع معمولا توقيف بود. مثال اين موضوع را در توقيف سايت باز در سال گذشته از سوي قوه قضائيه بود. لذا در نوع برخورد اين مراجع فيلتر كردن سابقه نداشته است. همه رسانه هاي مخاطب اين مراجه رسانه هاي رسمي و داري مجوز بودند.

از چندي پيش براي پايگاههاي اينترنتي نيز كميته مشتركي براي تشخيص مصاديق پايگاههاي غير مجاز تشكيل شد. برداشت از كاركرد اين كميته فيلتر كردن سايتهاي غير اخلاقي از يك سو سايتهاي مغرض و توطئه گر از سوي ديگر بود. بويژه درباره سايتهاي سياسي تلقي اين است كه سايتهاي وابسته به دشمنان و سايتهايي كه حاضر نيستند در چهارچوب قوانين كشور فعاليت نمايند بايستي توسط اين مرجع تعيين و فيلتر شود.

درباره بازتاب سابقه قبلي نشان مي دهد كه اين سايت متعهد به چهارچوب قانوني است. در گذشته پاسخگوي قوه قضائيه و ساير مراجع بوده است. لذا اگر قرار است برخوردي با اين سايت انجام شود اولا بايستي توسط قوه قضائيه و هيئت نظارت وزارت ارشاد باشد و ثانيا شكل برخورد نيز بايستي به صورت توقيف باشد و پس از آن توسط دادگاه صالحه بررسي لازم انجام شود.

نقش كميته فيلتر با وجود اين اهرمها قانوني و تعهد مجموعه بازتاب به نظام سوال برانگيز است و اينكه مسئولين بازتاب را هم چون بي بي سي و ... بر مي شمرند بسيار تاسف بار است.

ضمن اينكه بازتاب رسانه اي منتقد و تقريبا مستقل بود. اقبال عمومي به بازتاب قابل انكار نيست. اين اقدام در ذهن مخاطبان بيش از اينكه متخلف بودن بازتاب را نشان دهد ، انتقاد ناپذيري دولت را تقويت مي نمايد و نشان مي دهد كه دولت نهم همچنان ظرفيت انتقاد پذيري و پاسخگويي بسيار پاييني را دارد. 

لازم است در يك كلام خلاصه كنيم كه چنين برخوردهايي را نمي فهميم و بسيار متاسفيم . . .

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385  | 

 

محكوميت به خاطر اعتراض به زمين خواري
حجت الاسلام جهانشاهی، روحانی سیرجانی، به دلیل اعتراض به زمین خواری در سیرجان به حبس محکوم شد.

جهانشاهی که امام جماعت یکی از مساجد سیرجان است، نزد تمامی مردم این شهر به خلوص و دلسوزی مشهور بوده و تمام دستگاه های اطلاعاتی و انتظامی نتوانسته اند اتهام دیگری جز لفظ "تند بودن" به عملکرد و سابقه پاک و شفاف او وارد کنند. وی مدتهاست با دغدغه های عدالتخواهانه به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی مردمی در سیرجان می پردازد و اخیراً حرکتهایی برای مقابله با زمین خواران سیرجان آغاز کرده است. وی پس از جمع آوری طومار مردمی و انتشار نشریه فریاد عدالت در اعتراض به این پدیده شوم اقتصادی، از سوی دادگاه به حبس محکوم شده است.

گفتنی است زمین خواری در سیرجان یکی از آشکارترین و شناخته شده ترین پدیده هاست.

میزان حبس تعیین شده برای حجت الاسلام جهانشاهی سه ماه و یک روز است که تعمداً بیش از سه ماه تعیین شده تا قابل خریدن نباشد.

مدعیان دینداری، دردمندی، آزاد اندیشی، عدالتخواهی، اطلاع رسانی بی طرف و غیره و غیره، بسم الله! کاری بکنید...

به نقل از وبلاگ پلخمون و سايت مطالبه

مقالات توضيحي را در ستون پيوندهاي روزانه بخوانيد

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385  | 

 

چرا صدا و سيما با قطع صدا پاسخ انتقادات را ميدهد ؟

اتفاق طرح شده در يادداشت قبلي در نوع خود از كم سابقه ترين رويدادها در رسانه ملي است.

يعني اينكه منتقدي دعوت شود و پس از دقايقي صحبت عالي ترين مقام رسانه ملي وارد عمل شده و پيامي با مضمون "نقد نكنيد" را توسط مسئولان برنامه به گوش ايشان برساند.

ضمن اينكه شنيده هاي حاكي است كه سردبير برنامه پس از پخش با تهديدهاي فراوان از سوي مديران سازمان مواجه شده و حتي در يك جلسه 2.5 در دفتر رئيس سازمان پاسخگوي رويداد فوق بوده است.

اين حجم از واكنشها در نوع خود جاي تحليل بسيار دارد. شايد برخي علل ماجر به شرح زير باشد : 

 

اول :‌ شفافيت انتقادات مطرح شده. اين بار  نقد سازمان  به حوزه هاي بسيار روشن كشيده شده و ديگر سخن از نتوانستن (به دلايلي امكاناتي و نيروي انساني و ... ) نبود بلكه سخن از نخواستن (عدم اراده) و يا ندانستن (ضعف مسئولين) به ميان آمد.

 

دوم : تا كنون همه بحث ها در فضاي كلي طرح مي شده است اما اين بار به طور مصداقي روشن شد كه اراده سازمان و فضاي فكري حاكم بر آن بسيار متفاوت از آنچه كه بايستي باشد، است.

 

سوم :‌ تا كنون غالب نقد ها سلبي بود يعني به پخش نوعي از برنامه ها ايراد وارد مي شد. ليكن اين بار در كنار نقد به آنچه امروز پخش مي شود از آ«چه كه پخش نمي شود هم سخن به ميان آمد.

 

چهارم :‌اين بار منتقدين براي رد پاسخها و توجيهات مسئولين سازمان ادله محكم داشتن و توانستند فضاي ابهام و مغالطه را بشكنند و آن شفاف در معرض افكار عمومي قرار دهند.

 

به هر حال همه اتفاق رخ داده ضعف مسئولين سازمان را به نمايش مي گذارد. يعني واقعيتي كه ديگر قابل توجيه نيست و رفته رفته عيان تر مي شود و فقط مانده تا كسي آن را عيان كند ... مهمترين برهان اين ادعا مواردي كه سخنان آقاي جليي قطع مي شود است، دو مورد زير را توجه نمائيد :

 

1

جليلي : ما حرف خاصي نمي زنيم ما حرفهاي مقام معظم رهبري را مي خوانيم و مي گوييم ايشان دو سال پيش اين را گفته اند شما چه كار كرده ايد. خيلي مشخص . يك سوال خيلي مشخص...

مجري : خب اين همه درگيري ندارد... جليلي : ما اصلا ...

قطع صدا و پخش موسيقي

 

يعني به محض اينكه آقاي جليلي سخن از مطالبات رهبري به ميان آوردند دست اندركاران برنامه صداي ايشان را قطع كردند. براستي ترس از پاسخگويي در برابر مطالبات رهبري پس از دو سال براي چيست؟‌

 

2

جليلي : ... من يك سوال ديگر دارم : آيا مديران پرشيا سوار جردن نشين مي توانند ارمانهاي اسلام پابرهنگان و انقلاب مستضعفان را محقق كنند ؟

مجري: آيا اين مديران فقط در سازمان صدا و سيما هستند ؟

جليلي : نه در كل . اين يك سوال تئوريك است. يك سوال شعاري نيست.

دكتر قرني : شما بايد ثابت كنيد كه همه مديران سازمان پرشيا سوارند.

جليلي : من مي خواهم بگويم كه ما اگر مي خواهيم به سمتي يك جامعه اي برويم آن يك لوازمي دارد كه بخشي اش لوازم فكري است. ما بايد از لحاظ روحي و شخصيتي ...

قطع صدا و پخش موسيقي

 

وقتي سخن از سيره فردي مديران سازمان صدا و سيما به ميان آمد و ايشان در حال طرح يك سوال تئوريك بودند كه در آن به ميزان تاثير گذاري سيره فردي در منش مديريتي افراد پرداخته شود، صداي ايشان قطع مي شود.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

مشروح مناظره راديويي آقاي جليلي با دكتر قرني ... ما كه عروسك خيمه شب بازي نيستيم كه در ويترين شما قر
چهارشنبه گذشته آقاي جليلي سردبير سوره به همراه دكتر كوشكي و دكتر قرني (از مسئولين صدا و سيما) ميهمان برنامه ساعت بيست و پنج شبكه جوان با موضوع نسبت دين و رسانه بودند. این جلسه دومین جلسه از جلسات نقد دینداری در تلویزیون بود که در اواسط برنامه دفتر آقاي مهندس ضرغامي (رئیس سازمان صدا وسیما) پيامي به اين مضمون به مديران برنامه مي دهند به این مضمون که: " از آقاي جليلي بخواهيد كه نقد نكنند. " آقاي جليلي با طرح اين پيام در برنامه زنده ، به اين موضوع واكنش شديد نشان مي دهند.


در طول اين برنامه ، سه بار انتقادات آقاي جليلي قطع می شود و دست اندرکاران برنامه اقدام به پخش موسيقي می نمایند.بخشهايي از برنامه كه شامل نقدهاي آقاي جليلي است جهت اطلاع خوانندگان آورده مي شود :





بخش اول : سخنان آغازين آقاي جليلي


نوع نگاه انتقادي ما به صدا و سيما بيشتر از اينكه معطوف به برنامه هايي باشد كه در راديو و تلويزيون پخش مي شود، معطوف به برنامه هايي است كه پخش نمي شود. به صرف اينكه يك شبكه تخصصي در مورد فلان بخش از دين تاسيس شود نمي توان گفت كه دچار سكولاريسم رسانه اي شده ايم، بايد محتواي آن بخش را بررسي كرد و دقيقتر ارزيابي كرد. من مي خواهم بگويم كه سكولاريسم در سازمان راديو و تلويزيون بيشتر معطوف است به برنامه هايي كه ساخته نمي شود. يعني بخشي از دين كه در صدا و سيما حذف مي شود نه بخشي از دين كه به شكل غير طبيعي در جامعه پمپاژ‍ مي شود ...

منظور اين نيست كه برخي مفاهيم كه ما معتقديم مفاهيم مهمتري هستند اصلا" مطرح نمي شوند. رسانه كار اصلي اش ضريب دادن است. مهمترين اتفاقي كه در رسانه مي افتد، ضريب دادن است. شما ممكن يك روزنامه را ورق بزنيد تيتر يك آن تيتر سياسي خيلي تند باشد، تيتر دو آن ورزشي باشد و در صفحه حوادث در گوشه اي نوشته باشد كه فلان مستخدم مدرسه در فلان جا به خاطر فقر خودكشي كرد. اين طور نيست كه خبر را نياورده باشد و نگفته باشد ولي خبر را با يك ضريب خيلي كوچك مطرح كرده است. اين فساد رسانه است. يعني هم حرف را مطرح مي كند، هم به آن ضريب خيلي خيلي كوچكتر از يك مسئله پيش پا افتاده سياسي مي دهد. يعني ضرايب را در ذهنيت افكار عمومي جابجا مي كند. شما مي بينيد دو قلو زائيدن گاوي در ايذه مي شود خبر و پيرامون آن در بخشهاي مختلف خبري بحث مي شود، ولي راجع به بسياري از مواردي كه از لحاظ شرعي، قانوني، اخلاقي و عرفي اهميت بسيار دارد، يا بحثي مطرح نمي شود و يا با ضريب بسيار بسيار پايين طرح مي شود.

به طور مشخص غفلت اصلي صدا و سيما از مفهوم عدالت است . متاسفانه عدالت به مفهوم انقلابي و اسلامي خودش در صدا و سيما مورد اهتمام نيست. ما از عدالتي سخن مي گوييم كه انقلاب را بوجود آورده و اين مناصب را در اختيار مسئولين قرار داده است. بهترين مفسرين اين نوع عدالت رهبران اين انقلاب هستند. اين عدالت امروز مورد اهتمام در صدا و سيما نيست.

اگر جايي اقدامي انجام مي شود و يا اقدام انجام نمي شود دو ريشه دارد: يكي علم و ديگري اراده. اگر كاري انجام نمي شود بعضي جاها علم نداريم كه چگونه بايد انجام شود و بعضي اوقات علم داريم اما اراده نداريم. يعني مي دانيم كه بايستي چه شود اما اراده انجام آن را نداريم .مثلا همين صحبتهايي كه شما از مقام معظم رهبري پخش كرديد دو سال پيش طرح شده است. ولي فقيه آمده است نه تنها مباني ايدئولو‍ ژیك، بلكه تا سطح مصاديق ورود كرده است. برنامه هاي شما را ديده اند و نقد دقيق كرده اند و به شما گفته اند كه اين كار را بكنيد و ان كار را نكنيد... مي خواهم بگويم در آنجايي كه تكليف صد در صد مشخص بوده و شما مشكل تئوريك و نيرو نداشته ايد چه كرده ايد؟

زماني مي شود صداقت شما را در اينكه در حال برنامه ريزي و تهيه مانيفست و ... باور كرد كه آنچه را كه بلد بوده ايد انجام داده باشيد. "من عمل بما علم، علم الله ما لا يعلم"


بخش دوم : اعلام پيام آقاي ضرغامي از سوي آقاي جليلي و واكنش شديد ايشان :


جليلي : ...يك وقت من اينجا تهمت مي زنم. شما مي روي شكايت مي كنيد كه گفتيد در سازمان صدا و سيما انجمن حجتيه نفوذ كرده. خيلي خوب يك فرصتي براي من فراهم مي شود، مي آيم در دادگاه بحثهايم را جدي تر مطرح مي كنم. ما كه عروسك خيمه شب بازي نيستيم كه در ويترين شما قرار بگيريم و ويترين انتقاد پذيري صداو سيما را تكميل بكنيم.

مجري : آقاي جليلي مي گذاريد من صحبت كنم.

جليلي : شما نمي گذاريد من صحبت كنم. ما 30 شماره است در مجله سوره ...

مجري : مجبوريم صدا را بگیريم

جليلي : عيبي ندارد صدا را بگيريد ...

مجري : صدا را بگيريد...


قطع صداي آقاي جليلي و پخش موسيقي


مجري : اينكه از دفتر آقاي مهندس ضرغامي تماس گرفته شده كه نقد انجام نشود به خاطر اين است كه دكتر قرني حضور نداشته اند، آقاي دكتر كوشكي هم روي خط نبودند و هيچ مسئولي از طرف سازمان نبود كه پاسخگو باشد. به خاطر همين گفته اند كه يك طرفه نقد نكنيد.

جليلي : من از خيابان حافظ آمده ام و اينها همين بغل گوششان نيامدند

مجري : الان آقاي دكتر قرني مي توانند به شما پاسخ دهند.

جليلي : ما در خدمتشان هستيم.مجري : و اينكه شما انتقاد مي كنيد كه سازمان صدا و سيما اجازه نمي دهد كه برنامه حرفه اي ساخته شود... من احساس مي كنم كه اگر قرار بود اين اتفاق بيفتد اصلا از آقاي جليلي دعوت نمي شد.

جليلي : نه خير ... بهترين راه اين است كه دعوت كنيم و در يك چهارچوب قرارش بدهيم كه هم پُزَش را بدهيم. اداي انتقاد در بياوريم ...

مجري : اصلا اين طور نيست اگر قرار بود كه ما اداي انتقاد را در بياوريم مطمئن باشيد اين هفته دعوت نمي شديد. اين را من اميدورام شما و شنوندگان مد نظر داشته باشيد.

جليلي : ما حرف خاصي نمي زنيم ما حرفهاي مقام معظم رهبري را مي خوانيم و مي گوييم ايشان دو سال پيش اين را گفته اند شما چه كار كرده ايد. خيلي مشخص . يك سوال خيلي مشخص...

مجري : خب اين همه درگيري ندارد... جليلي : ما اصلا ...


قطع صدا و پخش موسيقي


بخش سوم : بخش پاياني برنامه


جليلي : ...من مي خواستنم امروز اگر فرصتي فراهم مي شد پاسخ بدهم به پاسخهايي كه صدا و سيما به منتقدين خودش مي دهد. يك ليستي دارد صدا و سيما... يكي اينكه مي گويد شما شعار مي دهيد. منتقدين شعار مي دهند. خودشون كار بلد نيستند، فقط بلدند نقد بكنند...

مجري : اين را كي صدا و سيما، كجا گفته است ؟

جليلي : جلسه پيش آقاي دكتر بهنام همين جا نشسته بود همين حرفها را زد. گفت : " شما داريد شعار مي دهيد خوب است كه راهكار ارائه كنيد." اين را گفت يا نگفت؟‌ مدير كل ارزشيابي و نظارت سيما.

مجري : ‌ايشان گفتند بياييم مصداقي صحبت كنيم.

جليلي : نه خير. اين دقيقا لفظ ايشان بود. مي گويند آقا منتقدين كه كار بلد نيستند. اينها فقط بلدند شعار بدهند. من مي خواهم بگويم كه اگر مي بينيد ما بعضي وقتها صدايمان تند مي شود و... بخاطر اين است كه مي بينيم خيلي كارها را با همين نيروها، با همين سازمان و با همين ابزارها مي توان انجام داد و اجازه اش پيدا نمي شود. يك نمونه بگويم. آقاي رضا زاده محمدي نفر اول مطبوعات كشور، نويسنده مجله سوره. ايشان مقالات متعددي در نقد صدا و سيما نوشته اند و همان مقالات از سوي يك جمع رسانه اي كشور – هيئت داوران جشنواره مطبوعات – به عنوان مقالات برگزيده سال انتخاب شده اند. ايشان گزارش اجتماعي 7:45 صبح راديو را مي نوشتند كه بسيار برنامه جذابي بود. جلوي كار ايشان را گرفتند. اين يك نمونه است و از اين نمونه ها زياد است. دوستان مي گويند جامعه كه نايستاده است كه شما برويد بحثهاي نظري را انجام بدهيد و به نتيجه برسانيد بعد بياييد برنامه بسازيد. چطور است كه براي جام جهاني از شش ماه قبل ، يك سال قبل تمام برنامه ها رديف مي شود ...

دكتر كوشكي : اما براي ماه محرم نمي شود ...

جليلي : اصلا بحث مناسبتي نيست من مي خواهم بگويم چطور است كه خيلي مباحث سريع به نتيجه مي رسد ولي... از عدالت مهمتر ما چي داريم ؟ مقام معظم رهبري مي فرمايند : " فلسفه وجودي نظام ولايت فقيه عدالت است اگر عدالتخواهي نباشد ما اينجا چكاره ايم ؟ " براي اين ما بحث داريم ... شما ببينيد اتفاقاتي كه در صدا و سيما نمي افتند چه فسادهايي به دنبال دارد يعني اگر صدا و سيماي ما در بعضي حوزه ها قوي عمل نكند چه فسادهايي ايجاد مي شود ...

مجري :‌ يعني شما مي گوييد شايد رسانه تلويزيون كاركرد خودش در عرصه دين را ندارد و اين را بايستي تغيير دهد و اصلاح كند.

جليلي : من يك جمله بگويم و تمامش كنم. اگر مسئله درست طرح شود به جواب درست خودش مي رسد. اگر مسئله را اينگونه طرح كرديم كه محافل علمي ما راجع به نسبت بين مدرنيته و سنت به يك نتيجه اي برسند و رسانه هاي جديد حاصل دوران مدرن است و اينها با تفكر ما همخواني ندارد و ... اين طرح بحث غلط است.

من يك سوال ديگر دارم : آيا مديران پرشيا سوار جردن نشين مي توانند ارمانهاي اسلام پابرهنگان و انقلاب مستضعفان را محقق كنند ؟ مجري: آيا اين مديران فقط در سازمان صدا و سيما هستند ؟

جليلي : نه در كل . اين يك سوال تئوريك است. يك سوال شعاري نيست.

دكتر قرني : شما بايد ثابت كنيد كه همه مديران سازمان پرشيا سوارند.

جليلي : من مي خواهم بگويم كه ما اگر مي خواهيم به سمتي يك جامعه اي برويم آن يك لوازمي دارد كه بخشي اش لوازم فكري است. ما بايد از لحاظ روحي و شخصيتي ...

قطع صدا و پخش موسيقي

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

در تکمیل یادداشت " لوازم آرمانخواهی فارغ التحصیلان " از سایت مطالبه (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وب
یادداشت سایت مطالبه در موضوع لوازم آرمانخواهي - سايت مطالبه نکات ارزنده و قابل توجهی را در بر داشت. در ادامه ازمنظری دیگر برخی عللی که منجر به جدا شدن فارغ التحصیلان از این ورطه می شود را مختصر طرح می نماییم. ابتدا از فعالین مختلف دانشجویی عذر خواهی می کنیم انشا الله که شما از دسته های زیر نباشید.

میان فعالین دانشجویی با آرمانخواهی بایستی اندکی تفاوت قائل شد. نوع فراگیر این پدیده به ورطه روزمرگی افتادن بخش زیادی از افرادی است که در دوران دانشجویی جز فعالترین دانشجویان و پرسر و صدا ترین و ظاهرا مطالبه کننده و ... بوده اند. و اگر بخواهیم این پدیده را خوب موشکافی کنیم ( که این نوشته فقط می تواند طرح موضوع کند ) باید بررسی کنیم که اولا فرد یا افراد مورد نظر که بوده اند و ثانیا چه شرایطی تغییر کرده و با چه شرایطی مواجه شده اند. در این موضوعات موارد زیر قابل طرح است :
اول : حقیقت آنست که همه کسانی که بعضا به عنوان فعال دانشجویی شناخته می شوند رکن آرمانخواهی را به صورت معرفتی و شناخته شده همراه ندارند. آنچه که از ایشان بروز می کند تماما آرمانخواهی نیست گرچه ظاهری آرمانخواهانه دارد. کنجکاوی ، هیجانات جوانی ، تجربه، بازیهای سیاسی، انگیزه ی توهمی انجام وظیفه (بویژه در بسیج دانشجویی) و حتی خدای نکرده شهوت شهرت، جبران کردن برخی کمبودها و شکستهای زندگی (مثل عدم موفقیت در تحصیل و ...) و... می تواند انگیزه های ابتدایی فعالیتهای ظاهرا آرمانخواهانه باشد. لذا آرمانخواهی در تمام وجود ایشان و عرصه های مختلف زندگی ایشان رسوخ نکرده است که با تغییر شرایط و ... پایدار بماند. با دقت در عرصه های مختلف زندگی این دسته از فعالین دانشجویی روشن می شود که در مقام عمل در همان دوران دانشجویی هم بعضا به آرمانهای مطرح شده پایبندی کامل وجود ندارد و دین کاریکاتوری در زندگی این دسته نمود دارد.
البته بدیهی است که نویسنده انتظار ندارد همه فعالین دانشجویی ابتدا به ساکن و در بدو ورود به دانشگاه چنین باشند لیکن حرکت به سمت تعمیق معرفتی آرمانخواهی و تسری آن به عرصه های عملی زندگی از ضرورتهای حین (ضمنی) فعالیتهای دانشجویی است. در این صورت می توان امید داشت تا به سمت زندگی در دیدگاه شهید آوینی (ره) حرکت نماییم: ما برای حفظ استقلال و اقامه عدل بر کرده زمین باید بیاموزیم که چگونه در یک مبارزه دائم زندگی کنیم. چرا که رسیدن به این نقطه نتیجه تلاشی طولانی است و یک شبه حاصل نمی گردد.
بر این اساس است که بارها و بارها به فعالین دانشجویی توصیه شده است که نسبت به شناخت محیطی که در آن هستند؛ هدفی که دنبال می کنند ، دورانی که پشت سر می گذارند و آینده ای که پیش روی دارند تعمق و تدبر نمایند و سعی نمایند فعالیتهای دوران دانشجویی را به عنوان قطعه ای از پازل زندگی ببینند تا بتوانند.

دوم : دانشگاههای فعلی کشور دارای فضای پاستوریزه هستند که در آن دیوارها و نگهبانان مانع از انعکاس مشکلات حقیقی جامعه به درون دانشگاه می شوند. به دیگر سخن آسیب گسست دانشگاه از جامعه همچنان یکی از مشکلات دانشگاههای کشور می باشد. تا چند سال قبل (و البته با تساهل و تسامح همچنان) در فعالیتهای دانشجویی مشکلات و مطالبات حقیقی مردم و جامعه نمود پیدا نمی کند. (به جز معدودی از تشکلها)
حال آنکه شناخت و درک و لمس مشکلات جامعه از ملزومات یک مبارزه حقیقی برای مطالبه آرمانهاست.
با این وضعیت دانشجویان فعال دانشجویی (اعم از آرمانخواهان حقیقی و یا مابقی) در یک بازه کوتاه از چنین فضایی با چنین فعالیتهایی (که همه اش سخن از گل و بلبل و گفتگو و آزادی و دموکراسی و اثبات نظریه الف و ... می باشد) خارج شده و به فضای دیگری پر از مشکلات متعدد اقتصادی و اداری و اجتماعی و ... وارد می شود. مسئولیتها و فشارهای ناشی از تاهل، مشکل شغل و کسب درآمد برای اداره زندگی، مشکلات زندگی به معنای حیات (نظیر بوراکراسی اداری ، گرانی ، ترافیک و.. ) و ... بر ایشان وارد می شود. حال در این فضا فراموشی فضای آرمانخواهی و لغزیدن در مرداب روزمرگی چندان هم تعجب برانگیز نخواهد بود مگر کسانی که :
1- گذشته فرد : کسانی که قبل از این تمرین کرده اند که با آرمانخواهی زندگی کنند و خود را در مقابل این مشکلات بیمه کرده اند. زندگی ساده ، تحمل سختی ها ، چگونگی مواجهه با مشکلات و ... را آموخته و برای خود جا انداخته اند. یعنی مشمول این جمله امام خمینی (ره) باشند که : " تنها کسانی با ما تا آخر خط می مانند که درد فقر و محرومیت را چشیده باشند."
2- اعتقادات فرد : کسانی که بن دندان معتقد به آرمانخواهی هستند یعنی دسته خواص مقاوم. این دسته اگر هم تا کنون هم برای مقابله با این فشارها خود را آماده نکرده اند به حکم اعتقاد راسخشان و توکل بر خدا و لطف او به سرعت می اموزند که چگونه زندگی با این هجمه مشکلات مقابله نمایند.
3- همسر فرد : کسانی که توانسته اند همسرِ همراهِ آرمانخواهی انتخاب کنند که با استفاده از پتانسیل دو تا شدن (همان پتانسیل همسازی) نه تنها در سختی ها همراه او باشد بلکه بتواند او را در مقابله با سختی ها یاری و پشتیبانی کند که اگر او خواست عقب نشینی کند ، همسرش نگذارد و بالعکس.
4- و به تعداد زیاد می توان عوامل نوشت : میزان استقلال فرد از عوامل بیرونی ، محیطی که در آن حضور داشته است و دایره دوستان و معاشرت ها و ... لیکن سه عامل مطرح شده اصلی ترین عوامل می باشند.
و یرزقه من حیث لایحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ الامر و قد جعل الله لکل شی قدرا

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

لغو قطعنامه پیش شرط آغاز مذاکرات (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
درباره قطعنامه صادره شورای امنیت نکاتی چند قابل طرح است :

1- بی اثر بودن قطعنامه طرح امری غیر قابل انکار است. شناخت ابتدایی از روحیات ملت ایران و سابقه تاریخی ایشان قبل و بعد انقلاب براحتی نشان می دهد که جسارت زیر پا گذاشتن هر قانون غیر عادلانه ای حتی از سوی شورای امنیت در ایران و ایرانیان وجود دارد و خلاصه شورای امنیت آخر دنیا نبوده و نیست.
2- درباره تحریمها هم روشن است که گرچه کمی کار را سخت می نماید اما خود نعمتی است که بایستی از آن استفاده کرد.
3- متاسفانه برخی از موضعگیری های داخلی از سوی مسئولین حاوی اعلام آمادگی برای مذاکرات بود که به نظر اشتباه می آید. از قبل هم گفته شده بود و اینک هم باید عمل شود که پیام این قطعنامه پایان راه مذاکره است و برداشت عمومی ما این است که آنها دنبال مذاکره نیستند. تن دادن به مذاکره با وجود قطعنامه همان قصه هویج و چماق خواهد بود. لذا اینک ما بایستی پیش شرط لغو قطعنامه را برای نشستن بر سر مذاکرات طرح نماییم.
4- روابط با آژانس بین المللی انرژی هسته ای بایستی تعلیق و حتی تعطیل گردد چرا که علتی برای تداوم ان وجود ندارد. جز ضرر و محدودیت و ... ارمغان دیگری برای کشور ما نخواهد داشت.
5- اروپایی ها بازنده حقیقی این میدان می باشند ، چرا که اثبات کردند قادر نیستند نقشی مستقل از آمریکا در معادلات جهانی ایفا نمایند و همچنان در برابر فشارها می شکنند. حال آنکه اروپایی ها می توانستند با در نظر گرفتن حق مسلم ایران در بهره مندی از انرژی هسته ای و حل مسالمت آمیز این موضوع یکه تازی آمریکا در جهان را کاهش دهند.
6- آن دسته از قراردادها و روابط اقتصادی ما با سه کشور اروپایی که قابل لغو است بایستی لغو و به دیگر شرکتها واگذار شود. اگر برخی مدعی هستند که این اقدام تاثیری بر اقتصاد این سه کشور ندارد ما نیز مدعی هستیم که بر ما هم تاثیر چندانی ندارد و اگر هم داشته باشد اصولا وابستگی به این سه کشور لکه ننگ است و بایستی هزینه استقلال از این سه را هم پرداخت کرد. گرچه به نظر نویسنده این هزینه آنقدرها هم زیاد نیست.
7- روابط ما با روسیه و چین نیز باید شفاف تر شود. اینک به نظر می رسد که در میان طرفهای درگیر در موضوع روسیه و چین بیشترین سود را می برند چرا که از طرفین ماجرا امتیاز گرفته و در یک نقطه طرفین را به حداقلی راضی می نمایند. سیاستمداران عرصه خارجی بایستی معادلات دیپلماتیک را بگونه ای رقم بزنند که روسیه و چین صرفا به خاطر مصلحت خودشان و ... بدون امتیاز گرفتن از ما به نفع ما در معادلات وارد شوند. اصولا پناه بردن از آمریکا و اروپا به روسیه . چین غلط می باشد و ما بایستی مستقل در عرصه سیاست خارجی وارد شویم و به مزیت های نسبی خودمان متکی باشیم هر چند سخت است و پر هزینه اما ارزشمند. ضمن اینکه بایستی برای ملت ایران روشن شود که تا کنون چه امتیازهایی را در ازای چه دستاوردهایی به این دو کشور داده ایم

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

رکود و جنبش دانشجویی (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
معمولا از جنبش دانشجویی دو توقع عمده مطرح است که رکود یا عدم رکو آنها در تحقق و یا عدم تحقق این توقعات معنا می شود.
کارکرد اول جنبش دانشجویی مطالبه حقوق ملت از مسئولین است. به عبارت دیگر فعالین دانشجویی بلندگوی مطالبات عمومی می باشند. در این بعد متاسفانه در سالهای پس از 1377 تا سالیان اخیر (82) عملکرد قابل قبولی از جنبش دانسجویی در دست نیست. طرح مطالبات کاذب، فاصله گرفتن از مردم و مشکلات حقیقی آنها و .... از آسیبهای این دوران بوده است. در دو سه سال اخیر گرچه جریانات دانشجویی نظیر جنبش عدالتخواه توانستند این خلا را پر نمایند اما همچنان ضعف عدم مطالبه حقوق ملت و محدود شدن در دغدغه های کاذب جریانات سیاسی از آسیبهای حاکم بر اکثر جریانات دانشجویی است.
کارکرد دومی که برای جنبش دانشجویی متصور است جریان سازی اجتماعی و رقم زدن تحولات اجتماعی است. به عبارت مشهورجنبش دانشجویی قشر پیشرو جامعه می باشد. در این معنا البته کارکرد جنبش دانسجویی در سالهای اخیر قابل نقد جدی است. این ضعف که نتیجه ضعف اول بوده و خود را با تاخیر زمانی چند ساله نشان داده است منجر شده تا قشرهای دیگر سکوی هدایت افکار عمومی و تحولات جامعه را تصرف کنند و میزان اثرگذاری فعالیتهای دانشجویی در توده مردم به شدت کاهش یابد. انتخابات شورای شهر دوم ، مجلس هفتم و بویژه ریاست جمهوری نهم به خوبی گواه این مطلب است. البته در همین دوران هم بعضا رویدادهای تاثیر گذار و جریان سازی را شاهد بوده ایم (نظیر کارتن خوابها و ...) لیکن تعداد آنها در مقایسه با کارایی جنبش دانسجویی چندان قابل قبول نیست
بر این اساس ادعای اینکه جنبش دانشجویی سالهایی را در رکود گذرانده چندان غیر واقعی نیسات لیکن روی آوردن بخشی از جنبش دانشجویی به پیگیری مطالبات حقیقی مردم در سالیان اخیر می تواند نوید این باشد که با گذشت بازه زمانی چند ساله میزان اثرگذاری جنبش دانشجویی بر تحولات جامعه افزایش یابد. این بازه زمانی را می توان بازه زمانی جلب اعتماد عمومی دانست.
نکات قابل توجهی برای فعالین دانشجویی
اگر جنبش دانشجویی بخواهد جایگاه حقیقی خود را بازیابد بایستی ملزومات و شرایط آن را در نظر بگیرد. مهمترین ملزومات و شرایطی که آسیبهای فعلی جنبش دانشجویی برآمده از آن است را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :
1- آرمانخواهی : مهمترین رکن کلیدی جنبش دانشجویی است. پذیرش مصلحت اندیشی های محافظه کارانه از سوی جنبش دانشجویی منجر به فراموشی آرمانهای حقیقی میگردد.
2- حفظ استقلال در رای و نظر از دولت و احزاب سیاسی که منجر به تغییر لحن نقادنه عدم جرات
3- پشتوانه نظری و معرفتی
4- تفکر و تعمق برای نو آوری و ...

۵ - و ...

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

بازخوانی یک نامه ... چرايي تعطيلي يك اردوي جهادي
متاسفانه پس از گذشت چند ماه و انجام هماهنگي هاي بسيار با مسئولين مختلف امر ... با مخالفت با برگزاري نمايشگاه مقدماتي اردو که در آن علاوه بر معرفي اردو و ثبت نام از دانشجويان به موضوع مفاسد اقتصادي مبتني بر هدف سوم برگزاري اردو پرداخته شده بود ، موجبات ... و عدم برگزاري اردو را فراهم آوردند.
عمده نگاههاي ... در دو جلسه مورخ 6و 7 اسفندماه با برخي دانشجويان برگزار کننده بدين شرح مي باشد .
1- تفکيک بحث مطالبه گري از خدمت رساني
2- نا مناسب بودن زمان مطالبه
3- عموم دانشجويان قدرت تحليل آنچه که در موضوع مفاسد اقتصادي مطرح مي شود را ندارند.
4- پرداختن به مفاسد اقتصادي بدين شکل سياه نمايي است.
5- با توجه به فضاي بين المللي، پرداختن به موضوع مفاسد اقتصادي انحراف دادن اذهان عمومي است.
6- براي مطالبه گري نيازي به طرح در دانشگاه نيست و مي توان اين موضوع را در دستگاههاي مسئول نظير استانداري پيگيري نمود.

ديدگاه ستاد دانشجويي اردو پيرامون مسائل رخ داده به شرح زير است :
الف : رسالت اصلي دانشجو مطالبه است : رسالت اصلي دانشجويان در قبال مشکلات اقتصادي کشور مبتني بر پيام مقام معظم رهبري به جنبش دانشجويي در مورخ 21/8/81 مطالبه گري و زيرسوال بردن هر پديده ضد عدالت در کشور است. بر اين اساس حرکت خدمت رساني دانشجويان در اردوهاي جهادي امري نمادين براي تذکر بر متوليان امر، مسئولين و مردم براي توجه بيشتر به مسائل کشور است. عبارت صريح معظم له در اين پيام حجت اين ادعا است :

. . . اگر عدالت ـ عدالت واقعي و ملموس و نه فقط سخن گفتن از عدالت ـ آرزو و آرمان و هدف برنامه ريزي هاست , پس بايد هر پديده ي ضد عدالت در واقعيات كشور مورد سووال قرار گيرد.
مسابقه ي رفاه ميان مسوولان , بي اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه ريزان, ثروت هاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند , هزينه كردن اموال عمومي و اقدامهاي بدون اولويت , و به طريق اولي در كارهاي صرفا تشريفاتي , ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاههاي اقتصادي را به روي آنان مي گشايد , و خلاصه پديده ي بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت دردست كساني كه آمادگي دارند آنرا هزينه ي كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آنچه را هزينه كرده اند , گرد مي آورند.
اينها و امثال آن نقطه هاي استفهام برانگيزي ست كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي , ذهن و دل خود را به آن متوجه مي يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي شوند پاسخ مي طلبد و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضايي , عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه مي كند.
امروز اين مهمترين و مطرح ترين مسئله ي كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مومن نمي تواند نسبت به آن بي تفاوت بماند. (6/8/81)

متاسفانه پس از طرح اين موضوع ادعا مي گردد که مسئولين جديد دولت مبرا از اين مسائل مي باشند و توجه آنها به موضوع عدالت ، سلامت مسئولين . امثالهم برقرار است. سخن ما اينست که :
1- تلقين تقابل مطالبه گري با خدمت رساني مسئولين، مي تواند بيشترين آسيب را به دولت خدمتگذار وارد نمايد. استفاده از افکار عمومي و فشارهاي اجتماعي از بديهي ترين و کاراترين روشهاي اثبات شده در علوم اجتماعي و فعاليتهاي رسانه ايست. در نظر ما اين مطالبه نه مخرب دولت که بهترين کمک براي دولت در راه مبارزه با مفسدين اقتصادي و نشان همدلي و خواست مشترک دولت و ملت است. ما معتقديم اين دولت است که براي پيشبرد اهداف خود بيش از پيش نيازمند چنين فشارهاي اجتماعي اي است.
2- آنچه که مطالبه عمومي نسبت به آن شکل مي گردد مشکلات و تقصيرها است ، نه يافتن مقصر. لذا تا مشکلات و بي عدالتي ها در کشور است مطالبه از مسئولين بايستي ادامه داشت باشد و اين مسئله مستقل از حزب بنديهاي سياسي و طيف سياسي حاکم بر کشور است. اصولا دانشجويان اعتقادي به مصادره انديشه مقام معظم رهبري(حفظه ا... تعالي) در بازيهاي سياسي و حزب بنديهاي کاذب سياسي ندارند. نکته حائز اهميت براي جنبش دانشجويي تحقق عملي فرمايشات مقام معظم رهبري(حفظه ا... تعالي) است.
3- آنچه پس از تغيير دولت رخ داده است تغييرات در مديريت کلان کشور است و هنوز تا انتقال تفکر به مديريت مياني راه بسياري است.
4- آنچه که متن پيام مقام معظم رهبري(حفظه ا... تعالي) بر مي آيد اوامر ايشان صرفا ناظر به دولت نبوده بلکه قوه قضائيه و مجلس و... نيز مخاطب اوامر معظم له مي باشند

ب : زمان مطالبه ؟ مطرح شد که در شرايط بين المللي فعلي [اسفند ماه 1384] پرداختن به مفاسد اقتصادي انحراف دادن اذهان عمومي است و در پاسخ به اين سوال که زمان مطالبه کي است ؟ مطرح شد سالروز صدور پيام هشت ماده اي مقام معظم رهبري(حفظه ا... تعالي) . نکات زير به عنوان ديدگاههاي ستاد دانشجويي مطرح است :
1- گرچه حساسيت فضاي بين المللي حاکم براي جنبش دانشجويي قابل درک است، ليکن تعارض آن با پرداختن به مسائل داخلي نظام را درنيافتیم. سوال ما اين است که مگر شرايط بين المللي رو به بهبود هم مي رود. کدامين روز در 27 سال گذشته فشارهاي بين المللي بر نظام جمهوري اسلامي و دنياي اسلام نسبت به روز قبل کاهش یافته است. اگر بنا بر اين است که پرداختن به مشکلات دروني نظام به بهانه مشکلات بين المللي - آن هم از سوي جنبش دانشجويي- متوقف گردد بايستي به اين سئوال هم پاسخ داد که بالاخره کدامين زمان وقت مطالبه است؟
2- متاسفانه برخي آموزه هاي ديني، فرمايشات حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري (حفظه ا... تعالي ) به فراموشي سپرده شده و به جاي آنکه در هر لحظه به فکر عمل به آن باشيم و آن را متن زندگي خود بياوريم به موضوعاتي سالگردي تبديل شده اند. اگر اين مشکل در حوزه فردي، مسئوليتي فردي دارد، در حوزه اجتماعي جنبش دانشجويي معتقد است که هيچ يک از اوامر رهبري نمي بايست روي زمين بماند، امري که متاسفانه در مورد پيام هشت ماده اي معظم له به سران سه قوه در برخورد با مفاسد اقتصادي رخ داده و اکنون پس از چهار سال از صدور پيام آنگونه که شان پيام اقتضا مي کرد، عمل نشده است. (البته اين بدان معناي ناديده گرفتن تدبير، صبر و اقدامات انجام شده تاکنون از سوي جنبش دانشجويي نيست.)
3- تعارض ميان مسائل داخلي و خارجي امري پذيرفته نيست. معتقديم اقتدار در عرصه بين المللي جز با پشتوانه داخلي ميسر نمي باشد و پشتوانه داخلي جز با اعتماد ميان مردم و حکومت و همدلي و همزباني اين دو محقق نمي گردد. در اين صورت است که مردم حاضر به تحمل سختي هاي پديد آمده از دشمني استکبار جهاني با انقلاب اسلامي مي باشند. در اين راستا از بهترين دستاورد پرداختن به مفاسد اقتصادي که برخورد با عاملان آن خواست مردم و دولت است ؛ اعتماد بيش از پيش مردم به دولت و بالعکس مي باشد

ج : مخاطب مطالبه کيست ؟
آنچه که به عنوان کاريکاتور قرار بود در دانشگاه شهيد باهنر به معرض نمايش دربيايد آثار هنرمند متعهد مازيار بيژني است که قبلا در روزنامه کيهان منتشر گرديده است. سوال اينست که آيا معدل فهم و قدرت تحليل عموم دانشجو در قياس با عموم مردم پايينتر است ، که آنچه که در افکار عمومي منتشر گرديده قابليت طرح در دانشگاه را ندارد؟
نگاه مسئولين مربوط، به دانشجو چگونه است که پرداختن به مفاسد اقتصادي را سياه نمايي تلقي مي نمايند. ايشان از ما مي خواهد که فقط دستاوردهاي انقلاب را در دانشگاه به نمايش بگذاريم. آنچه ما مي گوييم چيزي جز آنچه که رهبر فرزانه انقلاب به ما امر نموده اند، نيست :
مسئله عدالتخواهي را دهها بار با مسئولاني که وظيفه اجرايي دارند مطرح کرده ام و اين طور نبوده که هيچ عمل نشود و پيش نرود؛ چرا کارهايي هم شده و پيش هم رفته است؛ اما همه اين حرکتها براي ماندگاري و عمق يابي پشتوانه مي خواهد، که آن پشتوانه مطالبه و خواست، شما هستيد. منظورم از مطالبه و خواست هم اين نيست که انسان مشتش را گره کند و مساله اي را بخواهد؛ نه، بلکه بدانيد که اين مطالبه و خواسته لازم است و باور کنيد نيازي قطعي و حياتي براي کشور و جامعه است. . .
. . . اگر شما جوانان نگاه به قله هاي آرماني را کنار بگذاريد، برآيند غلطي به وجود خواهد آمد. برآيند آرمان گرايي شما و چالش مسئولان با مصلحتها، برآيند معتدل و مطلوبي خواهد شد، اما اگر شما هم دنبال مصلحت گرايي رفتيد و گرايش مصلحت انديشانه – يعني صد در صد با واقعيتها کنار آمدن- .ارد محيط فکري و روحي جوان و دانشجو شد آن وقت همه چيز به هم مي ريزد و بعضي آرمانها از ريشه قطع و گم خواهد شد. دانشجويان نبايد آرمانگرايي را رها کنند. (15/8/82)
به اعتقاد ما اولويت اول جنبش دانشجويي عمل به پيام 6/8/81 رهبري با مدنظر قرار دادن جميع بيانات ايشان به دانشجويان من جمله مطالب بالا است.
توقع ما از مسئولين اين نيست که پرداختن به نقصهاي انقلاب را مساوي سياه نمايي قرار دهند. به اعتقاد ما اگر چنين سيره اي رخ دهد آنگاه است که تمام ضعفها نه به خطاي مسئولين که به نام انقلاب نوشته خواهد شد و ديگر هيچ جايي براي دفاع از آرمانهاي انقلاب باقي نخواهد ماند. صحيح آنست که بازنگري عملکرد انقلاب و ضعفهايي که بواسطه ندانستن، نخواستن و يا نتوانستن رخ داده را پيش از آنکه دشمنان به نام انقلاب بنويسند خود مطرح و اصلاح نماييم. تاريخ 27 ساله انقلاب رويدادهاي تاريخي تلخ و شيرين بسياري را در دل دارد که مجال اين نوشته نيست.
در نهايت متاسفانه علي رغم طرح همه اين نظرات طرفين به فهم مشترک از مباني و اهداف اردوهاي جهادي و جايگاه مطالبه در اين اردوها نرسيده اند و ستاد دانشجويي براي حفظ حرمت دانشگاه و استقلال دانشجوي و صيانت از مباني فکري اردوهاي جهادي، با تمام احترام به مسئولين امر تصميمِ عدم همراهي با ايشان را اتخاذ نمود.
از رهگذر اين رويداد تلخ که بعضا با يادآوري خاطرات دانشجويان در فراهم کردن مقدمات تلختر هم مي گردد، عوارض و صدمات جدي رخ داده است که مهمترين آنها عبارت است از :
1- دلسردي دانشجويان نسبت به تصميم هاي جسورانه و گام نهادن در عرصه فعاليتهاي دانشجويي پس از دخالتهاي غيرقابل قبول مسئول محترم ... که يکي از بارزترين مصداقهاي آن اعمال نظر در تراکت دانشجويي و ... است.
2- سلب اعتماد مسئولين محترم استان نسبت به فعاليتهاي دانشجويي با توجه به رايزني کسترده با مسئولين استان
3- انتظارات بي پاسخ مردم منطقه

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

طرح مسئله اي در موضوع نقش امت در شکل گيري و تداوم حکومت اسلامي (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ ج
توضیح : این نوشته در شماره دوم نشریه تمهید جهت دریافت نظر دوستان چاپ شد و برای دریافت نظرات بیشتر در اینجا منتشر می شود. از گنگی متن به دلیل عدم ویرایش عذرخواهی می کنم/

چکيده
حکومت اسلامي برپا نمي گردد (بهتر است بگوييم نبايد برپا گردد) مگر از کانال باور، اعتقاد و مشارکت مردم به آن، با هدايت علماي دين که اذن الهي براي تشکيل حکومت دارند. در چنين حکومتي مردم رسالتی سنگین بر عهده دارند.البته نقش کلیدی مردم به معني تعيين حقانيت از سوي ایشان نيست بلکه ضرورت پيمودن آگانه و از روي اختيار مسيري است که خداوند تعيين نموده است. آنچه که در اين حوزه بر عهده مردم مي باشد، بايستي توسط متخصصين دين مدل سازي گردد. چنين نقشي از سوي مردم علاوه بر همخواني با نگاه خدا به انسان؛ از ضرورتهاي بقا و پايداري جمعهاي اسلامي مي باشد. شايد بتوان در آينده از اين نگاه چهارچوبي براي مديريت جمع در نگاه اسلامي تعريف نمود.

مقدمه
انقلاب اسلامي را به حق مي توان سرآغاز تجربه حکومت داري تشيع در عصر غيبت حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) دانست. اين تجربه همچون هر تجربه ديگر بشري، صورت مسئله هاي جديدي را به همراه داشت که از جمله مهمترين آنها، نقش امت در شکل گيري و تداوم حکومت اسلامي است.
سيره عملي حضرت امام خميني (ره) به عنوان بنيانگذار نظامي اسلامي، بابي نوين را در اين موضوع گشود؛ بگونه اي که هنوز پس از 17 سال از رحلت آن عزيز سفر کرده، تبادل نظر در چرايي و چگونگي آن ادامه دارد. نويسنده اين نوشته به اندازه فهم خود تلاش نموده است تا برداشتي متفاوت از مباحث موجود را ارائه نمايد و اين نوشته را نه ديدگاه امام خميني(ره) که فهمي از آن مي داند. بدين معني که يکي از مهمترين عوامل در شکل گيري نگاه زير، فهم نويسنده از بيانات و نحوه تعامل حضرت امام خميني (ره) با مردم بوده است.

فرضيات پذيرفته شده
در ابتداي مقاله براي جدا کردن مرز ميان اين ديدگاه با برخي ديدگاههاي موجود، برخی فرضيات پذيرقته شده را مطرح مي نماييم.
امام خميني(ره) مي فرمايند :
"ريشه و اصل همه آن عقائد اصل توحيد است ... اين اصل به ما مي آموزد که انسان تنها در برابر ذات اقدس حق بايد تسليم باشد و از هيچ انساني نبايد اطاعت کرد، مگر اينکه اطاعت او اطاعت خدا باشد... و از اين اصل ما نيز معتقديم که قانونگذاري براي بشر تنها در اختيار خداي تعالي است." (صحيفه امام ج5 ص 387)
لذا همه بحثهاي نظري حول اين محور شکل مي گيرد و در نهايت همانگونه که امام امت مي فرمايند بدنبال تحقق اسلام ناب محمدي مي باشيم :
" اگر اسلام نباشد ، ديگر جمهوري اسلامي معنا ندارد. ما همه فريادمان و همه ملتمان فريادشان اين بود که اسلام را مي خواهيم " (صحيفه امام ج10 ص293)
"جمهوري اسلامي که ملت ما مي خواهد اين است که محتواي اين جمهوري احکام اسلام باشد و تمام مملکت روي احکام اسلام اداره شود." (صحيفه امام )
لذا اين که حاکميت در زمان غيبت از آن خداست و هر حکومتي که داعيه اسلامي بودن دارد بايستي اذن الهي را داشته باشد و اينکه هدف تشکيل حکومت اسلامی نه اضطرار اداره اجتماع؛ بلکه وسيله اي براي تحقق اسلام است، از پذيرفته شده هاي بحث مي باشد.
مسئله اصلي - که به آن پرداخته ميشود - اين است که در حکومتي که از سوي علماي دين با اذن الهي از سوي خداوند تشکيل می گردد، مردم چه نقشي خواهند داشت؟ به عبارت ديگر نقش مردم در تشکيل و اداره حکومت الهي چه ميزان است ؟ اين موضوع با ديدگاه کساني که اصولا معتقدند در زمان غيبت حکومت به مردم واگذار شده است و اذن الهي براي حکومت را يا لازم نمي دانند و يا اينکه آن را مصادف با مقبوليت مردمي مي شمارند، متفاوت است.

صورت مسئله
مطالعه آراء انديشمندان موجود، ارزيابي سيره حضرت امام خميني (ره) و بررسي دقيق مباحثات مطرح شده در عرصه سياسي کشور، ما را به اين نتيجه مي رساند که ريشه بخشي از اختلاف نظرها در موضوع "جايگاه امت در تشکيل و تداوم حکومت اسلامي " در ميزان باور ايشان به مردم در بعد دين خواهي است. يعني اعتقاد به مردم از اين زاويه که "آيا مردم خواهان اسلام و حکومت اسلامي هستند؟" به عبارت ديگر آيا سرپيچي مردم از احکام الهي و عدم همراهي آنان با هاديان بشر در طول تاريخ به دليل تعارض ذاتي انسان و دین است و يا اقتضا شرايط زماني، مکاني و ... .
اگر مردم را از زاويه نفس اماره بنگريم، اين تعارض ذاتي خواهد بود و اگر مردم را از زاويه فطرت و عقل خدادادي بنگريم نه تنها به تعارض نخواهيم رسيد، بلکه هماهنگي مطلق را ميان انسان و دين خواهيم يافت. البته پذيرش نظري اين موضوع چندان دشوار نمي باشد و بسياري در مقام نظر ميان انسان و خدا تعارض ذاتي قائل نيستند. ليکن باور حقيقي اين موضوع و نقش آن در نظريه پردازي در حوزه هاي مختلف من جمله حکومت اسلامي از عهده هر کسي بر نمي آيد.
حضرت امام خميني (ره) از معدود کساني بود که اين باور را در عرصه عملي بکار گرفت. يعني از زمره کساني که حقيقتا باور داشت، مردم اسلام ناب محمدي را با تمامي وجود خواهند پذيرفت. اين ادعا در برخي گفته هاي ايشان پديدار است :
ما همه فريادمان و همه ملتمان فريادشان اين بود که اسلام را مي خواهيم " (صحيفه امام ج10 ص293)
پشتيباني ملت از دولت به خاطر اين است که دولت را اسلامي مي دانند و مي دانند که طرفداري از دولت طرفداري از اسلام است. (صحيفه امام ج 17 ص 453)
اين قلمها قدري ملاحظه بکنند اين مسائل را. همين طور مي نشينند توي خانه هايشان حکم مي کنند ملت اين طور است! خوب ملت اينهاست که شما مي بينيد که در کوچه و بازار و آنهايي که در جنگ هستند و آنهايي که هر روز مي آيند و مي گويند که ما مي خواهيم برويم جنگ . ملت ، من و تو نيستيم! ملت آنها هستند. ميزان آنها هستند. هي ننشينيد و بگوئيد که مردم چه شده اند؛ مردم ديگر مايوس شده اند؛ مردم کذا شدند. نخير مردم از اسلام مايوس نمي شوند. کارهاي ما هر کدام فاسد است مي گويند کار تو فاسد است، ولي ما جمهوري اسلامي را مي خواهيم. (صحيفه امام ج 14 ص 372)
امام خميني(ره) بر مبناي همين باور و اعتقاد به دين خواهي مردم، فطرت و عقل آنان را بيدار نمود و با تکيه بر امت، حکومتي اسلامي را برپا کرد و ثمره قرنها مبارزه انبياء و اوليا را محقق نمود. او امت بيدار را همه کاره حکومت اسلامي مي دانست و حتي فرض تزاحم ميان امت بيدار عصر خويش و حق تعيين شده از سوي خدا را در معادلات مبارزاتي خود وارد ننمود؛ چرا که بيداري عقل و فطرت امت را وسيله حضور آنها در حکومت و عامل ارتباط خود و امت قرار داده بود.
قدم اختيار در دين
قبل از طرح اصل موضوع لازم است به نگاه دين در قبال مردم اشاره اي مختصر بنماييم.
خداوند متعال مجموعه تعاليم وحياني خود را بواسطه انبيا الهي و سپس ائمه معصومين بر انسان عرضه نموده است و هدف غايي اين تعاليم به سعادت رسيدن بشر مي باشد. در جاي جاي اين تعاليم دو مولفه جدي نقش آفرين است : اختيار و اگاهي.
اصول دين به صورت تقليدي از انسان پذيرفته نمي شود.
در حج ابراهيمي در طواف خانه خدا اگر بدون اختيار (مثلا با فشار نفر پشت سر) مسيري پيموده شود از انسان پذيرفته نمي شود.
در همه اعمال بدون استثنا نيت از واجبات است
و مثالهای متعدد در سطوح مختلف ....
اينها همه از آزادي انسان در دين خبر مي دهد. آزادی در انتخاب و پیمودن راه سعادت. این آزادی به انسان برآمده از کرامتی است که خداوند برای انسان قائل شده است. او راه را مشخص کرده است ليکن پيمودن اين راه را از ما آگاهانه و با اختيار مي پذيرد... یعنی سیاهی لشکر، ارزش چندانی در نزد خداوند ندارد.
اين نگاه به انسان در دين خود نوشته اي مبسوط را مي طلبد و در اينجا فقط به حد اشاره مطرح گرديد و عبور مي نماييم.
سوالي که در اينجا مطرح مي شود اينکه اين قدم اختيار و آگاهي در دين در تشکيل حکومت ديني چگونه تحقق پيدا مي کند؟
فرضيه :
نحوه تعامل امام خميني (ره) با امت در انقلاب اسلامي ما را به طرح اين ديدگاه مي رساند که :
تشکيل حکومت اسلامي بايستي از کانال امت دين باور و دين خواه عبور نمايد. به عبارت ديگر امت دين باور و دين خواه وسيله تشکيل حکومت اسلامي هستند و حکومت بايستي با تکيه بر آنها شکل گيرد. يعني اصولا تشکيل حکومت اسلامي راهي جز باور و اعتقاد امت ندارد.
اين موضوع به مراتب فراتر از پذيرفتن حکومت توسط مردم _ يعني شرط عقلي تحقق حکومت_ و يا حتي خواست مردم است. چه بسا در حالتهاي مختلف پذيرش، با اکراه و زور و يا حتي بي ميلي باشد و بتوان حکومتي ظاهرا اسلامي تشکيل داد. ليکن آنچه خداوند مي خواهد پيمودن آگاهانه و مختار راه توسط مردم است، يعني پذيرش حکومت اسلامي با اعتقاد به آن و پذیرش مسئوليت در آن . شايد آياتي چون : "ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغير ما به انفسهم" و "انا هدينا السبيل اما شاکرا و اما کفورا" دلايلي بر ضرورت نقش بر آمده از مردم در تشکيل حکومت اسلامي و فراتر از آن در همه ابعاد زندگي باشد.
بديهي است که ضرورت مبارزه با ظالم که امري سلبي است، وظيفه فرد فرد مسلمانان است و همراهي يا عدم همراهي مردم از سنگيني بار ظلم ستيزي نمي کاهد، ليکن حرکت سلبي ظلم ستيزي براي تبديل شدن به حرکتي ايجابي _ تشکيل حکومت اسلامي _ بايستي از کانال باور و اعتقاد امت عبور نمايد.
علما دين که از سوي خداوند متعال بواسطه حجت غائب او اذن الهي براي تشکيل و اداره حکومت دارند؛ بايستي در آگاهي مردم به ضرورت حکومت اسلامي و هدايت آنها در مسير تشکيل و اداره آن گام بردارند. به عبارت ديگر برانگيختن آگاهانه مردم و هدايت دائمي آنها در مسير تشکيل و اداره حکومت اسلامي رسالت اصلي علما است و ولي فقيه در حکومت اسلامي نيز چنين نقشي را ايفا مي نمايد. آياتي مکرري در قرآن کريم گواه اين مطلب اند آنجا که به رسول خدا مي فرمايد جز ابلاغ پيام وظيفه اي بر تو نيست و ...
اين تعبير از نقش مردم هيچگاه شائبه تعيين حقانيت توسط اکثريت را به همراه نمي آورد. چرا که اينجا سخن از باور مردم به حقانيت تعيين شده الهي و گام نهادن در مسیر تحقق آن است و اين باور و حضور لازمه تشکيل حکومت اسلامي مي باشد.

الگو برداري از رابطه مقلد و مرجع تقليد براي فهم حوزه اختيارات مردم در حکومت
تاملي در رابطه ميان مرجع تقليد و مقلد ارزش و اهميت انسان در انديشه اسلامي را روشن مي نمايد.
انسان خليفه خدا بر روي زمين و اشرف مخلوقات است و اين جايگاه بالا در ارزش و اختيار و مسئوليتهاي انسان در عرصه هاي مختلف تجلي پيدا مي کند. همانگونه که قبلا نيز مطرح گرديد دو رگن آگاهي و اختيار لازمه عملکرد يک انسان ديني است.
در رابطه مقلد و مرجع عبارت مشهور اين است که حکم را مرجع تعيين نموده و مقلد بايستي موضوع را تشخيص دهد. به عبارت دیگر، تشخيص موضوع با مقلد است. اين تشخيص موضوع مسئوليت سنگيني بر دوش مقلد قرار مي دهد و اين مسئوليت همانطور که گفته شد بخشي از شان والاي انساني و کرامت اوست. در تشخيص موضوع انسان مکلف است که به آنچه که مي فهمد عمل کند و فهم او به خودي خود معيار عمل است، حتي اگر با واقع تطبيق نداشته باشد.(البته در برخي احکام به محض مشخص شدن تشخيص تکاليفي بر عهده مقلد قرار مي گيرد) نکته مهم اينست که با پيمودن اين چهارچوب کسي عذاب نخواهد شد و تکليفي بيش از اين هم بر عهده کسي نيست. اين حد بالا از اختيار به انسان هيچگاه نافي اسلام و اراده الهي نيست و هيچگاه اين انسان مختار و مسئول حق و حقیقتی را تعيين نمي کند. بلکه مصداق دقيق پيمودن آگاهانه و توام با اختيار راهي است که خدا تعيين کرده است و او انتخاب نموده است.
سوال اصلي اين است که " آيا اختياري مشابه آنچه که در رابطه مقلد و مرجع براي انجام تکاليف به انسان داده شده در رابطه امت و امام براي تشکيل و بويژه اداره حکومت اسلامي وجود دارد يا خير؟ "
منظور از اختيار همان مسئوليتهايي است که انسان مسير سعادت را در عرصه اجتماعي آگاهانه بپيمايد.
به گمان نويسنده ارزش و اهميتي فوق العاده اي که در جاي جاي دين اسلام به انسان داده شده و نقشي که خداوند براي اختيار او قائل شده است، وجود الگويي مشابه در رابطه امت و امام را گواه مي دهد که چگونگي آن را بايستي دين شناسان آگاه تشريح نمايند.
مردم در اداره حکومت اسلامي
با درک نگاه اسلام به انسان مي توان اين موضوع را در مسئله اداره حکومت اسلامي بکار بست.
اگر حکومت اسلامي آنگونه که مطرح شد تشکيل گردد ، يعني از کانال باور و اعتقاد مردم، آنگاه در اداره حکومت با مردماني معتقد مواجه هستيم. چنين مردماني در چهارچوب گفته شده (يعني تشخيص موضوع) نقش بسيار کليدي را ايفا مينمايند. در چنين جامعه اي حکومت مردم بر مردم در طول حکومت خدا بر مردم است. و هيچ تعارضي ميان اين دو نيست.
با چنين نگاهي مي توان اوج احترام حضرت امام خميني (ره) به مردم را درک کرد. آنجا که ايشان مي فرمايند :
ما بناي بر اين نداريم که يک تحميلي به ملتمان بکنيم. و اسلام به ما اجازه نداده است که ديکتاتوري بکنيم. ما تابع آراء ملت هستيم. ملت هر طور که راي داد ما هم از آنها تبعيت مي کنيم. ما حق نداريم ، خداي تبارک و تعالي به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان يک چيزي تحميل بکنيم. بلکه ممکن است گاهي وقتها ما يک تقاضايي از آنها بکنيم؛ تقاضاي متواضعانه ، تقاضايي که خادم ملت از ملت مي کند. (صحيفه امام ج 11 ص 34)
اينجا آراي ملت حکومت مي کند. اينجا ملت است که حکومت را در دست دارد و اين ارگانها را ملت تعيين کرده است و تخلف از حکم ملت براي هيچيک از ما جايز نيست. (صحيفه امام ج 14 ص 165)

پيوند مردمي رمز بقا نهضتهاي اصيل اسلامي
شايد يکي از دلايل توجه اسلام به آگاهي و اختيار انسان پايداري در راه تعالي باشد. بديهي است که انسان معتقد همه لوازم مسير اعم سختي ها و شيريني ها را مي پذيرد تا به مقصودي که به آن اعتقاد دارد برسد و خداوند متعال سستي و تزلزل را در رهروان حق نمي خواهد. اين امر در تشکلهاي اسلامي من جمله حکومت اسلامي، بگونه اي ديگر تجلي دارد. در انديشه امام خميني (ره) حضور امت معتقد از يک سو و نقش کليدي آنها از سوي ديگر لازمه حفظ و بقاي حکومت اسلامي مي باشد. ايشان قدرت نظامي، قدرت اقتصادي و ... را دليل حفظ و پايداري نمي دانستند بلکه اتکا به مردم و حکومت مردم بر مردم را شرط بقاي نظام مي دانند :
براي مردم بگوئيد، مردم را در صحنه نگه داريد که آنچه انقلاب و ايران را حفظ کرده است حضور مردم در صحنه است. (صحيفه امام )
بايد جوري باشيد که مردم مثل مادر شما را در آغوش بگيرند. الآن اينجوري اند مردم، اين را حفظش کنيد. مملکتتان با اين ترتيب حفظ مي شود... (صحيفه امام ج 13 ص388 )
در قانون اساسي ما و در تعاليم و راهنمايي هاي امام ، هميشه بر اين نکته تاکيد شده است که نظام بدون حمايت مردم هيچ است. بايد با اتکاي به راي مردم، کسي بر سر کار بيايد. با اتکا به اراده مردم، نظام حرکت کند... (مقام معظم رهبري)

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

از مهندسی فرهنگی چه مي خواهيم ؟ (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
اینک پذیرفته شده است که پایدارترین ، موثرترین و کم تنش ترین راه اعمال نفوذ بر دیگران تغییر منش ها و نگرشهای افراد می باشد. به عبارت دیگر اگر زمانی با زور اسلحه و زمان دیگری با اهرمهای مختلف صاحبان قدرت دیگران را همراه خود کرده و آنها را وادار به طبیعت از خود می نمودند، امروز بدلایل مختلف این روشها منسوخ و جای خود را به روشهای دیگری به نام فرهنگی داده است.
این روند و برخی عوامل دیگر که مجال طرح آنها نیست ، سبب شده تا یک عنصر اجتماع (مثلا یک فرد ، گروه ، سازمان) مخاطب مجموعه متعددی از فرایندهای فرهنگی (به معنای عام) باشد و نتوان همچون گذشته عوامل تاثیر پذیری او را به خانواده، مدرسه و دوستان و ... محدود کرد. به عنوان مثالی ساده، شبکه اینترنت به تنهایی هزاران اندیشه ، تفکر و رفتار مختلف را عرضه می دارد که در کنترل ما نیست. و در خوش بینانه ترین حالت می توان برخی آنها را فیلتر کرد اما هیچگاه نمی توان همه آنها را به شکلی که تمایل داریم، عرضه نماییم.
در چنین فضایی ادعای تسلط بر فعالیتهای فرهنگی به معنای در اختیار گرفتن و برنامه ریزی هر آنچه که بر یک مخاطب عرضه میشود، چندان معقول به نظر نمی رسد و نمی توان خواستار این بود که مجموعه عوامل تاثیر گذار بر روی افراد جامعه را بگونه ای محدود کرد که به طور 100 در صد قابل کنترل باشند.
لذا مفهوم مهندسی فرهنگی به این معنا قابل پذیرش نیست. جدای از عدم قابلیت کنترل عوامل مختلف ، عناصری همچون پیش بینی ناپذیری حوزه فرهنگ و کمیت ناپذیری بخشی از عناصر فرهنگی نیز مزید بر علت می شود تا تعبیر مهندسی فرهنگی از این حیث خدشه پذیر باشد.
لذا نمی توان فضای فرهنگی جامعه را یک سیستم تلقی کرد و برای آن برنامه ریزی نمود، چرا که تعیین مرز سیستم با محیط و میزان تسلط بر اجرای درونی و میزان تاثیر گذاری عوامل محیطی این تعریف را خدشه دار می نماید. بلکه بایستی فضای فرهنگی را عرصه ای متشکل از سیستمهای مختلف فرهنگی با انگیزه ها ، اهداف و کارکردهای مختلف دانست. در این شرایط حکومت از حیث وظایفی که بر عهده دارد می تواند از دو کانال بر این عرصه اعمال حاکمیت نماید.
اول : تعریف یک سیستم فرهنگی که به وسیله آن وظایف فرهنگی خود را ایفا نماید. به دیگر سخن، در جامعه ای همچون ایران با داعیه حکومت دینی ، وظایفی فرهنگی و تربیتی بر عهده حکومت است و حکومت نسبت به سرنوشت افراد نه برای بقا خود که به طور ذاتی مسئول است تربیت انسانهایی با ویژگی های مشخص است از وظایف حکومت است.
دوم : نظارت ربر سایر سیستمهای فرهنگی که از حد و حدود قانونی خارج نشود. روشن است که اولا الزایمی نیست که این دسته از سیستمها به ایفای وظایف فرهنگی حکومت کمک نمایند و نهایتا آن را نفی نمی کنند و ثانیا حکومت تنها ناظر خروجی این سیستمها است و در انگیزه ها ، برنامه ریزی ها و ... نقش چندانی ندارند. یعنی رابطه ای مشابه با بخش خصوصی در اقتصاد.
با این تعریف می توان مهندسی فرهنگی را به معنای مهندسی وظایف فرهنگی حکومت مورد توجه قرار داد و برای آن مدل طراحی نمود. در این مدل حکومت وظایف فرهنگی برعهده دارد و برای ایفای آن سیستم طراحی می کند و در ضمن برای فعالیت سایر سیستمهای فرهنگی چهارچوبی تعیین می نماید و در آن چهارچوب رابطه این سیستم با سایر سیستمهای فرهنگی را تنظیم می نماید. به طور خلاصه می توان گفت بایستی به سه موضوع زیر پرداخت :

الف : وظایف فرهنگی حکومت که بایستی توسط خود حکومت انجام پذیرد و قابل واگذاری نمی باشد(حداقل در شرایط فعلی) چیست ؟ چرا این وظایف قابل واگذاری به بخش خصوصی و سیستمهای دیگر فرهنگی نیست ؟
ب : برای ایفای این وظایف چه نوع سیستمی و با چه ساختار و ویژگی های لازم است طراحی شود. در این سیستم چند نهاد و ... وجود دارند و ...
ج : حدود نظارت بر سایر سیستمهای فرهنگی توسط چه قوانینی انجام می پذیرد ؟

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

خلا نظری احزاب سیاسی در ایران (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
وقتي نگاهي به برخي تحليلهاي سياسي و جريان شناسي هاي سياسي مي نماييم با تقسيم بندي چند تايي و منسبوب کردن جريانهاي مختلف سياسي به "ايسم" هاي مختلف مواجه مي شويم. تقريبا در غالب جريان شناسي ها، فعالين سياسي کشور به بيش از ده ايسم مختلف تقسيم مي شوند. اولين پيام اين گونه تقسيم بندي ها، پذيرش وجود انديشه اي مدون در پس فعاليت هاي سياسي ايشان است. يعني فعالين سياسي بر مبناي تامل و تفکري نظري رفتارهاي خود را تدوين مي نمايند.
البته نويسنده هنوز در جريان شناسي هاي موجود، قضاوتي نسبت به آگاهي و يا عدم آگاهي در تبعيت از ايسمي مشخص در برخي جريانات سياسي را نيافته است. ليکن به نظر مي رسد، قضاوت آگاهانه بودن تا حدودي ناشيانه است. واقعيت آنست که در پس بسياري از جريانات سياسي، هيچ انديشه ي مدوني نهفته نيست. (اگر گفته نشود که اين خود يک انديشه است !!!)
جرياني در طيف موسوم به اصلاح طلبان خود را از نظر تئوريک منسوب به دکتر سروش مي نمايد و با اتکاي به انديشه هاي ايشان در عرصه سياسي حضور مي يابد و براي اداره کشور الگو ارائه مي کند و نسبت به مسائل مختلف کشور اظهار نظر مي نمايد.
جريان ديگري در طيف موسوم به اصولگرايان خود را منتسب به انديشمندي همچون حضرت آيت الله مصباح يزدي مي دانند و بر مبناي ديدگاههاي ايشان در عرصه سياسي حضور مي يابند و براي اداره کشور الگو ارائه مي کند و نسبت به مسائل مختلف کشور اظهار نظر مي نمايد و ...
اگر اين دو دسته را از جريانات مطرح کشور کنار بگذاريم ، حقيقت آنست که ساير جريانات که در مقام رفتار سياسي خود را متفاوت از اين دو جريان مي دانند، هنوز روشن نکرده اند که اين اختلاف از کدامين مبناي نظري و نظريه مبنايي نشات گرفته است و استدلال و استناد ايشان به کدامين زير بناي وصل است.
برخي از اين جريانات مدعي انديشه امام راحل (رضوان الله تعالي) و مدل حکومتداري و دينداري حضرت روح الله (رضوان الله تعالي) هستند و بعضا براي اثبات اين ادعا به برخي جملات اين بزرگوار سفر کرده پناه مي برند.
ايراد عمده اين است که همه اين جريانات تا کنون نتوانسته اند مجموعه منسجم و منظمي از تفکرات حضرت امام خميني (رحمه الله) ارائه نمايند و در پس موضع گيرهاي سياسي از فقدان چهره اي ايدئولوژيک و نظري رنج مي برند و چنين است که هم برد سياسي آنان مقطعي است و هم عمق خروجي ايشان ضعيف است.
البته يک نتيجه تاسف بار از اين موضع عدم ارائه منسجم انديشه امام در 27 سال گذشته است که بتواند مجموعه اي جامع و مانع از انديشه ايشان را منعکس نمايد. اين فقر در شرايطي است که شخصيتهاي متعددي در اين موضوع پژوهش کرده و در موضوعات متعدد خروجي هاي مختلفي داشته اند. ليکن اين فقر همچنان مشهود است. يعني نبود تفکر ديني سياسي امام به صورت منسجم و يکپارچه.
قبل از نگارش اين نوشته دوستي تذکر داد که مشابه اين موضوع در قبال مقام معظم رهبري(حفظه الله) هم مطرح است و هيچ مجموعه منسجمي از ديدگاههاي ايشان تحليل نشده است.
تا وجود اين خلا :
اولا باب استفاده ابزاري از اين صاحبان حقيقي انقلاب باز است و همچنان مي توان شاهد تنگ نظري از يک سو و اباحه گري از سوي ديگر بنام امام (رحمه الله ) و رهبري (حفظه الله) بود.
و ثانيا شاهد پديد آمدن مکرر جريانهاي سياسي بدون پشتوانه نظري خواهيم بود.
و دهها عارضه ديگر که در مديريت عرصه فرهنگي ، سياسي و اجتماعي کشور مشهود است .
تجزيه احزاب ، ادغام گروهها ، تشکيل جبهه ها و شوراهاي وفاق و ... ناشي از اين خلا است.
باشد که فعالين نظري کشور و سياسيون اين خلا را درک و براي رفع آن بکوشند.
پناه بر خداوند متعال از شر شيطان رجيم

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

آسيبهاي تصميم گيري هاي دولت با حداقل مقبوليت در نخبگان حکومتي (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جد
تصميم دولت در ادغام سازمانهاي مديريت استانها در استانداري ها بهانه شده تا يک نگراني فراموش شده را طرح و تبيين نماييم.مهمترين وجه مشترک برخي تصميمات دولت نهم عدم مقبوليت در سطح نخبگان حکومتي است. منظورمان از نخبگان حکومتي کساني است که صلاحيت اظهارنظر درباره چگونگي حکومتداري را دارند و خواه اين صلاحيت علمي باشد و يا تجربي و خواه اين نخبگان از حزب الف باشند و يا ب .اين وجه مشترک يعني عدم مقبوليت در سطح نخبگان حکومتي اگر صرفا به عدم مقبوليت در سطح نخبگان طيف خاص سياسي محدود مي شد، قابل اغماض و حتي توجيه بود، اما اينکه بعضا جز عده اي از طرفداران پر و پا قرص دولت کسي از اينگونه تصميمات قاطعانه حمايت نمي کند (حتي ساير اصولگرايان) موضوع را قابل تامل و جدي مي کند.سخن بسياري از منتقدين روشن نبودن ادله و عقبه کارشناسي تصميمات است. از همه سوال و جوابهاي مي گذريم تا بگوييم چه مي شود ؟بديهي است که دولت حق دارد در حوزه اختيارات خود تصميم بگيريد حتي اگر همه مخالف باشند ليکن اينگونه تصميم گيري ، پايداري تصميمات را کاهش مي دهد ، يعني دوام اين تصميم فقط محدود به دوران همين دولت مي شود. به هر حال اين دولت عمري چهار ساله و يا حداکثر هشت ساله دارد و نوبت بعدي بنا بر قاپعده احتمال به کساني مي رشد که نسبت به اينگونه تصميمات توجيه نشدند. (منظور از قاعده احتمال همان تقسيم فضاي احتمال بر فضاي نمونه است) اين موضوع شايد براي تصميماتي چون ساعت کار بانکها و ... قابل قبول باشد اما براي تصميمات کلان کشوري اصلا توجيه پذير نيست. همه دنيا تصمميمات کلان کشوري را فراتر از دولتها طراحي مي کنند و معمولا از امور مورد وفاق همه گروههاست چرا که توجيه آنها بر مباني اي استئار است که آن مباني مقبوليت بيشتري دارند (بر خلاف حوزه هاي فرهنگي که تضارب افکار بسيار است) و يااينکه نوع تصميمات کمي و قابل استدلال علمي است و قوانين مشخصي تبعيت مي کند.اما اينگونه روند تصميم گيري که بعضا در دولتهاي گذشته هم وجود اداشته منجر به هزينه هاي کلان براي کشور مي شود.چند مثال مطرح شده در روزهاي اخير :حذف معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش در مجلس ششم و احيا آن در مجلس هفتمطرح پذيرش دانشجو به روش آ.ت.ت که فقط دو سال اجرا شد.طرح ادغام وزارت رفاه در وزارت بهداشت در حالي که اين وزارت خانه کمتر از سه سال عمر دارد (البته اين طرح تصويب نشد)و احتمالا در آينده :بازگشت سازمان مديريت به ساختار قبليتغيير ساعت کار بانکهاتغيير ساعت رسمي کشور و ....تا کنون دولتهاي مختلف در يک ماه اول مديران را تا پايينترين سطوح تغيير ميدادند و از اين پس احتمال شاهد اين خواهيم بود که در ماه دوم تصميمات دولت قبل را ملغي کرده و بعد شروع بکار نمايند.تنها ملت ايران آسيب اينگونه مديريت را مي بينند و سرمايه هاي ملي هدر مي رود...

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

دولت نهم و اقدامات کارشناسانه (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
گزاره اول :
در افکار عمومی بویژه در جامعه دانشگاهی این تصور وجود دارد که تصمیمات دولت نهم عجولانه و با بنیه کارشناسی ضعیف است. نکته مشهود دیگر، پشتوانه ضعیف دولت نهم در جوامع علمی و دانشگاهی است که می توان از این موضوع به عنوان خواستگاه چنین برداشتهایی -غیر کارشناسانه بودن تصمیمات - نام برد. مدعیان غیرکارشناسانه بودن تصمیمات دولت مسائلی چون وعده های داده شده، عمل زدگی افراطی و نگاههای کوتاه مدت به مدیریت کشور را علت چنین تصمیمات می دانند.
گزاره دوم :
مقام معظم رهبری در دیدار با منتخبان تشکلهای دانشجویی : يك نكته‏ى ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اين‏گونه تصور ميشود كه عقبه‏ى كارشناسى دولت نهم، عقبه‏ى ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبه‏اى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مى‏بينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است. ما تصور ميكرديم كه اين‏گونه اظهارات و شايعه‏پراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مى‏بينيم نه، بى‏تأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه‏ى كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اين‏طور نيست.
نتیجه : اینک که مقام معظم رهبری گواه بر کار کارشناسی در دولت را می دهند، این تعارض بایستی با همت دولت و انجام پاره ای از اقدامات حل و برطرف گردد. چرا که صحت هیچ یک از گزاره های بالا را نمی توان به راحتی خدشه دارد کرد. نگاهی بر روزنامه های طیفهای مختلف ، حتی موافقان دولت و گفتمانهای عمومی مردم و دانشجویان و ... گزاره اول را تردید ناپذیر می نماید و گزراه دوم نیز حداقل برای نویسنده متن و امثال ایشان به حکم شناختی که از پیرفرزانه انقلاب دارند تردید نا پذیر است.
بر این اساس عمده مقصر این میدان دولت نهم و نحوه تعامل ایشان با افکار عمومی ، جوامع دانشجویی و دانشگاهی و ... است.
1- تغییر گفتمان دولت با افکار عمومی و ارائه کارهای کارشناسی شده در تصمیم گیری به افکار عمومی در حد مقدور.
2- به میدان اوردن کارشناسان خود در مباحثاتی که در افکار عمومی شکل می گیرد. من جمله در نوشته های مطبوعات و یا گفتمانهای رسانه ای و ...
3- تلاش برای استفاده از پتانسیل مراکز علمی و دانشگاهی در حمایت از تصمیمات دولت. که مستلزم ارتباط با اساتید محترم دانشگاهها می باشد.
4- تحکیم ارتباط با بدنه عمومی دانشجویان من جمله فعالین دانشجویی به عنوان یکی از عناصر گفتمان ساز چامعه.
5- و تاکید مجدد بر استفاده تخصصی و علمی از عنصر رسانه.
البته لازم بذکر است که کار کارشناسی به معنای کار صحیح نمی باشد و وجود تعارض میان کارهای کارشناسی متعدد با توجه به خواستگاه فکری و نظری فعالیتهای کارشناسی امری پذیرفته شده است.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

رابطه دولت با دانشگاهها (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
از مشکلات جدی دولت نهم عدم مقبولیت در میان نخبگان جامعه است. من جمله این نخبگان دانشجویان و اساتید می باشند. شاید ریشه یابی این موضوع و علل و عوامل آن کار سختی باشد.
ساده ترین دلایلی که به ذهن می رسد شکاف میان عوام مردم و نخبگان است. از آنجا که گفتمان دولت با عوام تطبیق دارد لذا پذیرش آن در جوامع دانشگاهی دشوار است.
یک علت دیگر موضوع ارتباط ضعیف دولت با دانشگاههاست.
از آنجا که در دراز مدت دولت به حمایت و مقبولیت در جوامع دانشگاهی نیاز دارد و دانشگاه بایستی توجیه کننده و مدافع تصمیمات دولت و مترجم تصمیم گیری های علمی برای مردم باشد، بایستی از فضای موجود خارج شد.
مهمترین ابزاری که امروز می تواند منجر به پایان این وضع گردد تقویت ارتباط دولت با دانشگاههاست.
رئیس جمهور محترم بایستی جلسات متعددی با دانشجویان مختلف ، از جمله تشکل های دانشجویی ، نخبگان علمی و ... برگزار نمایند.
رئیس جمهور محترم بایستی در این جلسات تلاش کنند تا شنونده باشند. یعنی سیره ای که مقام معظم رهبری در چند سال اخیر اتخاذ نموده اند. تا دانشجویان هر چه که دل تنگشان می خواهند بگویند. و در نهایت رئیس جمهور فقط شبهات را رفع نماید.
مشابه این جلسات بایستی میان اساتید دانشگاهها از سلایق مختلف برگزار گردد و تیم مدیریتی کشور از تصمیمات خود قاطعانه دفاع نمایند.
البته بخش عمده ای از اهداف این جلسات زمانی تحقق پیدا می کند که از رسانه ملی پخش گردد و در افکار عمومی منتشر شود. مشروط بر اینکه دولت احساس نکند که پخش صدای منتقدان و ... منجر به تضعیف دولت خواهد شد، چرا که امروز دولت مقبولیت قابل قبولی در عموم مردم دارد و این جلسات می تواند منجر به گسترش این مقبولیت در قشر دانشگاهی گردد و این نگرانی چندان بجا نیست.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

آسیبهای موجود در آرمانخواهی تشکلهای دانشجویی (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
در دیدار 25 مهر دانشجویان با مقام معظم رهبری ایشان به نکته ای اشاره کردند که بایستی به طور جدی مورد توجه دانشجویان تشکلها قرار بگیرد. ایشان فرمودند :

" خصوصيت دوم، نگاه و توقعات آرمانى است. اين را به شما عرض بكنم، بعضى از اين چيزهايى كه شما مطرح كرديد، اگر در چرخ و پرِ تحليل و بررسى قرار بگيرد، چيزى از آن باقى نميماند؛ ليكن چون نگاه و توقع، نگاه آرمانى است، اين مطلوب است. ممكن است دسترسى به يك آرمان ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم، جايز نباشد. لذا نگاه آرمانىِ شما و توقعاتى كه ناشى از اين نگاه هست، اين براى ما مطلوب است؛ اين را ميخواهيم و بايد باشد."

اینکه چرا بایستی تحلیلهای دانشجویی به گونه ای باشد که اگر در پروسه تحلیل قرار بگیرد چیزی از آن نماند؛ سوال جدی ای است که بایستی فعالین دانشجویی در آن تامل نمایند. البته آرمانخواهی به معنایی که معظم له در ادامه سخنانشان تاکید کردند برای جامعه لازم است و بایستی بخشی از روند فعالیت دانشجویی باشد اما سخن ان است که این برای جنبش دانشجویی کافی نیست و جنبش دانشجویی باید بتواند به گونه ای آرمانخواهی کند که در روند تحلیل و بررسی هم قابل دفاع و اثبات باشد.
اگر مروری بر سخنان استاد رحیم پور بنماییم ، دو جمله از ایشان می تواند راهنمای فعالین دانشجویی باشد.ایشان در جایی می فرمایند : دوری از آرمانهای انقلاب در سالیان گذشته سه ریشه عمده دارد : عده ای نمی خواهند ، عده ای نمی توانند و عده ای نمی دانند. و در جایی دیگر می فرمایند : " آرمانگرایی بایستی واقع بینانه باشد." (هر دو نقل قول به مضمون می باشد)
با توجه به آنچه که گفته شد نکات زیر قابل تامل است :
1- جنبش دانشجویی بایستی آرمانگرایی و مطالبات خود را به سمت مسائلی که "نمی دانند" و یا "نمی خواهند" سوق دهد و الا پرداختن به مسائلی که "نمی توانند" گرچه به خودی خود نقش حفظ آرمانها را دارد و در جای خود بایستی باشد اما در کوتاه مدت منجر به تغییر رویه نمی شود. و بویژه زمانی که قرار است متنی خدمت مسئولان نظام ارائه شود بایستی معطوف به "نمی دانند" و "نمی خواهند" باشد.
2- تشخیص حقیقی موضوعات مستلزم آشنایی کافی به روندهای طی شده در دستگاههای مختلف می باشد. تکلم از روی بی اطلاعی به هیج وجه در شان جنبش دانشجویی نمی باشد و منجر به این می شود که بعضا برخی "نمی توانند"ها "نمی خواهند"و یا "نمی دانند" تلقی شود و ... که به طور طبیعی نه پذیرش دارد و نه به جایی خواهد رسید.مصداق بارز آن ادعای دانشجویی مبنی بر غیرکارشناسانه بودن تصمیمات دولت بود که طبیعی است وقتی چنین نپخته سخن به زبان می آید با چنین واکنشهایی هم مواجه خواهد شد

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

یادآوری مسئولیتهای تشکلها و فعالین دانشجویی (انتقال برگزيده مطالب قبلي به وبلاگ جديد)
تشکل حقیقی تشکلی است که سه رکن نوگرایی ، آرمانخواهی و مطالبه گری را به همراه داشته باشدو همچنین از آنجا که این تشکل بستر رشد و نمو اعضای خود است ، بایستی منجر به پرورش فعالین دانشجویی حقیقی نیز گردد، که در ادامه مطرح می گردد.
فعالین دانشجویی :
یک فعال دانشجویی به جهت پر کردن اوقات فراغت خود وارد تشکل نمی شود. به عبارت دیگر کسانی که با این نگاه فعالیت می کنند را در حقیقت نباید فعال دانشجویی دانست. فعال دانشجویی احساس مسئولیت اجتماعی می کند و این احساس مسئولیت امری دراز مدت است. یعنی او 40 سال احساس مسئولیت می کند و نه چهار سال. در نتیجه به دنبال آماده شدن و کسب توانایی برای مسئولیت چهل ساله است پس :

در نتیجه فعالیت دانشجویی بایستی یک بصیر سیاسی شود یعنی کسی که قدرت فهم و تشخیص شرایط سیاسی حاکم بر جامعه خود را دارد و با بصیرت روند زندگی خود را جهت می دهد.

معرفت دینی خود را قوی می کند. چرا که یک سفر طولانی 40 ساله به یک پشتوانه معرفتی دینی و انقلابی قوی نیاز دارد و بدون این پشتوانه 40 سال را نمی توان طی نمود. به عبارت دیگر این پشتوانه معرفتی است که تعیین می کند یک فعال دانشجویی چند سال بتواند ایفای مسئولیت نماید.

درس را خوب می خواند چرا که ایفای مسئولیت نیاز به سلاح دارد و امروز جز از کانال علمی نمی تواند به پویایی لازم دست یافت. یک فعال دانشجویی دغدغه هایش را هم مطالبه می کند و هم به موقع از کانال قدرتمندی و توانایی های فردی آن را محقق می نماید.

بر این اساس است که فعالین دانشجویی بایستی امروز با قدردانی طرح این موضوعات از زبان مقام معظم رهبری، تلاش خود را به سمت تحقق این موضوعات معطوف نمایند و در گام اول این موضوعات را مبدل به گفتمان غالب جوامع دانشجویی نمایند. چرا که محورهای مطرح شده توسط معظم له از آسیبهای ملموس تشکلهای دانشجویی است

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385  | 

 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar