تبليغاتX
خودجوش

خانه | آرشيو | پست الکترونيک| خانگي سازي |ذخيره كردن صفحه | اضافه به علاقه منديها

تجربه هایی از جذب نیرو در تشکلهای دانشجویی

یکی از مهمترین چالشهای تشکلهای دانشجویی مسئله جذب نیرو است. وقتی کلمه جذب مطرح می شود سه مفهوم اولیه قابل تصور است :
سطح اول : جذب دانشجوی معمولی دانشگاه به ارزشهای دینی و انقلابی و رفع شبهات و سوالات دینی ایشان و ...
سطح دوم : جذب یک دانشجویی به اصطلاح مذهبی و حزب اللهی به فعالیت در تشکلهای دانشجویی به صورت عا؛م به عبارت دیگر ایجاد دغدغه در او نسبت به مسائل کشور.
سطح سوم : جذب یک فرد دغدغه دار به یک تشکل خاص.
که منظور ما از جذب در این مرحله بیشتر موارد دو و سه است. همچنین تجربیات جذب شامل تجربیات جذب به صورت تشکیلاتی و یا جذب به صورت فردی می باشد که در نوشته زیر بیشتر تجربیات جذب فردی منتقل شده است.

اگر از منظری متفاوت به جذب نگاه کنیم این سوال به ذهن خطور می کند که دانشجو را باید به چه چیز جذب کرد؟ تشکل یا تفکر؟ به نظر می رسد که تشکل ابزاری برای رسیدن به هدف و تحقق آرمانهای یک تفکر است. مثل ماشینی که سوار می شویم تا ما را به مقصد برساند. حال اگر این ماشین در میانه راه خراب شود، شاید اندکی صبر کنیم تا درست شود ولی بعد از گذشت مدتی دیگر معطل نمی شویم و با ماشینی دیگر خود را به مقصد می رسانیم. لذا در جذب باید همیشه این نکته را مد نظر داشت که هدف تحقق تفکر است و تشکل وسیله آن. لذا نباید اسیر تشکل شد و جذب باید به تفکر صورت گیرد. اگر تشکل ظرفیت تحقق این تفکر را داشته باشد که بهتر والا نیرو باید به گونه ای جذب شود که در صورت ضعف تشکل متوقف بر آن نشود.
بنابر نکته قبل این نتیجه حاصل می شود که در جذب باید برای مخاطب حرف داشت. حرفهایی در مورد شرایط کشور، شرایط دانشگاه، چرایی کار دانشجویی، شرایط دانشجوی مخاطب ، اصول فکری تشکل و تمایز آن با تشکلهای دیگر و ....
نکته دیگر ضرورت توجه به سوالات و دغدغه های مخاطب است. در جذب نمی توان با همه یکسان رفتار کرد. هر مخاطب دغدغه ها،  سوالاتی و موانعی دارد که منجر به احتیاط و حتی ممانعت از ورود به تشکلها می شود. لذا برای جذب هر مخاطب باید دغدغه ها، موانع جذب و سوالات او را شناخت و متناسب با آن برای رفع آنها اقدام نمود. البته در هر شرایطی بخشی از دغدغه ها و موانع دانشجویان مشترک است : مثل بدبینی نسبت به کار سیاسی در اثر فضای منفی ساخته شده، نگرانی از افت تحصیلی، ممانعت خانواده، ابهام در شناخت تشکل، وجود تشکلهای رقیب و... که در این موارد با توجه به نکات قبل بایستی حرف برای گفتن وجود داشته باشد.
یکی دیگر از نکات مهم ضرورت اعتماد سازی در فرآیند جذب می باشد. بدیهی است تا کسی به شما اعتماد نکند همراه شما نخواهد آمد. برای جذب اعتماد موارد زیر راهگشاست(البته موارد زیر نباید یک ظاهرسازی باشد بلکه باید حقیقتا برای اداره درست سک تشکل دانشجویی به آنها پایبند بود) :
• توجه به تمامی عرصه های زندگی نیرو. مثلا قبل از اینکه مخاطب نکران درس باشد باید به او تذکر داد و او را توجیه کرد که درس مهم است. حتی اگر در این زمینه کوتاهی کرد مثلا به خاطر فعالیتهای تشکل کلاسش را غیبت کرد و... باید به او تذکر داد و او را سرزنش کرد. یا اینکه مراعات امتحانات نیروها را کرد و ...
• تاکید بر رشد نیرو. باید به مخاطب دائما یادآور شد که کار دانشجویی باید توامان با رشد و یادگیری باشد و اگر روزی احساس کرد که رشد نمی کند؛ در نحوه فعالیت دانشجویی تجدید نظر نماید. اینکه برای مسئولان تشکل رشد نیروها مهم باشد عامل بسیار مهمی در اعتماد سازی است.
• آزادی انتخاب به نیرو. با توجه به اینکه نیرو در ابتدای ورود به دانشگاه معمولا از سوی تشکلهای مختلف مورد توجه است لذا بسیار مهم است که در جذب با او صادقانه برخورد کرد. بدین معنی که نقاط مثبت و منفی تشکل خودمان را بگوییم و در عین حال به ایشان پیشنهاد کنیم که خود برود و تشکلهای دیگر را بررسی نماید و با آزادی انتخاب نماید. بویژه باید از تخریب تشکلهای دیگر در فرآیند جذب خودداری کرد چرا که نه تنها اخلاقی و دینی نیست بلکه منجر به سلب اعتماد مخاطب هم می شود.
باید توجه کرد که در جذب اصل بر رفاقت است. باید به نیرو نگرش انسانی داشت. اینکه صرفا برای جذب در تشکل با او ارتباط برقرار کنیم و وقتی انتظاراتمان برآورده نشد او را طرد کنیم انسانی نیست. لذا نباید برای تشکیلاتی شدن مخاطبین عجله کرد. چه بسا لازم باشد با کسی یک ماه و با فرد دیگری یک سال ارتباط برقرار کرد تا او نیروی تشکیلات شود. حتی اگر او به هر دلیلی نیری تشکیلاتی نشود نباید به این بهانه ارتباط با او را قطع کرد. این برخورد شائبه نگرش ابزاری به نیرو را ترویج می نماید؛ حال آنکه بنای اصلی ما بر انتقال تفکر بوده است. البته بدیهی است در میزان ارتباط با افراد مختلف باید اولویت بندی نمود.  برای تحکیم رفاقت باید در شیرینی ها و تلخی های زندکی همراه مخاطب بود. رفع مشکلات درسی، عیادت در بیماریها، تلاش برای رفع مشکلات و ... (این موارد هم نباید صرفا ظاهر سازی باشند بلکه باید به عنوان الگوی درست رفتار دانشجویی مورد توجه قرار گیرد)
البته همانطور که از موارد بالا پیداست در جذب آگاهی محوری اصل است لذا نباید نوع رفاقتها بگونه ای باشد که آگاهی محوری را تحت شعاع قرار داده و روابط میان مسئولان تشکل و مخاطبین را به سمت رابطه مرید و مرادی سوق دهد.
نکته آخر اینکه جذب مستلزم روابط گسترده و مداوم است که نکات بالا در آنها رعایت شود.

برخی از روشهای تجربه شده برای جذب :
اردوهای تشکیلاتی شبانه روزی که در آنها بتوان صمیمیت و رفاقت را افزایش داد و شناخت عمیق تری از مخاطبین بدست آورد.
حلقه های فکری و مطالعاتی که در آنها به دغدغه های مخاطبین پرداخته شود.
برگزاری جلسات مباحثه های دونفره و چند نفر برای انتقال تفکر
سر زدن به خوابگاهها و اتاقهای بچه ها و دعوت آنها به اتاق و یا خانه های دانشجویی مسئولین تشکل
برگزاری برنامه های ورزشی تفریحی نظیر کوه نوردی برای تحکیم و تقویت ارتباط ها
توزیع محصولات فرهنگی مختلف (کتاب ، رمان ، جزوه ، نشریه ، cd  و...)
و ...

ادامه مطلب

|+| نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386  | 

 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar