نكاتي درباره فيلم ج.ن.ا.س
سه هزار تومان پول ناقابل را به جیب جریان روشنفکری ریختم و فیلم ج.ن.ا.س را دیدیم. حالا برای اینکه این سه هزار تومان از حلقوم جریان روشنفکری به خوشي پايين نرود، نوشتن چند نکته انتقادی از دیدگاه یک بیننده معمولی نه اهل فيلم لازم و ضروری است:
- فیلم حاوی یک پیام اصلی است و آن اینکه ایران جای زندگی نیست . همه داستان فیلم در نهایت موید دیدگاه سیمین است که ایران جای زندگی نیست. او در سکانس اول میخواهد از ایران برود و در سکانس پایانی هم همین تصمیم را دارد. یک تفاوت مهم در این فاصله رخ میدهد. دختر سیمین که در ابتدای فیلم نمیخواست با او بیاید در سکانسهای پایانی و متاثر از این اتفاقات ظاهرا تصمیمش عوض میشود و او هم به این نتیجه میرسد که ایران جای زندگی نیست.
- فیلم به طور محسوسی حامی پیام نسبیت اخلاق است. مثلا معلوم میشود که نادر اگر قرار بود راست بگویید احتمالا خلاف حقيقت عمل میشد. پس همیشه لازم نیست راست گفته شود. در اين فيلم دروغگویی عاقبت خوبی را به دنبال داشت. علاوه بر اين در نهایت فیلم مقصر سقط راضیه را مشخص نمیکند. در حالی که همه لوازم این کار فراهم بود. همچنين تكليف سرقت پولهاي نادر تا انتهاي فيلم مبهم ميماند و... . اساسا قرار نیست در فيلم حقیقتی مشخص شود.
- فیلم، جامعه ایرانی را جامعهای سرشار از دروغگویی میداند و جامعهای که راه پیشرفت در آن هم از کانال دروغ میگذرد. دختر نادر هم علیرغم مخالفت اولیه، این موضوع را میپذیرد و دروغ میگوید.
- فیلم سرشار از ناامیدی است و چون نمونهاي از همه جامعه ايران است(تقريبا از همه اقشار در آن حضور دارند)، به نوعي زندگي در ايران را سرشار از نااميدي نشان ميدهد. در تمام این فیلم یک دیالوگ و یا سکانسی که امید را در بازیگران و حتی بینندگان ایجاد کند نمیبینید. چه اميد به زندگي در ايران و چه اميد به سرنوشت بازيگران فيلم. ترمه به عنوان یک محور مهم فیلم لحظههای امیدواریش در چند ثانیه به ناامیدی تبدیل میشود. شوهر راضیه به طور مستمر این پیام را تلقین میکند که نمیتوانیم در این جامعه حقمان را بگیریم و...
- فیلم سرشار از استرس و احساس ناامنی است. شما به عنوان بیننده، دائما در استرس هستيد. در یک نگاه کلانتر و به همان دلايل قبلي فیلم حاوی این پیام است زندگی در ایران یک زندگی پر استرس است.
- فیلم فقط یک چهره متشرع آنهم از قشر پایین جامعه دارد که او هم با دین برخوردی کاریکاتوری میکند. یعنی مصداق آیه «نومن ببعض و نکفر به ببعض». برای تمیز کردن پدر پیر نادر و برای گرفتن پول مشكوك استفتاء میکند. اما در عین حال براحتی در فرآیند محاکمه دروغ میگوید و حقیقت مهم تصادف را پنهان میکند. اینجا هم پیام نسبیت اخلاق به نوعی خودش را نشان میدهد. ما الان نميدانيم كه راضيه واقعا پولهاي نادر را سرقت نكرده بود و يا آنجا هم قسم دروغ خورده بود؟ در اين فيلم به دينداري افراد اعتمادي نيست.
توضيح يك. قابل توجه آقاي ضرغامي كه در صدا و سيما اين قدر از اين فيلم تعريف نكنند و جايزههاي بين المللياش را به رخ ما نكشند.
توضيح دو: برخي از اين نكات حاصل تفكر و تامل دوستان ديگري است كه به هر دليل احتمالا راضي نباشند كه اسمشان آورده شود.
