تبليغاتX
خودجوش

خانه | آرشيو | پست الکترونيک| خانگي سازي |ذخيره كردن صفحه | اضافه به علاقه منديها

حاشيه‌نگاري ديگر از ديدار اخير نخبگان با رهبري

دیدار امسال نخبگان جوان با رهبر معظم انقلاب حاشیه های جالب و مهمی داشت. اما آنچه این حاشیه ها را جذاب تر از همیشه می کرد، برخورد زیبای رهبر فرزانه انقلاب با سخنان انتقادی یکی از دانشجویان حاضر در این مراسم بود.

همچون بقیه روزهایی که دیدارهای رهبری برگزار می‌شود، خیابان فلسطین پر بود از افرادی که با شوق ساعت‌ها قبل از دیدار در حال ورود به حسینیه امام خمینی (ره) بودند. دقایقی برای دریافت کارت دیدار معطل شدیم. در این مدت پسر شهید دادمان را دیدم. شنیده بودم که قرار است در دیدار به‌عنوان نخبه ادبی در محضر رهبری صحبت کند. اما گفت که بنیاد ملی نخبگان فرصت صحبت ایشان را منتفی کرده است.

با حضور رهبري جلسه شروع شد. به روال معمول پس از قرائت قرآن و گزارش خانم سلطان‌خواه قرار بود بخشي از نخبگان ديدگاه‌هايشان را با رهبري طرح كنند.

 خانم سلطان‌خواه در انتهاي گزارش در اقدامي شايسته از دكتر واعظ‌زاده، رئيس سابق بنياد ملي نخبگان تقدير و تشكر كرد.

نخبگان يك به يك شروع كردند به صحبت و تقريبا از هر دري سخن گفته شد. برخي نكات جالب و قابل تامل بود :

·        یکی از آقایان صحبت از دِین و مسوولیت نخبگان نسبت به جامعه کرد و اینکه شکوفایی استعدادمان را مرهون اين كشور هستیم، پس باید با وجود مشکلات تلاش کنیم که کاری برای جامعه انجام دهیم. ايشان در انتهای صحبتش، صميمانه خطاب به رهبری گفت كه ما برای ناله کردن اينجا نیامدیم. آمدیم که بگوییم می‌خواهیم راهي را كه  شما مي‌خواهيد برویم.

·        بخش زيادي از نخبگان مکرراً از ضرورت نگاه دینی و بومی و اسلامی به مسائل كشور كردند و اينكه نبايد متأثر از غرب بشويم و با امكانات كشورمان مسائل آنها را حل كنيم كه اين نگاه مورد تقدير رهبري هم قرار گرفت.

·        نخبه ديگري از ضرورت توجه به تصوير نیازهای آینده کشور وحرکت علمی به سمت نیازهای آينده كشور گفت و اينكه بايد تمدن ايراني و اسلامي را براي هدايت روند علمي كشور ترسيم كنيم.

·        خانمي از آقا خواست تا هدیه‌ای معنوی به جمع بدهند : دعا برای پدر و مادرهای بچه‌ها.

فرصت تمام شد و دوباره مثل همیشه چند نفری در جمع دست بالا بردند که صحبت کنند. یکی هم پا شد كه صحبت كند اما با فشار زیاد اطرافيان منصرف شد و نشست. اين صحنه از چشم آقا پنهان نماند. آقا رو به وسط جمعیت کردند و گفتند: آن برادری که پا شده بود و نشاندنش بیاید صحبت کند.

برادر متقاضي در جايگاه قرار گرفت. معلوم شد دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف است. ابتدا از نحوه انتخاب افراد گله كرد و گفت كاش به گونه‌اي انتخاب انجام مي‌شد كه ما بدانيم چگونه مي‌توانيم صحبت كنيم.

چند مقدمه را طرح کرد که همگی نشان‌دهنده این بود که می‌خواهد حرف‌های متفاوتی بزند.

گفت از روی دلسوزی برای ملت این حرف‌ها را می‌زند. فکر می‌کند که اگر این نکات رعایت شود گشایشی در کشور خواهد بود. لحنش صريح بود اما مودبانه.

اول از صدا و سیما گله کرد. اینکه واقعیت‌های جامعه را درست بیان نمی‌کند و اینکه فضای گفتگوی آزاد در آن نیست. وقايع را گزينشي پخش مي‌كند و... گفت اگر بخواهيم رسانه‌هاي كشور اخلاقي شوند بايد بزرگ رسانه‌ها آغاز‌گر آن باشد.

در بخش دوم از بسته بودن فضای نقد رهبری گله کرد. گفت نمي‌پذیرد كه کسی نقدی ندارد. اما شاید عده‌ای در نقد رهبری رودربایستی داشته باشند اما به هر حال این فضا خوب نیست. گاهی سخنانش نیش های سیاسی تندی هم داشت که برخی دانشجویان و نخبگان صدایشان درآمده بود اما رهبری به آرامی گوش می دادند.

در محور سوم از رابطه حکومت با مردم گله کرد و اینکه حکومت باید رئوفانه‌تر با مردم برخورد کند، تا فضاي جامعه اخلاقي شود. از برخی برخوردهای پس از انتخابات با معترضان گلایه داشت و گفت اگر فضاي جامعه رو به اخلاقي شدن نمي‌رود بايد در سياست‌هاي سي‌ساله تجديد نظر كنيم.

در اواسط صحبتش یادداشتی حاکی از اتمام وقت به ایشان دادند. رو به آقا گفت: می گویند كه وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم. آقا با کمال اشتیاق فرمودند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبت‌های شما هستم. صحبت‌‌هایش را در کمال آرامش تا انتها به پایان رساند و از وقتی که به او داده شد، تشکر کرد.

جالب آنکه برای سایر نخبگان 4 دقیقه وقت در نظر گرفته بودند اما این دانشجو با وجود اتمام وقت با اجازه آقا، بیشتر از 10 دقیقه صحبت و انتقاد کرد. آقا هم به او مثل سایر سخنرانان «طیب الله انفسکم» گفت. رهبری در صحبتهایش چند باری به صحبتهای این جوان پاسخ دادند و او را برادر عزیز خطاب کردند و گفتند: « اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت ميشوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت ميشوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال ميكنند من خوشم نمى‌آيد، نميزنند؛ از نگفتنش ناراحت ميشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نميشوم. اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.»

البته پس از صحبت‌هاي اين جوان افراد ديگري هم بلند شدند. از جمله پسر شهيد دادمان _ که اتفاقا به صحبتهای آن دانشجو انتقاد داشت_ رو به آقا گفت كه به ما هم كه از بخش ديگري از دانشجويان بوديم اجازه صحبت داده نشد كه آقا فرمودند اين را بگذاريد به حساب كمبود وقت. البته دادمان انتقادهایش را به صحبت های آن دانشجو در چند جمله گفت و نشست. جوان ديگري هم چفيه آقا را به عنوان هديه مطالبه كرد كه آقا موافقت كردند.

جلسه فضاي خاصي پيدا كرده بود و جمع مشتاقانه منتظر سخنان مولاي خود بودند. رهبري سخنان را آغاز كردند و نكات مهمي را طرح كردند:

·        ابراز خوشحالي از جلسه و ابراز خوشحالي از اينكه سخنان نخبگان هر سال قوي‌تر و عميق‌تر از قبل مي‌شود.

·        یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی به نخبگان با خدمت به كشور

·        تأکید بر اهمیت علم در اقتدار جمهوری اسلامی و اینکه پول کافی نیست. چرا كه برخي كشورها همچون كشور سعودي پول دارند اما اقتدار سياسي ندارند.

بخشي از سخنان رهبري هم پاسخ به سخنان اين جوان بود :

·        درباره مسائل پس از انتخابات يك سینه پر از حرف است... اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.

 

·        با نقد رهبری مخالف نیستم. برخی وقت‌ها به من می‌گفتند که در تابلوهای اعلانات فلان دانشگاه نقدهای تند و حتی توهین‌آمیز می‌شود. می‌گفتم خوب بشود اشکالی ندارد. بگذارید دانشجویان با هم آزادانه در محیط دانشگاه بحث کنند و پاسخ بدهند. البته الان هم نقد رهبري انجام مي‌شود و زياد هم انجام مي‌شود. به گوش من هم مي‌رسد.

·        اين را هم شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سيما را مى‌آورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلى از برنامه‌هاى صدا و سيما بنده راضى هم نيستم؛ از جمله، از همين من راضى نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبليغاتى و حرفهائى كه زده شد و تظاهراتى كه ميشد و مجادلاتى كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعنى ما آزادانديشيم!

·        من هم معتقدم صدا و سیما همه واقعیت‌های جامعه را منعکس نمی‌کنند اگر صدا و سيما ميتوانست واقعيات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانيد امروز اميد نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دينش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، بمراتب بيشتر از حالا بود. اين ايراد ماست به صدا و سيما

·        در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ ...مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟!

·        اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه ميشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئه‌ها در داخل كشور محور حركت قرار ميگيرد، خودش اصلاً نفهمد.

·        در همين حوادث سياسى اخير و در مجموع حوادث اين سى سال، كشور بتدريج به مجموعه‌ى مصونيت‌دار، ضد ضربه، ضد بمب تبديل شده؛

 

هميشه دلم مي‌خواست يك بار فرصت صحبت در حضور رهبري به جواناني كه متفاوت از ما فكر مي‌كنند داده شود. بسياري از آنها را مغرض نمي‌دانم بلكه متاثر از فضاي سنگين رسانه‌اي هستند. يادم هست كه نهاد نمايندگي ولي فقيه در يكي از ديدارهاي دانشجويي ماه رمضان از يكي از تشكل‌هاي به اصطلاح دوم خردادی دعوت كرد. اما آنها قبول نكردند. ظاهرا نمي‌خواستند اين تريبون را به رسميت بشناسند. بنده هم در دو مرتبه‌اي كه محضر رهبري صحبت كردم اراده‌اي مبني بر ممانعت احساس نكردم. ديدارهايي كه توفيق ما شد همه داراي روال‌هاي مشخص براي انتخاب افراد بود. مثلا نماينده تشكل‌ها. به ما مي‌گفتند آقا از تملق خوشش نمي‌آيد، صراحت را دوست دارد و...

به هر حال تا كنون اين اتفاق کمتر افتاده بود. رهبري هم بعضا از اين روند گلايه كرده بودند. امروز خيلي خوشحال شدم كه قشر ديگري از جوانان كشور، ديدگاه‌هايشان را با رهبري طرح كردند. تجربه نشان داده بود كه رهبري از آنها استقبال مي‌كند، سخنانشان را گوش مي‌دهد و به آنها پاسخ مي‌دهد. بر خلاف برخي تبليغات  در نظام هراسي از اين اتفاق نيست.

با آنکه خیلی ها در ابتدا از سخنان انتقادی آن دانشجو ناراحت بودند اما استقبال رهبری از این سخنان و پاسخ‌های مهم ایشان جلسه را بسیار لذت بخش کرد.

وقتی جلسه را ترک می گفتیم، خدا را شکر می کردم از اینکه در جمهوری اسلامی دانشجوی معترض در مقابل بالاترین مقام کشور به راحتی و بدون ترس به تندی انتقاد می کند و با متانت پاسخ می شنود و رهبری از او تشکر می کند.

ای کاش همه مسوولان سعه صدر و برخورد پدرانه با منتقد را از رهبری درس بگیرند.

 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388  | 

 

الگویی برای تداوم آرمان‌خواهی جوانان
(گذری بر ویژگی‌های بارز شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی ایران)

شاید یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نسل جوان آرمان‌خواه و دغدغه‌دار نسبت به آینده انقلاب؛ پیدا کردن نقش و جایگاه خود در آینده انقلاب و پیشرفت آن است. این جایگاه هم باید بتواند با امرار معاش و زندگی آینده او سازگار بوده و هم باید احساس تأثیرگذاری (همان مجاهده در راه عقائد) در مسیر پیشرفت انقلاب در آن محسوس باشد. به‌ویژه برای نسلی که انتظار دارند نقش خود را توأمان با علم ایفا کنند؛ پیدا کردن این عرصه از اهمیت بیشتری برخوردار است. این سؤال در حال حاضر با عنوان "‌چه باید کرد؟‌" در جوامع دانش‌جویی مطرح است. موج تغییر رشته دانش‌جویان فنی به علوم انسانی و حتی گرایش به حوزه بخشی از پاسخ‌های نسل جوان به این سئوال است.
با آشنایی مختصر با شبکه ایتان به نظر می‌رسد این شبکه این قابلیت را داراست که مدلی جدید برای جوانان حزب‌اللهی و آرمان‌خواه تعریف نماید که در آن هم رزق حلال باشد و هم مجاهده علمی در مسیر پیشرفت ایران.
ما در این نوشته نکات برجسته‌ای را که می‌توان با تعمیم آن‌ها به یک الگوی نسبتا جامع برای گسترش فعالیت ها رسید طرح می‌کنیم. همه همکاران شبکه اذعان دارند که علی‌رغم تلاش بسیار همه آنچه که لازم بوده محقق نشده است.
شبکه تحلیلگران می‌تواند مدل تأثیرگذاری علمی جوانان در مسیر پیشرفت ایران اسلامی را ارائه کند، زيرا :
- ارائه مدل برای اثرگذاری جوانان، اولین ویژگی منحصر بفرد شبکه است. بسیاری حرکت‌های علمی در کشور صورت می‌گیرد که یا فاقد اثرگذاری است و یا قابلیت مشارکت و استفاده از جوانان را ندارد. این ویژگی که برآمده از روش کار علمی در شبکه است؛ باعث شده است تا بخشی از نیروهای جوان و فعالین تشکل‌های دانش‌جویی ادامه آرمان‌خواهی خود را حضور در چنین کاری تعریف نمایند.
- روش کار علمی در شبکه از دو جزء اصلی تشکیل شده است. اول تاکید بر مسئله محوری در تحلیل‌ها و پژوهش‌ها و دوم استفاده از نظرات اساتید، صاحب‌نظران و اهل فن و مطالعات گسترده میدانی برای حصول گزاره‌های علمی.
- این روش در کنار جوان بودن شبکه باعث شده است تا از تلفیق نوآوری و خلاقیت جوانان با اندیشه صاحب‌نظران خروجی‌های تأثیرگذار حاصل شود. به عبارت دیگر علاوه بر انتقال اندیشه اهل فن، جوانان توانسته‌اند تا الگوهای کاربردی به کشور ارائه نمایند. تجربه گروه های فعال در حوزه های: مسکن، مخابرات، سیاست صنعتی و... بخشی از مهم‌ترین این تأثیرگذاری‌ها هستند.
- ویژگی دیگر اینکه بسیاری از همکاران شبکه جزئی از جوانان دغدغه مند نسبت به نظام هستند و علاوه بر اینکه رضایت شغلی و سرمایه اجتماعی درون سازمانی بالاست؛ روحیه جهادی هم بر  کار حاکم است.
- شکل‌گیری کار تیمی در کنار روحيه جهادي مختصات ويژه‌اي را به گروه‌هاي شبكه بخشيده است. همکاری مداوم و در عین حال شکل‌گیری فرهنگ ارزش سازمانی در میان اعضا (وجود مرامنامه‌ها و کدهای اخلاقی و رفتاری ننوشته) نیز از ویژگی‌ها و دارایی‌های منحصر بفرد شبکه است.
- ارزشمندی کار آن‌جا نمود پیدا می‌کند که تیم‌های شکل گرفته از اين جوانان با حفظ استقلال تصمیم‌گیری، فکری و مالی خود توانسته‌اند مدلی از همکاری شبکه‌ای را ارائه نمایند که در نوع خود در کشور بدیلی ندارد.
- البته باید توجه کرد که برای شکل‌گیری یک تیم مشقت‌ها و سختی‌های زیادی لازم است. چرا که هم باید عمق علمی را به دست آورد و هم روحیه کار تیمی. این کار بعضا سال‌ها طول کشیده است تا تیمی شکل گرفته و توانسته است به نقطه مطلوب برسد. گروه‌های زیادی با همکاری شبکه تصمیم به تیم‌سازی می‌گیرند اما بسیاری در نیمه راه، برمی‌گردند چرا که مسیر زیبای تصویر شده در عمل دشوار است.
ایتان با مجموعه این خصوصیات در حال حاضر سه نقش را ایفا می‌کند:
- گروه‌های قوی بالغ شبکه در روند تصمیم‌سازی‌های کشور با نگاه انقلابی و آرمان‌خواهانه تأثیرگذارند.
- بستری برای شکل‌گیری تیم‌های جوانان علاقمند به کار تحلیل‌گری، برای اثرگذاری تخصصی در مسائل کشور فراهم شده است.
- و مهمتر اینکه در این  بستری نیروی انسانی خلاق با انگیزه و جوان برای کشور پرورش می‌یابد.
مجددا باید یادآور شد که اگر چه ارزش‌های ذکر شده در همه جای شبکه وجود ندارد؛ اما اعتقاد به این ارزش‌ها و در عین حال تلاش برای گسترش و تعمیق آنها باعث می‌شود تا امید داشت که شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی با همه چالش‌های پیش رو (نظیر چالش اثرگذاری، تأمین مالی کانون تفکر و جایگاه حقوقی و ...) بتواند الگویی پیش‌روی جوانان علاقمند  بویژه در حوزه اقتصادی و فنی باشد.

اين مطلب در شماره ششم نشريه فتيان منتشر شده است.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388  | 

 

تبعيض در رافت اسلامي
 * خبرگزاری فارس بیست و یکم مهر 1388: خسارت‌زنندگان میلیاردی به دانشگاه صنعتی اصفهان مشمول رأفت اسلامی شدند. در سرتاسر اين خبر مدير روابط عمومي دانشگاه صنعتي اصفهان با افتخار سخن از حذف پيگيري قضايي دانشجويان نموده است و گفته كه سنگين‌ترين محكوميت‌ها، به انتقال و تعليق يك تا سه ترم محدود شده است. وي همچنين اضافه كرده است كه احكام 60 نفر از محكومين كميته انضباطي بواسطه رافت اسلامي تعليق شده است. ايشان تاكيد كرده است كه اين دانشجويان مجموعا 2.5 ميليارد تومان به دانشگاه خسارت زده‌اند. [1]

    * سایت عدالت‌خواهی7 بهمن ماه 1386: حکم تعلیق برای دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجويي دانشگاه صنعتی اصفهان. حکم ایشان به دلیل اصرار بر سئوال از علی لاریجانی در جلسه سخنرانی صادر شده است. جلسه سخنرانی با طرح سئوال ایشان، پاسخ آقای لاریجانی و بدون هیچ‌گونه درگیری به پایان رسید(فیلم جلسه موجود است) [2]

    * سایت عدالت‌خواهی7 اسفند 1386: روز گذشته دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از پیگیریهای سه ماهه اداره اطلاعات اصفهان، به این اداره مراجعه و بدون اطلاع قبلی، مورد بازجویی قرار گرفت. [3]

این دانشجو که به جرم فعالیتهای عدالتخواهانه دانشجویی هدف اتهامات و فشارهای مختلفی در داخل و بیرون دانشگاه واقع شده است، در آخرین موج فشارها بدلیل انتقاد و طرح سوال! از لاریجانی در سخنرانی عمومی وی در دانشگاه صنعتی اصفهان، به بهانه اغتشاش و متشنج کردن جو جلسه از سوی هیئت نظارت این دانشگاه به یک ترم تعلیق محکوم شد. احضار و بازجویی اخیر نیز ظاهرا به همین بهانه صورت گرفته است.3 

    * شاید برای خوانندگان کنار هم گذاشتن این اخبار کمی جای تعجب داشته باشد.نویسنده در سال 86 در کانون پیگیری موارد فوق بود. در آن مقطع، اصرار مسئولان دانشگاه صنعتی اصفهان برای برخورد با دبیر سابق این تشکل چنان بود که برای بسیاری از افراد شائبه شخصی شدن مسائل پیش آمد و... پیگیری و حل مسئله مشکل این دانشجو نهایتا با پیگیری مجدانه برخي مسئولان كشوري و با تبدیل حکم تعلیق به تبعید به دانشگاه سمنان در آخرین ترم دانشجویی پایان یافت. هیچگونه انعطافی در مسئولان دانشگاه صنعتي اصفهان مشاهده نمی‌شد مگر با فشار از بالا. دانشجوي محكوم در هر گام از مراحل پیگیری(ثبت‌نام در دانشگاه مقصد، انتخاب واحد، تطبیق نمرات و...) هفت خان رستم را طی مي‌کرد.

    * مسئولان دانشگاه در شرايط فعلي همان مسئولان قبلي هستند. براستی چرا درباره ایشان هیچ‌گاه رافت اسلامی مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا عده‌ای که امنیت ملی را تهدید کردند، رای مردم را زیر سئوال بردند، آرامش دانشجویان را برهم زدند،‌ اموال عمومی تخریب کردند باید مورد رافت اسلامی قرار بگیرند و این دانشجو که فقط صورتی از اتهام داشت و هیچ‌گاه مستندات قانع کننده‌ای برای اتهاماتش ارائه نشد باید مصرانه محکوم و حتی تهدید به اخراج شود. جواب این سئوال در بندهای آتی آمده است. قطعا نویسنده امثال این دانشجو را خالی از تقصیر نمی‌داند اما...

    * فرض کنید قرار است به سفر طولانی با اتوبوس‌های عمومی بروید. در گیشه تعاونی درخواست بلیط اتوبوس ولو می‌کنید. بعدا متوجه می‌شوید که بلیط اتوبوس دیگری را به شما داده‌اند. اتوبوس هم در موعد مقرر حرکت نمی‌کند و وقتی شما به راننده تذکر می‌دهید که چرا حرکت نمی‌کنید با جواب واضحی مواجه نمی‌شوید. تاخیر اتوبوس به حدود دو ساعت نزدیک می‌شود و کسی جواب اعتراض‌های مکرر شما را نمی‌دهد(تا اینجای ماجرا را احتمالا خیلی‌ها تجربه کردند). پس از چند اعتراض و عدم پاسخ راننده، شما بر اثر عصبانیت، عبارت غیرمتعارفی را به زبان می‌آورید. حال اگر راننده از شما به دلیل توهین به او شکایت کند و دادگاه شما را محکوم کند چگونه قضاوت خواهید کرد؟ این سرنوشت محتوم منتقدان در عرصه‌هایی است که پاسخگویی در آنها نهادینه نشده است.

    * مشابه این ماجرا در دانشگاه‌های کشور برای دانشجویان مطالبه‌کننده پیش آمده است. مکررا و به انواع اقسام روش‌های منطقی و اخلاقی از مسئولان دانشگاه درباره عملکرد آنها سئوال شده است. تقریبا در اکثر موارد پاسخی داده نمی‌شود. سئوالات در فضای دانشگاه علنی می‌شود و باز هم پاسخی داده نمی‌شود تا اینکه در مسیر پافشاری بر سئوال از مطالبه‌کنندگان خطایی سر بزند و آنها را به کمیته انضباطی احضار کنند و به احتمال زیاد محکوم می‌شود. در اين مورد فرزندان انقلاب اسلامي بيشتر مورد توجه هستند. چرا كه احتمالا از آنها انتظار مي‌رود فقط توجيه كننده وضع موجود باشند.

آنکه در این بزم مقربتر است  جام بلا بیشترش میدهند

    * سیاست‌گذاران فضای دانشگاهی کشور می‌توانند دو نگاه به این اتفاق داشته باشند:

          o بگویند که دانشجوی مطالبه کننده نباید خطا را انجام می‌داد. حالا که خطا کرده است حق دانشگاه است که بر طبق قانون به خطای او رسیدگی کند و تصمیم مقتضی را بگیرد.

          o و می‌توانند دانشجو را از باب اصرار بر سئوال از مسئولان (که عموما برآمده از دغدغه‌های مذهبی و انقلابی آنان است) تقدیر کنند و البته به او تذکر بدهند که سعی کند در مسیر مطالبه مرتکب خطا نشود، آستانه صبرش بیشتر باشد و... . اما با مسئول مربوطه برخورد کنند که چرا مطالبات مکرر دانشجویان را بدون پاسخ گذاشته و اساسا علاقه‌ای به پاسخگویی درباره عملکردش ندارد و کار را به اینجا رسانده است که دانشجوی مطالبه کننده از کوره در رفته و خطایی از او سرزده است. ما نمي‌خواهيم در اين نوشته باب تندروي فعالان دانشجويي را باز كنيم و براي آن حجت بتراشيم. بلكه مي‌خواهيم ماجرا را با زاويه ديگري بشكافيم.

    * این دو نکاه یکی نگاه «فرصتی» به مطالبات دانشجویی است و دیگری نگاه «تهدیدی». متاسفانه در دوره مدیریت جناب آقای دکتر زاهدی بر وزارت علوم، مسئولانی از جنس ایشان در دانشگاه‌ها بر سر کار آمدند که اولا آدم‌های بسیار خوب، متدین و دلسوزی بودند. ثانیا هيچ فهمي از فعالیت سیاسی دانشجویی در دانشگاه‌ها نداشتند. رهبري را دوست داشتند و در همه جلسات از سخنانايشان يادداشت برمي‌داشتند. اما در عمل خواسته‌هاي رهبري از فضاي سياسي دانشگاه‌ها محقق نمي‌شد. عناوینی هم چون استاد نمونه، بسیجی نمونه، رئیس دانشگاه نمونه و... را کسب می‌کردند اما کارنامه سیاهی را در مدیریت فضای سیاسی دانشگاه به همراه داشتند. با مسائلی همچون انتقاد، پاسخگویی و ... بیگانه بودند. اگر نبود فشار اجتماعی چیزی از فعالیت‌های سیاسی دانشجویی منتقدان باقی نمی‌ماند.

    * شاید الان بتوان به این سئوال پاسخ داد که چرا دبیر اسبق آن تشکل دانشجویی در همين دانشگاه مشمول رافت اسلامی نشد. برای اینکه سئوال از مسئولان دانشگاه‌ها و پاسخگویی در دوران وزارت آقای زاهدی عملا یک خط قرمز بود(برای این ادعا مستندات زیادی است که در این مجال فرصت طرح آن نیست). اگر رای مردم را زیر سئوال ببری، آرامش دانشگاه را بهم بزنی، 2.5 میلیارد تومان به اموال عمومی خسارت بزنی و... می‌توانی مشمول رافت اسلامی شوی اما اگر بر سئوال از مسئولان سماجت کنی کوچکترین خطایت به محکومیت سنگین منجر خواهد شد.

    * متاسفانه این روایت تلخ، چهره عریان پاسخگویی در کشور است. البته مسئله از این هم فراتر است. مسئله این است که مطالبه حقوق عمومی مردم از مسئولان در کشور ما متولي مشخصی ندارد، دستگاه‌های موجود نیز کارآمدی و حساسیت لازم نسبت به استیفای حقوق مردم را ندارد. حتما برایتان در ادارات پیش آمده است که کارمندی خلاف قانون عمل کند و حق شما را ضایع کند و شما ندانید که به کجا باید شکایت کند و پیش خودتان زمزمه کنید که " آنچه به جایی نرسد، فریاد است". آن معترض به راننده اتوبوس هیچ مرجعی ندارد که حقش را پیگیری کند، همین طور آن دانشجو مرجعی را نداشت که حق خود را ایفا کند و پاسخ مطالباتش از مسئولان را دریافت کند. اکثر مراجع موجود برای نظارت بر دانشجو ایجاد شده‌اند- که اکثر اوقات نیز از آنها به صورت ابزاری استفاده میشود- و نه برای استیفای حق او در برابر مسئولان خاطی و غیر پاسخگو. تشکل‌های سیاسی در دانشگاه‌ها هم هیچ ابزاری برای پاسخگو کردن مسئولان ندارند و...باید برای دفاع از حقوق عمومی مردم تدبیری اندیشید تا بلکه مسئولان وادار به پاسخگویی شوند.

    * امیدواریم که آقای کامران دانشجو این بذر بیمار پاشیده شده در دانشگاه‌ها را زودتر شناسایی نموده و جلوی رشد ویران‌گر آن‌را بگیرد. فکری به حال روسای دانشگاه‌ها کنند که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. البته مهمتر از رفت و آمدهاي افراد، تغييرنگرش‌ها است.

    * در جريان باشيد كه هفته گذشته در یکی دیگر از دانشگاه‌ها، مدیرکل فرهنگی از مدیر مسئول یک نشریه منتقد به کمیته انضباطی (و نه کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی)! به جرم توهین شکایت کرده است. در همان دانشگاه دو سال و نیم پیش در حضور معاون محترم فرهنگی وزارت علوم صلاحیت این مدیرکل را مورد ارزیابی قرار دادیم و بر همگان ثابت شد که ایشان الفبای لازم برای این مسئولیت را هم نمی‌دانند. حالا بعد از دو و نیم سال انتقاد مستمر تشکل‌های مذهبی و از جمله مجمع دانشجویان عدالت‌خواه و عدم پاسخگویی ایشان بالاخره آن بهانه پیدا شد و دوباره همان قصه تکراری... احتمالا ایشان هم به جرم توهین به مسئولان محکوم می‌شود. امیدواریم که اینگونه نشود.


1- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807210098
2- http://www.edalatkhahi.ir/002051.shtml
3- http://www.edalatkhahi.ir/002220.shtml
منبع سايت الف:

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388  | 

 

پاشنه‌های آشیل فضای سیاسی دانش‌گاه‌ها
(سخنی صمیمانه به مسؤولان وزارت علوم و تشکل‌های ارزشی)

مقدمه
در ماه‌های اخیر اعتراض‌ها و تجمع های مختلفی در دانش‌گاه‌های مختلف کشور صورت گرفته است که در نوع خود کم نظیر بوده است. اعتراض‌ رکن جدایی ناپذیر فضای دانش‌جویی است لیکن علت کم نظیر بودن اعتراض‌ها اخیر از این جهت است که مسئله بسیار جزئی صنفی به راحتی تبدیل به تحصن چند صد نفری و چند روزه می‌شود. از این رو تحلیل عوامل موثر بر این اعتراض‌ها برای مسؤولان کشور امری ضروری است. بدیهی است که همه اعتراض‌ها را نمی‌توان در قالبی واحد تحلیل کرد، لیکن در این تحلیل تلاش می‌شود تا دسته‌ای از عوامل موثر در ایجاد فضای فعلی در دانش‌گاه‌ها مورد توجه قرار گیرد. چه بسا در هر اعتراض به اقتضای بررسی شرایط خاص خود بخشی از این عوامل، موثر نبوده و حتی آن اعتراض عوامل خاص خود را داشته باشد.
بررسی دو دسته از اعتراض‌ها ضرورت بیشتری دارد :
• اعتراض‌ها با منشا صنفی : این اعتراض‌ها معمولا منشا حقیقی دارند و یک مسئله صنفی به‌حق عامل تحریک دانش‌جویان است. در فرآیند شکل‌گیری این اعتراض‌ها عده‌ای  فرصت را مغتنم شمرده و سعی می‌کنند آن را به نفع منافع سیاسی و یا گروهی خود سوق دهند.
• اعتراض‌ها با منشا سیاسی از سوی تشکل‌های ارزشی کشور : اصل وقوع این اعتراض‌ها نشان‌دهنده وجود مشکل‌های جدی‌ای در دانش‌گاه‌هاست. چرا که تشکل‌های ارزشی به واسطه بینش انقلابی و هم‌سویی آرمانی با دولت و ... هدف تخریبی نداشته و به دنبال سوء استفاده هم نیستند. لذا قبل از تحصن راه‌های متعددی را برای حل مشکل‌ها پیموده‌اند و به نتیجه نرسیده‌اند و تحصن به قول معروف نشانه کارد به استخوان رسیدن است.
البته دسته سومی از اعتراض‌های دانش‌جویی با منشا سیاسی از سوی عناصری نظیر اعضای انجمن‌های اسلامی تعطیل شده و ... نیز صورت می‌گیرد که در این نوشته به آن‌ها نمی‌پردازیم.
دو قشر می‌توانند در مدیریت درست فضای سیاسی نقش جدی ایفا نمایند که عدم توجه آن‌ها کافی به رسالت‌هایشان بخشی از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض‌ها دانش‌جویی به شکل ناسالم است.


1. رؤسای  دانش‌گاه‌ها
متاسفانه در انتصاب روسای دانش‌گاه‌ها کمترین توجه به ضرورت آشنایی با فضای فعالیت‌های دانش‌جویی شده است و از روسای دانش‌گاه‌ها اساسا با فضای حاکم بر فعالیت‌های دانش‌جویی آشنا نیستند و این عدم آشنایی عوارضی را به دنبال دارد.
• انفعال در تصمیم گیری ها و متاثر شدن در مراجع نه چندان صالح.
• نگرش تهدیدی به تشکل‌های دانش‌جویی بویژه مجموعه‌های منتقد.
• ریشه یابی غلط مشکل‌های دانش‌گاه‌ها و نگرش امنیتی به اعتراض‌ها دانش‌جویی.
• سلب اعتماد دانش‌جویان از روسای دانش‌گاه‌ها و استفاده آن‌ها از روش‌های اعتراضی نظیر تجمع و تحصن و ... برای پیگیری مطالبات.
• و از همه مهمترین انتخاب استراتژی غلط از سوی روسای دانش‌گاه‌ها در مواجه با اعتراض‌ها دانش‌جویی.
• و...
مجموعه این عوارض خود را در نحوه مدیریت اعتراض‌ها دانش‌جویی نشان می‌دهد. به عنوان  مثال در تحصن‌های صنفی بدون در نظر گرفتن مطالبات به‌حق و با نگرش تک بعدی نسبت به سوء استفاده احتمالی سیاسی از تحصن، روسای دانش‌گاه‌ها با طرح گزاره‌هایی نظیر " اگر تحصنی را تحویل بگیریم هر روز شاهد تحصن خواهیم بود " و یا " تحصن سیاسی است " با بی‌اعتنایی کامل با دانش‌جویان برخورد می‌کنند که این خود عامل تشدید کننده اعتراض‌های دانش‌جویی است. در حالی که استفاده سیاسی از تحصن‌ها را می‌توان به روش‌های مختلف از جمله جداسازی مطالبات دانش‌جویان از جریانات سیاسی به خوبی مدیریت نمود.
به نظر نویسنده ضعف رؤسای دانش‌گاه‌ها مهمترین عامل در ایجاد فضای سیاسی ناسالم در دانش‌گاه‌ها است که این نوشته مجال ذکر مصادیق متعدد در این زمینه نیست. این مسئله منجر به اعتراض شدید تشکل‌های ارزشی در چند دانش‌گاه در ماه‌های اخیر شده است. قاعدتا در صورتی که روسای دانش‌گاه‌ها از درک درستی در مسائل دانش‌جویی برخوردار بودند؛ نباید مجموعه‌های متعلق به نظام و هم‌نوا با دولت(حداقل در آرمان‌ها) برای اعتراض به ابزارهایی چون تحصن متوسل شوند. این خود یکی از بهترین شواهد وجود ضعف جدی در مسؤولان دانش‌گاه‌ها است.


2. تشکل‌های ارزشی
فضای دانش‌جویی فضای طالب انتقاد است و لذا این فضا دست کسانی است قرار می‌گیرد که بیشتر منتقد باشند چرا که روحیه دانش‌جویی ذاتاً آرمان گرا و منتقد است. در دولت گذشته متاسفانه تیغ تندترین انتقادها به مبانی نظام بود و فضا را در اختیار کسانی قرار داده بودند که به نام انتقاد اصول نظام را زیر سئوال می‌بردند. آنچه توانست فضای سیاسی دانش‌گاه‌ها را از دست این جریان خارج کند، ورود بدنه ارزشی به انتقاد از وضع موجود کشور با اعتقاد به مبانی انقلاب بود. مهمترین ویژگی جریان عدالت‌خواهی این بود که داعیه دار مطالبات مردمی بود و فراتر از تقسیم بندی‌های سیاسی حقوق مردم را مطالبه نمود.
اینک تشکل‌های ارزشی در دانش‌گاه‌ها دارای دو آسیب جدی هستند.
عده‌ای اساسا خود را از کارکرد انتقادی معاف کرده‌اند. این مسئله یا به علت نزدیکی و صمیمیت این تشکل‌ها با روسای دانش‌گاه‌ها و سایر مسؤولان است که به طور طبیعی محافظه‌کاری و کند شدن تیغ نقد تلخ طلب‌کارانه را به همراه  خواهد داشت و یا به علت محافظه‌کاری ناشی از نگرانی تضعیف دولت و ...
آسیب دوم اینکه امروز مطالبات معدود تشکل‌های ارزشی منتقد از مطالبات مردمی و بویژه مطالبات به حق دانش‌جویی فاصله گرفته است. مثلا تا کنون چند تشکل دانش‌جویی ارزشی مقابله دولت با گرانی را مطالبه کرده و مسؤولان را به پاسخگویی دعوت کرده‌اند؟  یا چند مطالبه برای احقاق حقوق صنفی از سوی دانش‌جویان ارزشی دانش‌گاه‌ها صورت گرفته است ؟
این دو آسیب به همراه ایجاد محدودیت از سوی دانش‌گاه‌ها برای تشکل‌های ارزشی منتقد باعث می‌شود علم جذاب و دانش‌جو پسند نقد در اختیار کسانی قرار گیرد که صلاحیت آن را ندارند و آماده‌اند تا از خواسته‌های به‌حق دانش‌جویی در راستای منافع خود استفاده کنند.
نتیجه‌ها:
در تحلیل اعتراض‌های دانشجوی باید به سه نکته زیر توجه کرد :
اولا : در دانش‌گاه‌ها مطالبه به حق صنفی و غیر صنفی وجود دارد که به موقع به آن‌ها توجه نمی‌شود.
ثانیا : عده‌ای به هر دلیلی برای رسیدن به مقاصد سیاسی آمادگی مصادره به مطلوب اعتراض‌ها دانش‌جویی را دارند و برای استفاده از آن‌ها برنامه ریزی می‌کنند.
ثالثا : با توجه به نکات گفته شده تغییر رویه مدیریتی روسای دانشگاه‌ها و فعالیت منتقدانه تشکل‌های ارزشی می‌تواند ضمن توجه به مطالبات به‌حق دانش‌جویی فضای سالم سیاسی را در دانشگاه‌ها به ارمغان آورد.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387  | 

 

بسیج دانشجویی دو راهی آرمانخواهی و محافظه کاری
مطلب منتشر شده در نشریه هابیل پاطوق بسیج

بسیج دانشجویی یکی از تشکلهای دانشجویی است که از نظر امکانات و گستردگی و نیروی انسانی قابل قیاس با هیچ مجموعه دانشجویی دیگر نیست. بیش از 2500 دفتر در دانشگاههای کشور، امکانات گسترده فیزیکی، تمایل دانشجویان مذهبی به حضور در بسیج، نشریات متعدد، شبکه خبری مستقل و ... تنها بخشی از امکانات در اختیار این مجموعه دانشجویی است.
میزان اثرگذاری این تشکل در قیاس با این امکانات همیشه مورد سوال جدی علاقمندان و دلسوزان بوده است. میزان پیگیری پیام مقام معظم رهبری به تشکلهای دانشجویی(6/8/81) و تاکیدات متعدد ایشان بر نهادینه شدن مطالبه دانشجویی، ایفای نقش جریان سازیِ ایجابی در دانشگاه ها و ... از موارد مهمی است که عملکرد بسیج دانشجویی در آن، در قیاس با سایر مجموعه های دانشجویی بسیار ضعیف و غیر قابل دفاع است. البته مشخص است که منظور ما از عملکرد، مواردی است که به اثرگذاریِ ایجابی در فضای دانشجویی و یا عمومی کشور منجر شود و نه تعداد نشریات منتشر شده و یا امثال چنین آمار کمی. این نوشته مجال پرداختن جزئی برای اثبات ادعای فوق - عملکرد ضعیف در مقابل مطالبات رهبری- نیست.
مد نظر نویسنده ارائه ریشه های ناکارآمدی این تشکل است. نویسنده با توجه به حضور طولانی مدت، ارتباط با سطوح مختلف سازمانی، شرکت در دوره های آموزشی متعدد و... این تشکل سعی نموده است سه گره اصلی را طرح،  بررسی و عوارض آن را طرح نماید.
مشکل اول : شکاف فکری نیروی انسانی نواحی و سازمانها با دانشجویان دانشگاه ها
دو دسته از افراد با توانایی و روحیات مختلف در پیکره سازمان بسیج دانشجویی وجود دارند. دسته اول کارمندان نواحی و سازمان بسیج دانشجویی که نیروهای نظامی می باشند و دسته دوم دانشجویان عضو بسیج که با روحیه آرمانخواهانه وارد این تشکل شده اند. نویسنده، معتقد به نگرشی که اصل ارتباط با سپاه به عنوان نهادی نظامی و وابسته حکومتی را مشکل می داند نیست، بلکه نسبت به کیفیت و چگونگی ارتباط انتقادات جدی ای دارد. به تجربه ثابت شده است که سطح فهم و درک و فضای ذهنی کارمندان نواحی و حتی سازمان بسیج دانشجویی فاصله زیادی با فضای فکری دانشجویان دانشگاه ها دارد. سطح سواد این افراد عموما در سطح لیسانس و یا کمتر و مهمتر از آن مطالعات آنها حداکثر در حد بولتن های سازمانی خلاصه می شود. حتی اگر این گزینه قابل نقض باشد به جرات می توان ادعا کرد که حوزه دغدغه های این افراد بسیار متفاوت با فضای دانشجویان است. بدیهی است در این شرایط نیروهای سازمانی (مراکز، نواحی و یا سازمان) مرجعیت فکری برای دانشجویان پیدا نمی کنند و نباید انتظار داشت که دانشجویان به راحتی پذیرای دیدگاه های این افراد باشد. به همین میزان درک برنامه ها و دیدگاه های دانشجویان توسط این افراد نیز دشوار است. در این فضا وقتی که مجموعه سازمانی بخواهد در جزئیات برنامه های دانشگاهها ابراز نظر و دیدگاه کند و یا اینکه خود را مسئول عملکرد دانشگاه ها بداند؛ چالش دو چندان می شود.
زمانی که مجموعه سازمانی بخواهد همه جزئیات دانشگاه ها را مطلع بوده و اتفاقی خارج از اختیار و اطلاع آنها رخ ندهد(برخورد بی اعتمادانه نسبت به دانشگاه ها)؛ هر نیروی قوی ای برای فعالیت باید ابتدا اعتماد مجموعه سازمانی را جلب کند. به عبارت دیگر نسبت به حضور نیروهایی که در دانشگاه ها فعالیت فکری اثرگذار انجام می دهند حساسیت و بی اعتمادی وجود دارد. لذاست که نگرش های حفاظتی برای شناسایی نیروهای ناسالم قوت گرفته و از آنجا که اعضای سازمانی از نظر فکری ضعیف می باشند خطاهای بسیاری در این امر رخ داده است. من جمله این خطاها حذف نیروهای انقلابی تنها به جرم عدم اعتماد نیروهای سطح پایین سازمانی است. به عبارت دیگر نتیجه این منش طرد بخشی از نیروهای انقلابی و قوی فکری از  بسیج دانشجویی و حضور در سایر مجموعه های مذهبی می باشد. اینک بخش زیادی از دفاتر بسیج دانشجویی خالی از نیروهای فکری است؛ چرا که ایشان خواهان استقلال فکر و نظراند و این امر با آن نگرش محقق نمی شود.
لازم به ذکر است که مدل های دیگری از تنظیم روابط میان بخش های دانشجویی و سازمانی، نظیر مسئولین دانشگاه ها با تشکلها و یا نهاد نمایندگی با کانون های زیر مجموعه خود و... وجود دارد که در صورت بررسی دقیق   می تواند از نقاط قوت آنها الگوبرداری شود.
مشکل دوم : تعریف انتظارات و توقعات گسترده و تشکیلات عریض و طویل غیر متناسب با واقعیات دانشجویی.
سازمان بسیج دانشجویی برای سازماندهی درونی چارت تشکیلاتی نسبتا وسیعی را طراحی کرده است. به طوریکه گاه بیش از ده مسئولیت در پایگاه یک دانشکده دیده شده است. از طرف دیگر از یک دفتر در دانشکده انتظار است علاوه بر اینکه واحدهای فعال فرهنگی، علمی و سیاسی داشته باشد؛ در هر مناسبتی نیز ابراز وجود نماید. این انتظارات و چارت مسئولیتی وسیع باعث می شود پتانسیل دانشکده ها - که محدود است – پراکنده شده و از اثر بخشی آن کاسته شود. لذاست که دانشکده ها و دانشجویان عضو به انبوهی از فعالیت های اجرایی و یا شبه اجرایی کشانده شوند. یعنی فعالیتهایی که برای آن حداقل مطالعه و رشد فکری وجود دارد. دلخوش کردن به آمار تعداد سخنرانی ها، تعداد نشریات منتشر شده و به طور خلاصه آمارهای کمی خطای بزرگی است که سازمان بسیج دانشجویی مرتکب می شود.  که این مقایسه کیفی نیروهای بسیج دانشجویی و برنامه های آن ها با سایر تشکلها می تواند نشانگر این مطلب باشد.
مشکل سوم : حاکمیت نگاه سلبی و روحیه محافظه کاری.
سازمان بسیج دانشجویی در اثر دسترسی به اطلاعات مکرر، انگیزه زیادی برای واکنش نشان دادن تحرکات جریانات سیاسی معاند و مخالف نظام دارد. این نگرش باعث شده است که بخش عمده ای از فعالیت های دفاتر این تشکل واکنش به فعالیت های جریانات و تشکلهای دیگر باشد. به طوری که اگر این جریانات نباشند تقریبا هیچ حرفی برای گفتن برنامه ریزی نشده است. نتیجه طبیعی حاکمیت چنین نگرشی، رسوخ محافظه کاری در تشکل و ترس از انتقاد نسبت به شرایط کشور انتقادهای کلیشه ای و... می باشد. به عبارت دیگر تشکلی که محافظه کاری در آن رسوخ کرده باشد دیگر نمی تواند جریان ساز باشد. کما که در قبال بسیج دانشجویی نیز این نگرش وجود دارد که کمتر جریان های اثر گذار سازنده ایجابی در این مجموعه رخ داده است و اگر جریانی هم ساخته شده باشد غالبا سلبی است.
همانطور که ذکر شد نویسنده با توجه به تجربه طولانی حضور در این تشکل و ارتباط تنگاتنگ با مسئولین استانی و بعضا کشوری؛ چالشهای فوق را اساسی ترین نقاطی می داند که در صورت حل آن می توان انتظار داشت بسیج دانشجوبی جسورتر، آرمانگراتر به ایفای نقش دانشجویی خود یعنی مطالبه گری و نقادی بپردازد.  انشاالله

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387  | 

 

عمره تشکلها: نعمت یا نقمت
چند سالی است که نهادنمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها به دلایلی با تخصیص سهمیه ای به تشکلها ؛ حج عمره ویژه تشکلها را در قالب یک و یا دو کاروان برگزار می نماید.
هر چند علل مختلفی در این باره ذکر می شود لیکن به دلایلی که در زیر می آید، این کار آسیب هایی جدی را به همراه دارد که بایستی آن را با ابزارهای کاراتری جایگزین نمود

مقدمه : عمره برای دانشجویان
عمره در دوران دانشجویی به دو دلیل زیر نه تنها دردسترس عموم دانشجویان نیست بلکه دسترسی آن برای دانشجویان دشوار است. اگر یک دانشجوی معمولی بخواهد به سفر عمره برود با دو مشکل عمده مواجه است :
گران بودن  سفر عمره بطوری که طبقه معمولی جامعه فعلی کشور توان پرداخت آن را ندارند. اگر هم از نظر سطح درآمدی برایشان امکان پذیر باشد در اولویت آنها نمی گنجد. لذا تامین این هزینه برای دانشجوی طبقه متوسط جامعه دشوار است.
مشکل بزرگتر عدم امکان خروج از کشور است. عموم دانشجویان پسر دانشگاه ها فاقد کارت پایان خدمت هستند و لذا برای خروج از کشور بایستی مبالغی را به عنوان وثیقه نزد نظام وظیفه قرار دهند. تا جایی که نویسنده مطلع است این مبلغ 15میلیون تومان است وجایگزینی آن با سند ملکی یا ضمانتنامه و ... اگر شدنی باشد بسیار دشوار و پرهزینه است.
برای حل مشکلات فوق امکانی به عنوان عمره دانشجویی تعریف شده است. در عمره دانشجویی که تعداد آن بسیار محدود است به دانشجویان از نظر گذرنامه کمک می شود و وزارت علوم به جای آنها وثیقه می گذارد. در مورد مسائل مالی هم وامهایی به دانشجویان عمره دانشجویی پرداخته می شود.
در هر صورت با یک دسته دانشجو مواجه هستیم که با قرعه کشی انتخاب شده و با استفاده از تسهیلات نظام وظیفه و تسهیلات مالی به مکه می روند. عده زیاد دیگری که چنین امکانی را ندارند.
لذا به طور خلاصه سفر عمره برای دانشجویان امری کمیاب و توفیق آن مغتنم است. اما از انجا که در بین دانشجویان همه می توانند ثبت نام کنند و با قرعه کشی انتخاب می شوند حساسیتی بر آن وجود ندارد.

نتیجه :  عمره برای تشکلها فرصت یا تهدید
حال باید این نکته را بررسی کرد که اختصاص چنین امتیازی – نایاب – به فعالین دانشجویی چه تبعاتی دارد.
اگر بپذیریم وقتی امتیاز کم یابی به قشر خاصی تخصیص یابد سایرین که علاقمند هستند که از آن امتیاز استفاده کنند تلاش می کنند تاخود را به آن قشر نزدیک و یا اصلا وارد آن بشوند. در این صورت نیت و نوع رفتار این عده با سایر افراد آن قشر متفاوت خواهد بود. البته اگر این عده گزینه های راحت تر و متعددی پیش رو داشته باشند چنین نمی کنند. این اتفاق زمانی می افتد که فرد به آسانی نتواند به آن امتیاز دست یابد.
از طرف دیگر وقتی عده ای از یک قشر مشمول امتیازی با ویژگی های فوق شدند برای سایر افراد آن طبقه و یا نسلهای آتی آن نیز انتظار ایجاد می شود.
و دست آخر اینکه سایر اقشار حق دارند که سوال کنند این امتیاز برای چیست؟
بر این اساس سه ایراد فوق بر عمره های دانشجویی تشکلها وارد است : احتمال تغییر نیت فعالین دانشجویی ؛ ایجاد توقع در آنها و ایجاد بدبینی و ابهام برای عموم دانشجویان و لذا برگزاری آن برای تشکلها در بلند مدت مضر است.
این در شرایطی است که ما فرض بر این گذاشته ایم که نهاد از دادن سفر عمره قصد امتیاز دهی به فعالین دانشجویی را ندارد بلکه به بهانه سفر عمره می خواهد از فضای معنوی و فرهنگی استفاده های دیگری را برای بهبود وضعیت تشکلها داشته باشد. بر این اساس پیشنهاد می شود اردوی های زیارتی مشهد مقدس ،قم و جمکران و... جایگزین این سفر شود و نشستها و اردوهای مشترک میان فعالان دانشجویی اتحادیه ها و فعالان دانشجویی دانشگاهها و استانها و ... به طور خلاصه ترکیب های مختلفی از فعالین سطح دانشگاهها ، اتحادیه ها و استانها برگزار گردد.
لیکن اگر عمره نیز هدف است برای بهبود وضعیت عمره دانشجویی و فراگیر شدن آن دو پیشنهاد زیر ارائه می شود :
۱. وزارت علوم تسهیلات عمره را جزء تسهیلات صندوق رفاه عمومی کند به طوریکه هر دانشجویی بتواند برای رفتن به عمره مفرده (از هر طریق : خانوادگی ، دانشجویی و ...) از این وام استفاده کند.
۲. وزارت علوم برنامه ای ارائه نماید تا خروج دانشجویان برای سفرهای زیارتی آسانتر شده و وثیقه های کمتر و ... گرفته شود. مثلا مبلغ وثیقه برای دانشجویانی که مورد تایید دانشگاه قرار می گیرند کاهش چشمگیر داشته باشد و ...

امید است همه دانشجویان توفیق چنین زیارتی را داشته باشند

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386  | 

 

تجربه هایی از جذب نیرو در تشکلهای دانشجویی

یکی از مهمترین چالشهای تشکلهای دانشجویی مسئله جذب نیرو است. وقتی کلمه جذب مطرح می شود سه مفهوم اولیه قابل تصور است :
سطح اول : جذب دانشجوی معمولی دانشگاه به ارزشهای دینی و انقلابی و رفع شبهات و سوالات دینی ایشان و ...
سطح دوم : جذب یک دانشجویی به اصطلاح مذهبی و حزب اللهی به فعالیت در تشکلهای دانشجویی به صورت عا؛م به عبارت دیگر ایجاد دغدغه در او نسبت به مسائل کشور.
سطح سوم : جذب یک فرد دغدغه دار به یک تشکل خاص.
که منظور ما از جذب در این مرحله بیشتر موارد دو و سه است. همچنین تجربیات جذب شامل تجربیات جذب به صورت تشکیلاتی و یا جذب به صورت فردی می باشد که در نوشته زیر بیشتر تجربیات جذب فردی منتقل شده است.

اگر از منظری متفاوت به جذب نگاه کنیم این سوال به ذهن خطور می کند که دانشجو را باید به چه چیز جذب کرد؟ تشکل یا تفکر؟ به نظر می رسد که تشکل ابزاری برای رسیدن به هدف و تحقق آرمانهای یک تفکر است. مثل ماشینی که سوار می شویم تا ما را به مقصد برساند. حال اگر این ماشین در میانه راه خراب شود، شاید اندکی صبر کنیم تا درست شود ولی بعد از گذشت مدتی دیگر معطل نمی شویم و با ماشینی دیگر خود را به مقصد می رسانیم. لذا در جذب باید همیشه این نکته را مد نظر داشت که هدف تحقق تفکر است و تشکل وسیله آن. لذا نباید اسیر تشکل شد و جذب باید به تفکر صورت گیرد. اگر تشکل ظرفیت تحقق این تفکر را داشته باشد که بهتر والا نیرو باید به گونه ای جذب شود که در صورت ضعف تشکل متوقف بر آن نشود.
بنابر نکته قبل این نتیجه حاصل می شود که در جذب باید برای مخاطب حرف داشت. حرفهایی در مورد شرایط کشور، شرایط دانشگاه، چرایی کار دانشجویی، شرایط دانشجوی مخاطب ، اصول فکری تشکل و تمایز آن با تشکلهای دیگر و ....
نکته دیگر ضرورت توجه به سوالات و دغدغه های مخاطب است. در جذب نمی توان با همه یکسان رفتار کرد. هر مخاطب دغدغه ها،  سوالاتی و موانعی دارد که منجر به احتیاط و حتی ممانعت از ورود به تشکلها می شود. لذا برای جذب هر مخاطب باید دغدغه ها، موانع جذب و سوالات او را شناخت و متناسب با آن برای رفع آنها اقدام نمود. البته در هر شرایطی بخشی از دغدغه ها و موانع دانشجویان مشترک است : مثل بدبینی نسبت به کار سیاسی در اثر فضای منفی ساخته شده، نگرانی از افت تحصیلی، ممانعت خانواده، ابهام در شناخت تشکل، وجود تشکلهای رقیب و... که در این موارد با توجه به نکات قبل بایستی حرف برای گفتن وجود داشته باشد.
یکی دیگر از نکات مهم ضرورت اعتماد سازی در فرآیند جذب می باشد. بدیهی است تا کسی به شما اعتماد نکند همراه شما نخواهد آمد. برای جذب اعتماد موارد زیر راهگشاست(البته موارد زیر نباید یک ظاهرسازی باشد بلکه باید حقیقتا برای اداره درست سک تشکل دانشجویی به آنها پایبند بود) :
• توجه به تمامی عرصه های زندگی نیرو. مثلا قبل از اینکه مخاطب نکران درس باشد باید به او تذکر داد و او را توجیه کرد که درس مهم است. حتی اگر در این زمینه کوتاهی کرد مثلا به خاطر فعالیتهای تشکل کلاسش را غیبت کرد و... باید به او تذکر داد و او را سرزنش کرد. یا اینکه مراعات امتحانات نیروها را کرد و ...
• تاکید بر رشد نیرو. باید به مخاطب دائما یادآور شد که کار دانشجویی باید توامان با رشد و یادگیری باشد و اگر روزی احساس کرد که رشد نمی کند؛ در نحوه فعالیت دانشجویی تجدید نظر نماید. اینکه برای مسئولان تشکل رشد نیروها مهم باشد عامل بسیار مهمی در اعتماد سازی است.
• آزادی انتخاب به نیرو. با توجه به اینکه نیرو در ابتدای ورود به دانشگاه معمولا از سوی تشکلهای مختلف مورد توجه است لذا بسیار مهم است که در جذب با او صادقانه برخورد کرد. بدین معنی که نقاط مثبت و منفی تشکل خودمان را بگوییم و در عین حال به ایشان پیشنهاد کنیم که خود برود و تشکلهای دیگر را بررسی نماید و با آزادی انتخاب نماید. بویژه باید از تخریب تشکلهای دیگر در فرآیند جذب خودداری کرد چرا که نه تنها اخلاقی و دینی نیست بلکه منجر به سلب اعتماد مخاطب هم می شود.
باید توجه کرد که در جذب اصل بر رفاقت است. باید به نیرو نگرش انسانی داشت. اینکه صرفا برای جذب در تشکل با او ارتباط برقرار کنیم و وقتی انتظاراتمان برآورده نشد او را طرد کنیم انسانی نیست. لذا نباید برای تشکیلاتی شدن مخاطبین عجله کرد. چه بسا لازم باشد با کسی یک ماه و با فرد دیگری یک سال ارتباط برقرار کرد تا او نیروی تشکیلات شود. حتی اگر او به هر دلیلی نیری تشکیلاتی نشود نباید به این بهانه ارتباط با او را قطع کرد. این برخورد شائبه نگرش ابزاری به نیرو را ترویج می نماید؛ حال آنکه بنای اصلی ما بر انتقال تفکر بوده است. البته بدیهی است در میزان ارتباط با افراد مختلف باید اولویت بندی نمود.  برای تحکیم رفاقت باید در شیرینی ها و تلخی های زندکی همراه مخاطب بود. رفع مشکلات درسی، عیادت در بیماریها، تلاش برای رفع مشکلات و ... (این موارد هم نباید صرفا ظاهر سازی باشند بلکه باید به عنوان الگوی درست رفتار دانشجویی مورد توجه قرار گیرد)
البته همانطور که از موارد بالا پیداست در جذب آگاهی محوری اصل است لذا نباید نوع رفاقتها بگونه ای باشد که آگاهی محوری را تحت شعاع قرار داده و روابط میان مسئولان تشکل و مخاطبین را به سمت رابطه مرید و مرادی سوق دهد.
نکته آخر اینکه جذب مستلزم روابط گسترده و مداوم است که نکات بالا در آنها رعایت شود.

برخی از روشهای تجربه شده برای جذب :
اردوهای تشکیلاتی شبانه روزی که در آنها بتوان صمیمیت و رفاقت را افزایش داد و شناخت عمیق تری از مخاطبین بدست آورد.
حلقه های فکری و مطالعاتی که در آنها به دغدغه های مخاطبین پرداخته شود.
برگزاری جلسات مباحثه های دونفره و چند نفر برای انتقال تفکر
سر زدن به خوابگاهها و اتاقهای بچه ها و دعوت آنها به اتاق و یا خانه های دانشجویی مسئولین تشکل
برگزاری برنامه های ورزشی تفریحی نظیر کوه نوردی برای تحکیم و تقویت ارتباط ها
توزیع محصولات فرهنگی مختلف (کتاب ، رمان ، جزوه ، نشریه ، cd  و...)
و ...

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386  | 

 

هیچ کس از هزینه مند کردن فعالیتهای دانشجویی سود نمی برد

به بهانه شکایت از عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل توسط دانشگاه آزاد

 هفته گذشته خبر احضار عضو شورای مرکز انجمن اسلامی دانشجویان مستقل به دادگاه با شکایت دانشگاه آزاد منتشر شد. اینکه دانشگاه آزاد خود را طرف مقابل یک فعال دانشجویی قرار می دهد حاوی دو پیام مهم است :

 اهمیت جایگاه تشکلهای دانشجویی

 نقد ناپذیری دانشگاه آزاد و مشکلات درونی دانشگاه ازاد از یک سو و شکننده بودن آن از سوی دیگر

اما نکته مهمتر اینکه خلاصه حرکت دانشگاه ازاد یعنی شکایت از یک فعال دانشجویی آن هم از تشکلهای دانشجویی اصولگرا منجر به تحمیل هزینه به فعالیتهای دانشجویی می شود. این تحمیل هزینه که در ماههای اخیر در ماجرای ضرب و شتم دانشجویان مقابل سفارت انگلیس هم سابقه داشته استف منجر به رکود و سکوت تشکلهای دانشجویی در کشور خواهد شد. و این رکود و سکوت اگر در مورد تشکلهای مخالف نظام مطلوب باشد قطعا در مورد تشکلهای معتقد به نظام و خودی پذیرفته نیست.

نمونه بارز اثرات منفی چنین مسائلی را در سکوت دانشجویی درباره مذاکرات ایران و امریکا شاهد هستیم. امری که تقریبا برای تشکلهای دانشجویی سوال برانگیز و غیر قابل قبول است اما در عین حال هیچ انگیزه ای برای واکنش به آن وجود ندارد.

به نظر میرسد فراگیر شدن چنین پدیده ای لطمات جدی به فرآیند تحولات کشور وارد خواهد کرد و همگان را از مزایای پویایی تشکلهای دانشجویی که خواست مکرر مقام معظم رهبری است، بی بهره می نماید.

گرچه متاسفانه در ماجرای اخیر باید گفت که درک این موضوع نه در دانشگاه آزاد موجود است و نه در قوه قضائیه. لیکن طبیعی است که تشکلهای دانشجویی اجازه نخواهند داد که به حریم انتقادی و آرمانخواهی آنها تجاوز شود.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386  | 

 

در اردوهاي جهادي به دنبال چه باشيم ؟

در سال 1384 با جمعي ار دوستان تصميم گرفتيم كه اردوي جهادي را در يكي از مناطق استان كرمان برگزار نماييم. اين اردو به دلايلي كه در فبلا نوشته شده است برگزار نشد. (دلايل) ليكن در اثناي برگزاري اهداف و انتظارات از اردوهاي جهادي با جلسات مكرر تدوين شده بود كه در اين نوشته به آن ژرداخته مي شود.

به نظر مي رسد  اهداف زير در اردوهاي جهادي قابل پيگيري است :

فرهنگ سازي

روحيه جهادي روحيه اي بر آمد از متن دين است. تلاش بر اين است كه هر كس در هر جا با هر امكاناتي سعي كند اهداف مقدسي را پيگيري نمايد. از اين رو سعي در بسط و گسترش فرهنگ جهادي مي تواند يكي از مهمترين ابعاد اردوهاي جهادي باشد. يعني بايستي تلاش شود تا همگان از اردوهاي جهادي براي حل مشكلات شهرشان و حتي كشور الگو بگيرند. اگر همه همچون بخشي از دانشجويان بخشي از وقت خود صرف حل مشكلات ديگران (خارج تكاليف روزمره) بنمايند آنگاه خواهيم ديد كه چگونه سرعت حل مشكلات كشور افزايش مي يابد.

در صورت گسترش فرهنگ جهادي اين پديده مي تواند به عنوان بخشي از يك الگوي پيشرفت به جهانيان ارائه گردد. در اين راستا لازم است برگزار كنندگان چنين اردوهاي تلاش بيش از پيش را براي انعكاس فضاي اردو و ثمرات آن به توده هاي مردم بنمايند. استفاده از تريبونهاي نماز جمعه ، ائمه جماعات مساجد، برپايي كمپ هايي در سطح شهرها به منظور آشنايي مردم و برقراري ارتباط مستقيم با مردم و استفاده از رسانه هاي جمعي بخشي از راهكارهاي اين هدف است

پالايش فردي

يكي از اركان اردوهاي جهادي هجرت است. جدايي از زندگي روزمره و حضور در محيطي با شرايط اوليه زندگي اين بستر را فراهم مي آورد تا شركت كنندگان بيش از پيش ضعفهاي فردي و تعلقات به زندگي روزمره را درك كنند. محيط اردوي جهادي بستر مساعدي براي تمرين ترك تعلق است ليكن از اين بستر تنها كساني مي توانند استفاده كنند كه آن را شناخته و به اهميت آن پي برده باشند.

آمادگي براي مبارزه در راه آرمانهاي انقلاب

امام خميني (رحمه الله ) در پيام قطعنامه مي فرمايند : تنها كساني با ما تا آخر خط مي مانند كه درد فقر و محروميت را چشيده باشند. بر اين مبنا اردوي جهادي مي تواند مقدمه اي باشد بر درك حقيقي مستضعفين و آماده شدن براي ظلم ستيزي. اين دو مسئله دو روي يك سكه اند ليكن لازم و ملزوم هم هستند. يعني اگر كسي بخواهد مبارز خوبي براي آرمانهاي انقلاب باشد بايستي حتما ارتباط نزديكي با محرومين داشته و خدمتگذار و ياورآنها نيز باشد. اين مسئله در سراسر زندگي ائمه معصومين عليهم السلام ديده مي شود.از سوي ديگر اگر چه خدمت رساني به محرومين ذاتا ارزشي انساني است ليكن مبارزه انقلابي با ظالم حلقه مكمل آن مي باشد. از اين رو اردوي مجموعه هايي كه چندان اعتقادي به مبارزه با ظالم در عرصه هاي مختلف ندارند را نمي توان جهادي ناميد و پسنديده تر آن است كه آنها را خدمتگذاري بناميم. شرط جهاد وجود دشمن است(سخنان مقام معطم رهبري) و اردوي هاي جهادي نقش شب هاي اميرالمومنين با محرومين را براي بسيجيان ايفا مي نمايد.

مطالبه گري

نتايج يك مطالبه واقعي از مسئولين مي تواند به اندازه چندين اردوي جهادي كاركرد خدمت رساني داشته باشد. فراتر از آن مطالبه گري كه به عنوان يكي از مطالبات صريح مقام معظم رهبري از دانشجويان جز وظايف ما محسوب مي شود و اردوهاي جهادي يكي از بهترين بسترها براي تحقق آن مي باشد. متاسفانه يكي از ايرادات اردوهاي جهادي فعلي فقدان مطالبه گري از مسئولين است. در مطالبه گري از مسئولين بايد به نكته توجه كرد كه مسئولين براي رفع مشكلات مناطق محروم چه كارهايي را بايد انجام مي دادند و يا مي توانستند انجام دهند اما در انجام آن كوتاهي كرده اند. نبايد فراموش كنيم كه وظيفه حل مشكلات محرومان جامعه ابتدا به ساكن بر عهده مسئولان مي باشد.

خدمت رساني

آخرين و رايج ترين هدفي كه در اردوهاي جهادي پيگيري مي شود؛ خدمت رساني به مردم است. اين خدمت رساني شامل كارهاي عمراني ، فرهنگي،‌ مذهبي ، ورزشي و ... مي باشد. گرچه وجود كار عمراني براي تحقق مابقي اهداف اردوهاي جهادي امري لازم است ليكن نبايد اين نكته را فراموش كرد كه اثربخشي در حوزه هاي فرهنگي به شرط رقم زدن تعاملي اسلامي با محرومين از پتانسيل هاي بالقوه فضاهاي دانشجويي است.

اميد است با نگاهي چند بعدي و همه جانبه به اردوهاي جهادي بتوانيم در جهت تحقق تك تك موارد ذكر شده تلاش نماييم. 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386  | 

 

وزارت علوم و تشکلهای دانشجویی

خلاصه مطلب اینکه وزرات علوم با چندگانگی نظر و عمل در این مسئله مواجه است و این را براحتی از برخوردهای مختلف می توان تشخیص داد. مثلا قیاس نظرات وزیر علوم (اگر نگاهی طرح کرده باشند) با نظرات معاون فرهنگی ایشان درباب فعالیتهای دانشجویی و... و این چندگانگی بویژه در شهرستانها نمود بیشتری دارد.


 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386  | 

 

بخشی از یک نوشته : کارکردهای جنبش دانشجویی
مطالبه گری آرمانها: مطالبه وضع مطلوب یعنی فضایی که در آن آرمانها محقق شود از کارکردهای جنبش دانشجویی است. بخشی از آرمانها در مطالبات مردم تجلی می یابد و از جنبش دانشجویی به عنوان حلقه واسط میان مردم و حکومت یاد می شود...

هدایت افکار عمومی 

ترویج اندیشه و تفکر

کادر سازی برای کشور

 


 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386  | 

 

وي‍ژگي هاي تشكلهاي دانشجويي : ‌استقلال

گرچه تشکل دانشجویی بواسطه فعالیت در محیط اجتماعی متاثر از عوامل محیطی است اما اگر این تاثیرپذیری طبیعی غیر ارادی بوده و منجر به وابستگی میان تشکلهای دانشجویی و عوامل محیطی شود ، تشکل دانشجویی را از ایفای حقیقی کارکردها و رسالتهایش بازخواهد داشت.

 

 


 

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385  | 

 

ویژگی های تشکلهای دانشجویی : حفظ روحیه انتقادی

جهت اظهار نظر خوانندگان ...

 لطفا جایی نقل نشود ...

 

ویژگی دوم جنبش دانشجویی روحیه انتقادی است. روحیه انتقادی نتیجه طبیعی آرمانگرایی است. انسان آرمانگرا از آنجا که آرمانهای را محقق نشده می بیند و افق فراتر از وضع موجود برایش متصور است لذا به وضع موجود منتقد است. بدیهی است که میان انتقاد و تخریب و ... تفاوت زیاد است که در این نوشته مجال پرداختن به آن نیست. شاید در این میان برخی جنبش دانشجویی را متهم به ایرادگیری و عدم نگاه همه جانبه نمایند و مثلا طرح نمایند که کارهای انجام شده را نادیده گر فته و سیاه نمایی می نمایید. لیکن همانگونه که گفته شد روحیه انتقادی جنبش دانشجویی نتیجه آرمانگرایی ایشان است و بر این اساس انتقاد جنبش دانشجویی نفی گذشته نیست بلکه طرح نقص و عیب امروز است. اصولا جنبش دانشجویی در آن جایگاه نیست که بخواهد نگاه همه جانبه داشته باشد. سخن جنبش دانشجویی در انتقاد طرح ضعف های امروز و مطالبه تلاش بیشتر از مسئولین است. تنها در شرایطی می توان از جنبش دانشجویی انتظار سکوت و یا عدم انتقاد را داشت که به رویه عملکردی مسئولین و صلاحیت و توانایی های ایشان ایرادی وارد نباشد که به نظر می رسد به چنین شرایطی برخورد نخواهیم کرد.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385  | 

 

ارمانگرايي ويژگي اصلي تشكلهاي دانشجويي ...

جهت اظهار نظر خوانندگان ...

 لطفا جایی نقل نشود ...

 

ویژگی اصلی تشکلهای دانشجویی آرمانگرایی و آرمانخواهی است. آرمانگرایی نقطه مقابل محافظه کاری به معنای قناعت به وضع موجود است. انسان آرمانگرا حتی اگر در محدودیت های محیطی و درونی قرار گیرد آرمانها و شدنی بودن آنها را فراموش نمی کند و همیشه آرمانها را به عنوان نقطه هدف مقابل خود می بیند.

نکته قابل توجه اینکه آرمان، رویا و خیال نیست که قابل تحقق نباشد. بلکه آرمانهای مد نظر ریشه های فطری و عقلانی و دینی دارند بنا بر همین ریشه ها شدنی بودن آنها قابل اثبات است حتی اگر از عهده ما بر نیاید. پذیرش شدنی بودن آرمانها حرکت به سمت آنها و تلاش برای تحقق آنها را توجیه می نماید.

گرچه برخی آرمانگرایی را از ویژگی ها دوران جوانی دانسته و این ویژگی تشکلهای دانشجویی را نتیجه جوان بودن آنها می دانند اما باید توجه داشت که پیوند جوانی و آرمانگرایی بواسطه نقاط قوت و ویژگی های مثبت جوانی است و نه بواسطه نکات منفی.

یعنی جوان بواسطه وابستگی های کم خود آرمانگراست و کسانی که آرمانگرایی خود را در بعد از جوانی از دست می دهند بواسطه وابستگی آنها به زندگی ، کار و ... یعنی حفظ شغل و گرداندن زندگی دنیایی آنها وادار به پذیرش وضع موجود می نماید. پر روشن است که در میان این دو دسته جوانان قابل ستایش ترند و روند زندگی در دوران پس از جوانی محتوم به فراموشی آرمانگرایی نیست. اتفاقا هنر آن است که در کشاکش ابتلائات بتوانیم آرمانگرایی را حفظ نماییم. نتیجه اینکه به تقبیح جوانان مبنی بر نپختگی و بی تجربگی و ... و مذمت آرمانگرایی آنها بایستی دیگران را سرزنش کرد که چرا وابسته شده اید.

" غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که بر هر چه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند"

این جمله از سید شهیدان اهل قلم و دهها عبارت دیگر ایشان در ریشه یابی علل عدم تداوم انسان در مسیر مبارزه

از جمله آرمانهای مورد توجه جنبش دانشجویی در سالیان پس از انقلاب عدالت ؛ ظلم ستیزی، استکبار ستیزی،  عزت ملی و ... بوده است.

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385  | 

 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar