بي اعتمادي میان دولت و بویژه ساختار تصمیم گیری آن و نخبگان عمدتا ناشي از فضاي رسانه اي منفی علیه دولت از یک سو و خلا ارتباط و اطلاع رساني به نخبگان متناسب با ادبيات حاكم از سوي ديگر مي باشد كه منجر به تضعيف پايگاه دولت در بين نخبگان و عوارض طبيعي آن گرديده است.
فارغ از همه اين مسائل نوع تصميم گيري هاي كلان دولت براي تضمين پايداري مستلزم مقبوليت در نخبگان به معناي عام و بويژه دانشگاهيان و صاحبان امر مي باشد.(آسيبهاي تصميم گيري هاي دولت با حداقل مقبوليت در نخبگان حکومتي ) بدين معني كه هر چه تعداد نخبگاني كه با جهت گيري ها و سياست هاي دولت موافق هستند و روند موجود را صحيح مي دانند بيشتر باشند، طي مسير و همچنين پايداري تصميم ها بيشتر شده و خود نيز همراه خواهند بود. (تجربه ژاپن و ...)
عدم انعكاس مطلوب واقعيت هاي دروني نظام تصميم گيري به صاحبنظران اين عرصه و بالتبع به بخشي از افكار عمومي از عوارض ارتباط ضعیف دولت با نخبگان است.
شايان ذكر است كه ارتباط با افكار عمومي از دو طريق ميسور است. اول ارتباط مستقيم و گفتگوي رودرروي مسئولين ارشد نظام با مردم و دوم انتقال ديدگاههاي مسئولين از طريق ساختار اجتماعي مردمي و نخبگان نظير (سازمانهاي غير دولتي، اساتيد دانشگاه، دانشجويان، تشكلهاي دانشجويي، رسانه ها و ... ) هريك از اين دو روش كاركرد خاص خود را داشته و نمي توان از يكي بواسطه ديگري غفلت نمود.
از جمله روشهاي استفاده از پتانسيل بالقوه نخبگان براي تنظيم ارتباط دولت با افكار عمومي، برقراري نظام پايدار ارتباط دولت با نخبگان از طرق مختلف بويژه جلسات هم انديشي مي باشد.
همچنين بدنه دولت به منظور افزايش ضريب اطمينان تصميم گيري بايستي بستر تبادل انديشه هاي مختلف و نقد و بررسي آنها را فراهم نمايد و تا حد ممكن از ضريب خطاي دولت بكاهد.