<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خودجوش</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/</link>
<description>تاملاتي در ريشه مشكلات پيش‌روي پيشرفت ايران اسلامي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Nov 2009 10:18:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نفت مسئولان ما را تنبل کرده است </title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;سال 1385 آقای دکتر الهام سخنگوی دولت &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8510250289&quot;&gt;مصاحبه‌ای&lt;/A&gt; کردند که یک بیماری تاریخی مسئولان و تصمیم‌گیران کشور در آن نهفته بود. ایشان در واکنش به مشکل گرانی مسکن و تشدید آن می‌فرمایند : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« طبیعی است که مسئله مسکن نیازی است که نمی‌شود بازار آن را با واردات حل کرد بلکه بازار مسکن را باید با تولید مسکن در داخل و سرمایه‌گذاری در بخش مسکن حل کرد که در این بخش نیز با ملاحظه واقعیت‌های این بخش موفقیت‌هایی داشته‌ایم.» خبرگزاری فارس 25/10/1385&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;براستی چرا دکتر الهام چنین قیاسی را انجام داده‌اند ؟ چه کسانی این تصور را دارند که مسئله مسکن را می‌توان با واردات حل کرد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پاسخ سئوال تقریبا مشخص است. بدنه تصمیم‌گیری کشور ما در دولت‌ها ( گذشته و حال) از نعمتی به نام نفت برخوردار است که برای بدست آوردن آن زحمتی نکشیده است. وجود یک سرمایه عظیم سهل‌الوصول باعث شده است تا از این سرمایه برای حل مسائل کشور به صورت نادرست استفاده شود. به زبان ساده‌تر پول نفت مسئول ما را دچار این بیماری کرده است که اولین و ساده‌ترین روش حل مشکلات کشور را واردات می‌دانند. برای تنظیم بازار کالاهای مختلف واردات انجام می‌دهیم و... آسیب اصلی‌تر این است که واردات در حقیقت مسکن مشکلات است و نه درمان آنها. بنا براین اصل مشکل همچنان باقی می‌ماند. دولتمردان ما هیچگاه به روش‌های دیگری جز واردات برای حل مشکلات کشور نیندیشیدند. این یک بیماری است. لذا وقتی با مشکلی همچون مسکن مواجه می‌شویم سخنگوی دولت ما می‌گوید که مسکن را نمی‌توان با واردات حل کرد. شاید معنی این سخن این باشد که اگر مشکل مسکن را می‌شد با واردات حل کرد؛ دولت این کار را انجام می‌داد!!!این گونه یک نعمت تبدیل به نقمت می‌شود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 10:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاشيه‌نگاري ديگر از ديدار اخير نخبگان با رهبري</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;دیدار امسال نخبگان جوان با رهبر معظم انقلاب حاشیه های جالب و مهمی داشت. اما آنچه این حاشیه ها را جذاب تر از همیشه می کرد، برخورد زیبای رهبر فرزانه انقلاب با سخنان انتقادی یکی از دانشجویان حاضر در این مراسم بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچون بقیه روزهایی که دیدارهای رهبری برگزار می‌شود، خیابان فلسطین پر بود از افرادی که با شوق ساعت‌ها قبل از دیدار در حال ورود به حسینیه امام خمینی (ره) بودند. دقایقی برای دریافت کارت دیدار معطل شدیم. در این مدت پسر شهید دادمان را دیدم. شنیده بودم که قرار است در دیدار به‌عنوان نخبه ادبی در محضر رهبری صحبت کند. اما گفت که بنیاد ملی نخبگان فرصت صحبت ایشان را منتفی کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با حضور رهبري جلسه شروع شد. به روال معمول پس از قرائت قرآن و گزارش خانم سلطان‌خواه قرار بود بخشي از نخبگان ديدگاه‌هايشان را با رهبري طرح كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; خانم سلطان‌خواه در انتهاي گزارش در اقدامي شايسته از دكتر واعظ‌زاده، رئيس سابق بنياد ملي نخبگان تقدير و تشكر كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نخبگان يك به يك شروع كردند به صحبت و تقريبا از هر دري سخن گفته شد. برخي نكات جالب و قابل تامل بود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        یکی از آقایان صحبت از دِین و مسوولیت نخبگان نسبت به جامعه کرد و اینکه شکوفایی استعدادمان را مرهون اين كشور هستیم، پس باید با وجود مشکلات تلاش کنیم که کاری برای جامعه انجام دهیم. ايشان در انتهای صحبتش، صميمانه خطاب به رهبری گفت كه ما برای ناله کردن اينجا نیامدیم. آمدیم که بگوییم می‌خواهیم راهي را كه  شما مي‌خواهيد برویم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        بخش زيادي از نخبگان مکرراً از ضرورت نگاه دینی و بومی و اسلامی به مسائل كشور كردند و اينكه نبايد متأثر از غرب بشويم و با امكانات كشورمان مسائل آنها را حل كنيم كه اين نگاه مورد تقدير رهبري هم قرار گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        نخبه ديگري از ضرورت توجه به تصوير نیازهای آینده کشور وحرکت علمی به سمت نیازهای آينده كشور گفت و اينكه بايد تمدن ايراني و اسلامي را براي هدايت روند علمي كشور ترسيم كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        خانمي از آقا خواست تا هدیه‌ای معنوی به جمع بدهند : دعا برای پدر و مادرهای بچه‌ها. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرصت تمام شد و دوباره مثل همیشه چند نفری در جمع دست بالا بردند که صحبت کنند. یکی هم پا شد كه صحبت كند اما با فشار زیاد اطرافيان منصرف شد و نشست. اين صحنه از چشم آقا پنهان نماند. آقا رو به وسط جمعیت کردند و گفتند: آن برادری که پا شده بود و نشاندنش بیاید صحبت کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برادر متقاضي در جايگاه قرار گرفت. معلوم شد دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف است. ابتدا از نحوه انتخاب افراد گله كرد و گفت كاش به گونه‌اي انتخاب انجام مي‌شد كه ما بدانيم چگونه مي‌توانيم صحبت كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند مقدمه را طرح کرد که همگی نشان‌دهنده این بود که می‌خواهد حرف‌های متفاوتی بزند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفت از روی دلسوزی برای ملت این حرف‌ها را می‌زند. فکر می‌کند که اگر این نکات رعایت شود گشایشی در کشور خواهد بود. لحنش صريح بود اما مودبانه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اول از صدا و سیما گله کرد. اینکه واقعیت‌های جامعه را درست بیان نمی‌کند و اینکه فضای گفتگوی آزاد در آن نیست. وقايع را گزينشي پخش مي‌كند و... گفت اگر بخواهيم رسانه‌هاي كشور اخلاقي شوند بايد بزرگ رسانه‌ها آغاز‌گر آن باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بخش دوم از بسته بودن فضای نقد رهبری گله کرد. گفت نمي‌پذیرد كه کسی نقدی ندارد. اما شاید عده‌ای در نقد رهبری رودربایستی داشته باشند اما به هر حال این فضا خوب نیست. گاهی سخنانش نیش های سیاسی تندی هم داشت که برخی دانشجویان و نخبگان صدایشان درآمده بود اما رهبری به آرامی گوش می دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در محور سوم از رابطه حکومت با مردم گله کرد و اینکه حکومت باید رئوفانه‌تر با مردم برخورد کند، تا فضاي جامعه اخلاقي شود. از برخی برخوردهای پس از انتخابات با معترضان گلایه داشت و گفت اگر فضاي جامعه رو به اخلاقي شدن نمي‌رود بايد در سياست‌هاي سي‌ساله تجديد نظر كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در اواسط صحبتش یادداشتی حاکی از اتمام وقت به ایشان دادند. رو به آقا گفت: می گویند كه وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم. آقا با کمال اشتیاق فرمودند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبت‌های شما هستم. صحبت‌‌هایش را در کمال آرامش تا انتها به پایان رساند و از وقتی که به او داده شد، تشکر کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جالب آنکه برای سایر نخبگان 4 دقیقه وقت در نظر گرفته بودند اما این دانشجو با وجود اتمام وقت با اجازه آقا، بیشتر از 10 دقیقه صحبت و انتقاد کرد. آقا هم به او مثل سایر سخنرانان «طیب الله انفسکم» گفت. رهبری در صحبتهایش چند باری به صحبتهای این جوان پاسخ دادند و او را برادر عزیز خطاب کردند و گفتند: « اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند. خيال نكنيد من از شنيدن اينجور حرفها ناراحت ميشوم؛ نه، من از اينكه اين حرفها زده نشود، ناراحت ميشوم. بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال ميكنند من خوشم نمى‌آيد، نميزنند؛ از نگفتنش ناراحت ميشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نميشوم. اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته پس از صحبت‌هاي اين جوان افراد ديگري هم بلند شدند. از جمله پسر شهيد دادمان _ که اتفاقا به صحبتهای آن دانشجو انتقاد داشت_ رو به آقا گفت كه به ما هم كه از بخش ديگري از دانشجويان بوديم اجازه صحبت داده نشد كه آقا فرمودند اين را بگذاريد به حساب كمبود وقت. البته دادمان انتقادهایش را به صحبت های آن دانشجو در چند جمله گفت و نشست. جوان ديگري هم چفيه آقا را به عنوان هديه مطالبه كرد كه آقا موافقت كردند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جلسه فضاي خاصي پيدا كرده بود و جمع مشتاقانه منتظر سخنان مولاي خود بودند. رهبري سخنان را آغاز كردند و نكات مهمي را طرح كردند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        ابراز خوشحالي از جلسه و ابراز خوشحالي از اينكه سخنان نخبگان هر سال قوي‌تر و عميق‌تر از قبل مي‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی به نخبگان با خدمت به كشور &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        تأکید بر اهمیت علم در اقتدار جمهوری اسلامی و اینکه پول کافی نیست. چرا كه برخي كشورها همچون كشور سعودي پول دارند اما اقتدار سياسي ندارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بخشي از سخنان رهبري هم پاسخ به سخنان اين جوان بود : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        درباره مسائل پس از انتخابات يك سینه پر از حرف است... اى كاش مجال بود تا گفته ميشد، تا آنوقت انسان ميتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        با نقد رهبری مخالف نیستم. برخی وقت‌ها به من می‌گفتند که در تابلوهای اعلانات فلان دانشگاه نقدهای تند و حتی توهین‌آمیز می‌شود. می‌گفتم خوب بشود اشکالی ندارد. بگذارید دانشجویان با هم آزادانه در محیط دانشگاه بحث کنند و پاسخ بدهند. البته الان هم نقد رهبري انجام مي‌شود و زياد هم انجام مي‌شود. به گوش من هم مي‌رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        اين را هم شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سيما را مى‌آورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلى از برنامه‌هاى صدا و سيما بنده راضى هم نيستم؛ از جمله، از همين من راضى نبودم كه از سه ماه قبل از انتخابات از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبليغاتى و حرفهائى كه زده شد و تظاهراتى كه ميشد و مجادلاتى كه انجام ميگرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد؛ به خاطر همين، كه يعنى ما آزادانديشيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        من هم معتقدم صدا و سیما همه واقعیت‌های جامعه را منعکس نمی‌کنند اگر صدا و سيما ميتوانست واقعيات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانيد امروز اميد نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دينش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، بمراتب بيشتر از حالا بود. اين ايراد ماست به صدا و سيما&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ ...مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        اينجور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه ميشود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئه‌ها در داخل كشور محور حركت قرار ميگيرد، خودش اصلاً نفهمد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;·        در همين حوادث سياسى اخير و در مجموع حوادث اين سى سال، كشور بتدريج به مجموعه‌ى مصونيت‌دار، ضد ضربه، ضد بمب تبديل شده؛ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هميشه دلم مي‌خواست يك بار فرصت صحبت در حضور رهبري به جواناني كه متفاوت از ما فكر مي‌كنند داده شود. بسياري از آنها را مغرض نمي‌دانم بلكه متاثر از فضاي سنگين رسانه‌اي هستند. يادم هست كه نهاد نمايندگي ولي فقيه در يكي از ديدارهاي دانشجويي ماه رمضان از يكي از تشكل‌هاي به اصطلاح دوم خردادی دعوت كرد. اما آنها قبول نكردند. ظاهرا نمي‌خواستند اين تريبون را به رسميت بشناسند. بنده هم در دو مرتبه‌اي كه محضر رهبري صحبت كردم اراده‌اي مبني بر ممانعت احساس نكردم. ديدارهايي كه توفيق ما شد همه داراي روال‌هاي مشخص براي انتخاب افراد بود. مثلا نماينده تشكل‌ها. به ما مي‌گفتند آقا از تملق خوشش نمي‌آيد، صراحت را دوست دارد و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال تا كنون اين اتفاق کمتر افتاده بود. رهبري هم بعضا از اين روند گلايه كرده بودند. امروز خيلي خوشحال شدم كه قشر ديگري از جوانان كشور، ديدگاه‌هايشان را با رهبري طرح كردند. تجربه نشان داده بود كه رهبري از آنها استقبال مي‌كند، سخنانشان را گوش مي‌دهد و به آنها پاسخ مي‌دهد. بر خلاف برخي تبليغات  در نظام هراسي از اين اتفاق نيست. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با آنکه خیلی ها در ابتدا از سخنان انتقادی آن دانشجو ناراحت بودند اما استقبال رهبری از این سخنان و پاسخ‌های مهم ایشان جلسه را بسیار لذت بخش کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی جلسه را ترک می گفتیم، خدا را شکر می کردم از اینکه در جمهوری اسلامی دانشجوی معترض در مقابل بالاترین مقام کشور به راحتی و بدون ترس به تندی انتقاد می کند و با متانت پاسخ می شنود و رهبری از او تشکر می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ای کاش همه مسوولان سعه صدر و برخورد پدرانه با منتقد را از رهبری درس بگیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 06:22:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>الگویی برای تداوم آرمان‌خواهی جوانان </title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>(گذری بر ویژگی‌های بارز شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی ایران)
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نسل جوان آرمان‌خواه و دغدغه‌دار نسبت به آینده انقلاب؛ پیدا کردن نقش و جایگاه خود در آینده انقلاب و پیشرفت آن است. این جایگاه هم باید بتواند با امرار معاش و زندگی آینده او سازگار بوده و هم باید احساس تأثیرگذاری (همان مجاهده در راه عقائد) در مسیر پیشرفت انقلاب در آن محسوس باشد. به‌ویژه برای نسلی که انتظار دارند نقش خود را توأمان با علم ایفا کنند؛ پیدا کردن این عرصه از اهمیت بیشتری برخوردار است. این سؤال در حال حاضر با عنوان &quot;‌چه باید کرد؟‌&quot; در جوامع دانش‌جویی مطرح است. موج تغییر رشته دانش‌جویان فنی به علوم انسانی و حتی گرایش به حوزه بخشی از پاسخ‌های نسل جوان به این سئوال است.&lt;BR&gt;با آشنایی مختصر با شبکه ایتان به نظر می‌رسد این شبکه این قابلیت را داراست که مدلی جدید برای جوانان حزب‌اللهی و آرمان‌خواه تعریف نماید که در آن هم رزق حلال باشد و هم مجاهده علمی در مسیر پیشرفت ایران. &lt;BR&gt;ما در این نوشته نکات برجسته‌ای را که می‌توان با تعمیم آن‌ها به یک الگوی نسبتا جامع برای گسترش فعالیت ها رسید طرح می‌کنیم. همه همکاران شبکه اذعان دارند که علی‌رغم تلاش بسیار همه آنچه که لازم بوده محقق نشده است.&lt;BR&gt;شبکه تحلیلگران می‌تواند مدل تأثیرگذاری علمی جوانان در مسیر پیشرفت ایران اسلامی را ارائه کند، زيرا :&lt;BR&gt;- ارائه مدل برای اثرگذاری جوانان، اولین ویژگی منحصر بفرد شبکه است. بسیاری حرکت‌های علمی در کشور صورت می‌گیرد که یا فاقد اثرگذاری است و یا قابلیت مشارکت و استفاده از جوانان را ندارد. این ویژگی که برآمده از روش کار علمی در شبکه است؛ باعث شده است تا بخشی از نیروهای جوان و فعالین تشکل‌های دانش‌جویی ادامه آرمان‌خواهی خود را حضور در چنین کاری تعریف نمایند.&lt;BR&gt;- روش کار علمی در شبکه از دو جزء اصلی تشکیل شده است. اول تاکید بر مسئله محوری در تحلیل‌ها و پژوهش‌ها و دوم استفاده از نظرات اساتید، صاحب‌نظران و اهل فن و مطالعات گسترده میدانی برای حصول گزاره‌های علمی. &lt;BR&gt;- این روش در کنار جوان بودن شبکه باعث شده است تا از تلفیق نوآوری و خلاقیت جوانان با اندیشه صاحب‌نظران خروجی‌های تأثیرگذار حاصل شود. به عبارت دیگر علاوه بر انتقال اندیشه اهل فن، جوانان توانسته‌اند تا الگوهای کاربردی به کشور ارائه نمایند. تجربه گروه های فعال در حوزه های: مسکن، مخابرات، سیاست صنعتی و... بخشی از مهم‌ترین این تأثیرگذاری‌ها هستند. &lt;BR&gt;- ویژگی دیگر اینکه بسیاری از همکاران شبکه جزئی از جوانان دغدغه مند نسبت به نظام هستند و علاوه بر اینکه رضایت شغلی و سرمایه اجتماعی درون سازمانی بالاست؛ روحیه جهادی هم بر  کار حاکم است.&lt;BR&gt;- شکل‌گیری کار تیمی در کنار روحيه جهادي مختصات ويژه‌اي را به گروه‌هاي شبكه بخشيده است. همکاری مداوم و در عین حال شکل‌گیری فرهنگ ارزش سازمانی در میان اعضا (وجود مرامنامه‌ها و کدهای اخلاقی و رفتاری ننوشته) نیز از ویژگی‌ها و دارایی‌های منحصر بفرد شبکه است. &lt;BR&gt;- ارزشمندی کار آن‌جا نمود پیدا می‌کند که تیم‌های شکل گرفته از اين جوانان با حفظ استقلال تصمیم‌گیری، فکری و مالی خود توانسته‌اند مدلی از همکاری شبکه‌ای را ارائه نمایند که در نوع خود در کشور بدیلی ندارد.&lt;BR&gt;- البته باید توجه کرد که برای شکل‌گیری یک تیم مشقت‌ها و سختی‌های زیادی لازم است. چرا که هم باید عمق علمی را به دست آورد و هم روحیه کار تیمی. این کار بعضا سال‌ها طول کشیده است تا تیمی شکل گرفته و توانسته است به نقطه مطلوب برسد. گروه‌های زیادی با همکاری شبکه تصمیم به تیم‌سازی می‌گیرند اما بسیاری در نیمه راه، برمی‌گردند چرا که مسیر زیبای تصویر شده در عمل دشوار است. &lt;BR&gt;ایتان با مجموعه این خصوصیات در حال حاضر سه نقش را ایفا می‌کند: &lt;BR&gt;- گروه‌های قوی بالغ شبکه در روند تصمیم‌سازی‌های کشور با نگاه انقلابی و آرمان‌خواهانه تأثیرگذارند. &lt;BR&gt;- بستری برای شکل‌گیری تیم‌های جوانان علاقمند به کار تحلیل‌گری، برای اثرگذاری تخصصی در مسائل کشور فراهم شده است.&lt;BR&gt;- و مهمتر اینکه در این  بستری نیروی انسانی خلاق با انگیزه و جوان برای کشور پرورش می‌یابد.&lt;BR&gt;مجددا باید یادآور شد که اگر چه ارزش‌های ذکر شده در همه جای شبکه وجود ندارد؛ اما اعتقاد به این ارزش‌ها و در عین حال تلاش برای گسترش و تعمیق آنها باعث می‌شود تا امید داشت که شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی با همه چالش‌های پیش رو (نظیر چالش اثرگذاری، تأمین مالی کانون تفکر و جایگاه حقوقی و ...) بتواند الگویی پیش‌روی جوانان علاقمند  بویژه در حوزه اقتصادی و فنی باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;اين مطلب در شماره ششم نشريه فتيان منتشر شده است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 10:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توزیع قدرت مسئوليت‌ها، فقدان پاسخگويي</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>به همراه یکی از همکاران به شهرستانی توسعه نیافته در جنوب شرقی کشور سفر کردیم. هدف سفر تحلیل علل توسعه‌نیافتگی این منطقه بود. در جلسه‌ای با یکی از کشاورزان منطقه خاطره جالبی را شنیدیم که می‌توان نتیجه قابل تاملی از آن گرفت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;تعریف می‌کرد که برای دریافت سوخت موتور آب مزرعه اش معرفی‌نامه‌ای از اداره جهاد کشاورزی به شرکت نفت برده است اما شرکت نفت از دادن سوخت خودداری کرده است. با پیگیری مسئول اداره جهاد کشاورزی، این بار نامه‌ای از فرمانداری به شرکت نفت بردیم. باز هم سوخت موتور آب مزرعه تامین نشد. بالاخره با کلی پیگیری، جلسه‌ای را تشکیل دادیم و مسئله حل شد.البته در انتها تاکید کرد که این مسئله هر سال تکرار می‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;البته مشابه این اتفاقات در کشور زیاد است. دو نتیجه را می‌توان از این اتفاق گرفت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;• سیستم توزیع قدرت در نظام اجرایی نیز به گونه‌ای است انجام یک کار مستلزم همکاری بخش‌های متعدد است (مثلا همکاری اداره جهاد کشاورزی و اداره نفت برای دادن سوخت به کشاورز) و با عدم همکاری یک بخش، کار متوقف خواهد شد. هر بخش قادر است با استناد به بخش‌هایی از کلاف درهم‌پیچیدة قوانین و اسناد بالادستی و یا محدودیت‌های منابع، استدلال کافی برای کوتاهی در کار پیدا کند؛ آنچه در این فرایند حاصل می‌شود، روی زمین ماندن کارهاست؛ مگر در موارد استثنایی. هیچ کس هم اختیار کافی ندارد که در یک مقطع با گرفتن یک تصمیم قاطعانه کار را تمام کند. در این حالت پاسخگویی هم معنا ندارد چرا که همه حق دارند. شاید یکی از مهمترین ضرورت‌های انجام سفرهای استانی نیز همین مشکل ساختاری باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;• ابزارهای سیاست‌گذاری دولت هم به خوبی توزیع نشده است. در همین مثال دقت کنید که توزیع انرژی یکی از مهمترین ابزارهای جهت‌دهی فعالیت‌های اقتصادی است. اگر این انرژی را به کشاورز بدهیم بخش کشاورزی رشد خواهد کرد و اگر به صنعت بدهیم بخش صنعت و... حال اختیار این توزیع دست کیست؟ دست چه کسی باید باشد؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;الان این اختیار دست شرکت نفت است!!! یعنی عملا اوست که تصمیم می‌گیرد چه بخشی پیشرفت کند. اما ظاهرا این اختیار باید دست فرماندار باشد چرا که صلاحیت او برای تشخصی مسیر توسعه کشور بیشتر است. ایضا درباره راه سازی هم این مسئله وجود دارد. الان وزارت راه است که تصمیم می‌گیرئد که در کجا راه بسازد. اما راه مقدمه توسعه است. اگر جایی راه رفت، توسعه هم خواهد رفت. پس اختیار راه سازی را باید به سازمان‌های دیگر بدهیم و وزارت راه صرفا مجری آن باشد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 06:17:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت...</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>تقریبا یک سال پیش تصمیم گرفتم که دیگر در وبلاگ با سیاق گذشته مطلب ننویسم. مشغله‌های فراوان و تغییر محیط کاری و مسئله‌های ذهنی، مهمترین دلایل در آن مقطع بود. &lt;BR&gt;اینک بنا به همان وعده بنا دارم مجددا نوشتن را آغاز کنم. البته این دفعه بیشتر مطالب از جنس تاملات تحلیلی درباره پیشرفت ایران اسلامی خواهد بود گرچه به عنوان یک فعال دانشجویی گه‌گاهی مطالبی درباره فضای سیاسی کشور و یا مسائل جنبش دانشجویی خواهم نوشت. &lt;BR&gt;خاستگاه نوشته‌های جدید بیشتر تاملاتی در ریشه‌های مشکلات کشور در عرصه تصمیم‌گیری و اجرا است. البته قطعا برداشت‌های دیگری از این پدیده‌ها می‌توان کرد. بر این اساس علاقمندم که در نوشته‌های جدید روایت بقیه دوستان از پدیده‌های مذکور را هم بدانم. البته تقاضا دارم که مطالب تحلیلی عرصه پیشرفت کشور را با عینک سیاست نخوانند. </description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 16:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تبعيض در رافت اسلامي</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description> * خبرگزاری فارس بیست و یکم مهر 1388: خسارت‌زنندگان میلیاردی به دانشگاه صنعتی اصفهان مشمول رأفت اسلامی شدند. در سرتاسر اين خبر مدير روابط عمومي دانشگاه صنعتي اصفهان با افتخار سخن از حذف پيگيري قضايي دانشجويان نموده است و گفته كه سنگين‌ترين محكوميت‌ها، به انتقال و تعليق يك تا سه ترم محدود شده است. وي همچنين اضافه كرده است كه احكام 60 نفر از محكومين كميته انضباطي بواسطه رافت اسلامي تعليق شده است. ايشان تاكيد كرده است كه اين دانشجويان مجموعا 2.5 ميليارد تومان به دانشگاه خسارت زده‌اند. [1]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * سایت عدالت‌خواهی7 بهمن ماه 1386: حکم تعلیق برای دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجويي دانشگاه صنعتی اصفهان. حکم ایشان به دلیل اصرار بر سئوال از علی لاریجانی در جلسه سخنرانی صادر شده است. جلسه سخنرانی با طرح سئوال ایشان، پاسخ آقای لاریجانی و بدون هیچ‌گونه درگیری به پایان رسید(فیلم جلسه موجود است) [2]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * سایت عدالت‌خواهی7 اسفند 1386: روز گذشته دبیر سابق يكي از تشکل‌هاي دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از پیگیریهای سه ماهه اداره اطلاعات اصفهان، به این اداره مراجعه و بدون اطلاع قبلی، مورد بازجویی قرار گرفت. [3]&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این دانشجو که به جرم فعالیتهای عدالتخواهانه دانشجویی هدف اتهامات و فشارهای مختلفی در داخل و بیرون دانشگاه واقع شده است، در آخرین موج فشارها بدلیل انتقاد و طرح سوال! از لاریجانی در سخنرانی عمومی وی در دانشگاه صنعتی اصفهان، به بهانه اغتشاش و متشنج کردن جو جلسه از سوی هیئت نظارت این دانشگاه به یک ترم تعلیق محکوم شد. احضار و بازجویی اخیر نیز ظاهرا به همین بهانه صورت گرفته است.3  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * شاید برای خوانندگان کنار هم گذاشتن این اخبار کمی جای تعجب داشته باشد.نویسنده در سال 86 در کانون پیگیری موارد فوق بود. در آن مقطع، اصرار مسئولان دانشگاه صنعتی اصفهان برای برخورد با دبیر سابق این تشکل چنان بود که برای بسیاری از افراد شائبه شخصی شدن مسائل پیش آمد و... پیگیری و حل مسئله مشکل این دانشجو نهایتا با پیگیری مجدانه برخي مسئولان كشوري و با تبدیل حکم تعلیق به تبعید به دانشگاه سمنان در آخرین ترم دانشجویی پایان یافت. هیچگونه انعطافی در مسئولان دانشگاه صنعتي اصفهان مشاهده نمی‌شد مگر با فشار از بالا. دانشجوي محكوم در هر گام از مراحل پیگیری(ثبت‌نام در دانشگاه مقصد، انتخاب واحد، تطبیق نمرات و...) هفت خان رستم را طی مي‌کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * مسئولان دانشگاه در شرايط فعلي همان مسئولان قبلي هستند. براستی چرا درباره ایشان هیچ‌گاه رافت اسلامی مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا عده‌ای که امنیت ملی را تهدید کردند، رای مردم را زیر سئوال بردند، آرامش دانشجویان را برهم زدند،‌ اموال عمومی تخریب کردند باید مورد رافت اسلامی قرار بگیرند و این دانشجو که فقط صورتی از اتهام داشت و هیچ‌گاه مستندات قانع کننده‌ای برای اتهاماتش ارائه نشد باید مصرانه محکوم و حتی تهدید به اخراج شود. جواب این سئوال در بندهای آتی آمده است. قطعا نویسنده امثال این دانشجو را خالی از تقصیر نمی‌داند اما...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * فرض کنید قرار است به سفر طولانی با اتوبوس‌های عمومی بروید. در گیشه تعاونی درخواست بلیط اتوبوس ولو می‌کنید. بعدا متوجه می‌شوید که بلیط اتوبوس دیگری را به شما داده‌اند. اتوبوس هم در موعد مقرر حرکت نمی‌کند و وقتی شما به راننده تذکر می‌دهید که چرا حرکت نمی‌کنید با جواب واضحی مواجه نمی‌شوید. تاخیر اتوبوس به حدود دو ساعت نزدیک می‌شود و کسی جواب اعتراض‌های مکرر شما را نمی‌دهد(تا اینجای ماجرا را احتمالا خیلی‌ها تجربه کردند). پس از چند اعتراض و عدم پاسخ راننده، شما بر اثر عصبانیت، عبارت غیرمتعارفی را به زبان می‌آورید. حال اگر راننده از شما به دلیل توهین به او شکایت کند و دادگاه شما را محکوم کند چگونه قضاوت خواهید کرد؟ این سرنوشت محتوم منتقدان در عرصه‌هایی است که پاسخگویی در آنها نهادینه نشده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * مشابه این ماجرا در دانشگاه‌های کشور برای دانشجویان مطالبه‌کننده پیش آمده است. مکررا و به انواع اقسام روش‌های منطقی و اخلاقی از مسئولان دانشگاه درباره عملکرد آنها سئوال شده است. تقریبا در اکثر موارد پاسخی داده نمی‌شود. سئوالات در فضای دانشگاه علنی می‌شود و باز هم پاسخی داده نمی‌شود تا اینکه در مسیر پافشاری بر سئوال از مطالبه‌کنندگان خطایی سر بزند و آنها را به کمیته انضباطی احضار کنند و به احتمال زیاد محکوم می‌شود. در اين مورد فرزندان انقلاب اسلامي بيشتر مورد توجه هستند. چرا كه احتمالا از آنها انتظار مي‌رود فقط توجيه كننده وضع موجود باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنکه در این بزم مقربتر است  جام بلا بیشترش میدهند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * سیاست‌گذاران فضای دانشگاهی کشور می‌توانند دو نگاه به این اتفاق داشته باشند:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;          o بگویند که دانشجوی مطالبه کننده نباید خطا را انجام می‌داد. حالا که خطا کرده است حق دانشگاه است که بر طبق قانون به خطای او رسیدگی کند و تصمیم مقتضی را بگیرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;          o و می‌توانند دانشجو را از باب اصرار بر سئوال از مسئولان (که عموما برآمده از دغدغه‌های مذهبی و انقلابی آنان است) تقدیر کنند و البته به او تذکر بدهند که سعی کند در مسیر مطالبه مرتکب خطا نشود، آستانه صبرش بیشتر باشد و... . اما با مسئول مربوطه برخورد کنند که چرا مطالبات مکرر دانشجویان را بدون پاسخ گذاشته و اساسا علاقه‌ای به پاسخگویی درباره عملکردش ندارد و کار را به اینجا رسانده است که دانشجوی مطالبه کننده از کوره در رفته و خطایی از او سرزده است. ما نمي‌خواهيم در اين نوشته باب تندروي فعالان دانشجويي را باز كنيم و براي آن حجت بتراشيم. بلكه مي‌خواهيم ماجرا را با زاويه ديگري بشكافيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * این دو نکاه یکی نگاه «فرصتی» به مطالبات دانشجویی است و دیگری نگاه «تهدیدی». متاسفانه در دوره مدیریت جناب آقای دکتر زاهدی بر وزارت علوم، مسئولانی از جنس ایشان در دانشگاه‌ها بر سر کار آمدند که اولا آدم‌های بسیار خوب، متدین و دلسوزی بودند. ثانیا هيچ فهمي از فعالیت سیاسی دانشجویی در دانشگاه‌ها نداشتند. رهبري را دوست داشتند و در همه جلسات از سخنانايشان يادداشت برمي‌داشتند. اما در عمل خواسته‌هاي رهبري از فضاي سياسي دانشگاه‌ها محقق نمي‌شد. عناوینی هم چون استاد نمونه، بسیجی نمونه، رئیس دانشگاه نمونه و... را کسب می‌کردند اما کارنامه سیاهی را در مدیریت فضای سیاسی دانشگاه به همراه داشتند. با مسائلی همچون انتقاد، پاسخگویی و ... بیگانه بودند. اگر نبود فشار اجتماعی چیزی از فعالیت‌های سیاسی دانشجویی منتقدان باقی نمی‌ماند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * شاید الان بتوان به این سئوال پاسخ داد که چرا دبیر اسبق آن تشکل دانشجویی در همين دانشگاه مشمول رافت اسلامی نشد. برای اینکه سئوال از مسئولان دانشگاه‌ها و پاسخگویی در دوران وزارت آقای زاهدی عملا یک خط قرمز بود(برای این ادعا مستندات زیادی است که در این مجال فرصت طرح آن نیست). اگر رای مردم را زیر سئوال ببری، آرامش دانشگاه را بهم بزنی، 2.5 میلیارد تومان به اموال عمومی خسارت بزنی و... می‌توانی مشمول رافت اسلامی شوی اما اگر بر سئوال از مسئولان سماجت کنی کوچکترین خطایت به محکومیت سنگین منجر خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * متاسفانه این روایت تلخ، چهره عریان پاسخگویی در کشور است. البته مسئله از این هم فراتر است. مسئله این است که مطالبه حقوق عمومی مردم از مسئولان در کشور ما متولي مشخصی ندارد، دستگاه‌های موجود نیز کارآمدی و حساسیت لازم نسبت به استیفای حقوق مردم را ندارد. حتما برایتان در ادارات پیش آمده است که کارمندی خلاف قانون عمل کند و حق شما را ضایع کند و شما ندانید که به کجا باید شکایت کند و پیش خودتان زمزمه کنید که &quot; آنچه به جایی نرسد، فریاد است&quot;. آن معترض به راننده اتوبوس هیچ مرجعی ندارد که حقش را پیگیری کند، همین طور آن دانشجو مرجعی را نداشت که حق خود را ایفا کند و پاسخ مطالباتش از مسئولان را دریافت کند. اکثر مراجع موجود برای نظارت بر دانشجو ایجاد شده‌اند- که اکثر اوقات نیز از آنها به صورت ابزاری استفاده میشود- و نه برای استیفای حق او در برابر مسئولان خاطی و غیر پاسخگو. تشکل‌های سیاسی در دانشگاه‌ها هم هیچ ابزاری برای پاسخگو کردن مسئولان ندارند و...باید برای دفاع از حقوق عمومی مردم تدبیری اندیشید تا بلکه مسئولان وادار به پاسخگویی شوند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * امیدواریم که آقای کامران دانشجو این بذر بیمار پاشیده شده در دانشگاه‌ها را زودتر شناسایی نموده و جلوی رشد ویران‌گر آن‌را بگیرد. فکری به حال روسای دانشگاه‌ها کنند که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. البته مهمتر از رفت و آمدهاي افراد، تغييرنگرش‌ها است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;    * در جريان باشيد كه هفته گذشته در یکی دیگر از دانشگاه‌ها، مدیرکل فرهنگی از مدیر مسئول یک نشریه منتقد به کمیته انضباطی (و نه کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی)! به جرم توهین شکایت کرده است. در همان دانشگاه دو سال و نیم پیش در حضور معاون محترم فرهنگی وزارت علوم صلاحیت این مدیرکل را مورد ارزیابی قرار دادیم و بر همگان ثابت شد که ایشان الفبای لازم برای این مسئولیت را هم نمی‌دانند. حالا بعد از دو و نیم سال انتقاد مستمر تشکل‌های مذهبی و از جمله مجمع دانشجویان عدالت‌خواه و عدم پاسخگویی ایشان بالاخره آن بهانه پیدا شد و دوباره همان قصه تکراری... احتمالا ایشان هم به جرم توهین به مسئولان محکوم می‌شود. امیدواریم که اینگونه نشود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;1- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8807210098 &lt;BR&gt;2- http://www.edalatkhahi.ir/002051.shtml&lt;BR&gt;3- http://www.edalatkhahi.ir/002220.shtml &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;منبع سايت الف:&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://alef.ir/1388/content/view/55572/&quot;&gt;http://alef.ir/1388/content/view/55572/&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 10:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موقتا نمي نويسم</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;مهرماه ۱۳۸۵ بود كه بعد از چندسالي كار دانشجويي چون عادت داشتم ذر جمع دانشجويان درباره مسائل دانشجويي و دانشگاه ها و حتي مسائل كشور بحث كنم اين وبلاگ را راه انداختم. البته آن زمان اوايل دوران ارشد بود و كمي سرم خلوت تر... چند هفته‌اي نگذشت كه به عضويت شوراي مركزي يك اتحاديه دانشجويي درآمدم و باب وبلاگ نويسي رونق بيشتري گرفت. هفته‌اي يك سفر به تهران و به تبع آن گسترش اطلاعاتي كه با آنها به راحتي مي‌توان وبلاگ نويسي كرد... &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;در مرداد ۸۷ نقش پر رنگ تري در آن اتحاديه دانشجويي پيدا كردم و در نتيجه وقتم محدود شد و فاصله پست‌ها زيادتر ... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;اما مدتهاست كهجداي ازمحدوديت زماني انگيزه وبلاگ نويسي‌ام كم شده است. به چند دليل :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;* نوشتن مستلزم داشتن حرف است و حرف هم بايد مبنايي داشته باشد و خاستگاهي... &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;* دوران گذار از زندگي و فعاليت دانشجويي به زندگي فعاليت واقعي، مستلزم كسب شناخت و تجربه و ... است. بايد با فضاي جديد خود گرفت و متناسب با آن نوشت...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;*مشغله‌ها و دغدغه‌هاي متعدد هم  دليل مضاعفي است تا چندماهي از نوشتن وبلاگ منصرف شوم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;اميد دارم كه &lt;STRONG&gt;سال  ۸۸&lt;/STRONG&gt; را با رويكردي جديد براي نوشتن آغاز نمايم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #33cc66&quot;&gt;از همه دوستاني كه در اين مدت لطف داشتند و با نظراتشان راهنمايي‌ام كردند متشكرم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 13:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاشنه‌های آشیل فضای سیاسی دانش‌گاه‌ها</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>(سخنی صمیمانه به مسؤولان وزارت علوم و تشکل‌های ارزشی)&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مقدمه&lt;BR&gt;در ماه‌های اخیر اعتراض‌ها و تجمع های مختلفی در دانش‌گاه‌های مختلف کشور صورت گرفته است که در نوع خود کم نظیر بوده است. اعتراض‌ رکن جدایی ناپذیر فضای دانش‌جویی است لیکن علت کم نظیر بودن اعتراض‌ها اخیر از این جهت است که مسئله بسیار جزئی صنفی به راحتی تبدیل به تحصن چند صد نفری و چند روزه می‌شود. از این رو تحلیل عوامل موثر بر این اعتراض‌ها برای مسؤولان کشور امری ضروری است. بدیهی است که همه اعتراض‌ها را نمی‌توان در قالبی واحد تحلیل کرد، لیکن در این تحلیل تلاش می‌شود تا دسته‌ای از عوامل موثر در ایجاد فضای فعلی در دانش‌گاه‌ها مورد توجه قرار گیرد. چه بسا در هر اعتراض به اقتضای بررسی شرایط خاص خود بخشی از این عوامل، موثر نبوده و حتی آن اعتراض عوامل خاص خود را داشته باشد. &lt;BR&gt;بررسی دو دسته از اعتراض‌ها ضرورت بیشتری دارد :&lt;BR&gt;• اعتراض‌ها با منشا صنفی : این اعتراض‌ها معمولا منشا حقیقی دارند و یک مسئله صنفی به‌حق عامل تحریک دانش‌جویان است. در فرآیند شکل‌گیری این اعتراض‌ها عده‌ای  فرصت را مغتنم شمرده و سعی می‌کنند آن را به نفع منافع سیاسی و یا گروهی خود سوق دهند. &lt;BR&gt;• اعتراض‌ها با منشا سیاسی از سوی تشکل‌های ارزشی کشور : اصل وقوع این اعتراض‌ها نشان‌دهنده وجود مشکل‌های جدی‌ای در دانش‌گاه‌هاست. چرا که تشکل‌های ارزشی به واسطه بینش انقلابی و هم‌سویی آرمانی با دولت و ... هدف تخریبی نداشته و به دنبال سوء استفاده هم نیستند. لذا قبل از تحصن راه‌های متعددی را برای حل مشکل‌ها پیموده‌اند و به نتیجه نرسیده‌اند و تحصن به قول معروف نشانه کارد به استخوان رسیدن است. &lt;BR&gt;البته دسته سومی از اعتراض‌های دانش‌جویی با منشا سیاسی از سوی عناصری نظیر اعضای انجمن‌های اسلامی تعطیل شده و ... نیز صورت می‌گیرد که در این نوشته به آن‌ها نمی‌پردازیم. &lt;BR&gt;دو قشر می‌توانند در مدیریت درست فضای سیاسی نقش جدی ایفا نمایند که عدم توجه آن‌ها کافی به رسالت‌هایشان بخشی از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض‌ها دانش‌جویی به شکل ناسالم است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;1. رؤسای  دانش‌گاه‌ها&lt;BR&gt;متاسفانه در انتصاب روسای دانش‌گاه‌ها کمترین توجه به ضرورت آشنایی با فضای فعالیت‌های دانش‌جویی شده است و از روسای دانش‌گاه‌ها اساسا با فضای حاکم بر فعالیت‌های دانش‌جویی آشنا نیستند و این عدم آشنایی عوارضی را به دنبال دارد. &lt;BR&gt;• انفعال در تصمیم گیری ها و متاثر شدن در مراجع نه چندان صالح.&lt;BR&gt;• نگرش تهدیدی به تشکل‌های دانش‌جویی بویژه مجموعه‌های منتقد.&lt;BR&gt;• ریشه یابی غلط مشکل‌های دانش‌گاه‌ها و نگرش امنیتی به اعتراض‌ها دانش‌جویی.&lt;BR&gt;• سلب اعتماد دانش‌جویان از روسای دانش‌گاه‌ها و استفاده آن‌ها از روش‌های اعتراضی نظیر تجمع و تحصن و ... برای پیگیری مطالبات.&lt;BR&gt;• و از همه مهمترین انتخاب استراتژی غلط از سوی روسای دانش‌گاه‌ها در مواجه با اعتراض‌ها دانش‌جویی.&lt;BR&gt;• و... &lt;BR&gt;مجموعه این عوارض خود را در نحوه مدیریت اعتراض‌ها دانش‌جویی نشان می‌دهد. به عنوان  مثال در تحصن‌های صنفی بدون در نظر گرفتن مطالبات به‌حق و با نگرش تک بعدی نسبت به سوء استفاده احتمالی سیاسی از تحصن، روسای دانش‌گاه‌ها با طرح گزاره‌هایی نظیر &quot; اگر تحصنی را تحویل بگیریم هر روز شاهد تحصن خواهیم بود &quot; و یا &quot; تحصن سیاسی است &quot; با بی‌اعتنایی کامل با دانش‌جویان برخورد می‌کنند که این خود عامل تشدید کننده اعتراض‌های دانش‌جویی است. در حالی که استفاده سیاسی از تحصن‌ها را می‌توان به روش‌های مختلف از جمله جداسازی مطالبات دانش‌جویان از جریانات سیاسی به خوبی مدیریت نمود. &lt;BR&gt;به نظر نویسنده ضعف رؤسای دانش‌گاه‌ها مهمترین عامل در ایجاد فضای سیاسی ناسالم در دانش‌گاه‌ها است که این نوشته مجال ذکر مصادیق متعدد در این زمینه نیست. این مسئله منجر به اعتراض شدید تشکل‌های ارزشی در چند دانش‌گاه در ماه‌های اخیر شده است. قاعدتا در صورتی که روسای دانش‌گاه‌ها از درک درستی در مسائل دانش‌جویی برخوردار بودند؛ نباید مجموعه‌های متعلق به نظام و هم‌نوا با دولت(حداقل در آرمان‌ها) برای اعتراض به ابزارهایی چون تحصن متوسل شوند. این خود یکی از بهترین شواهد وجود ضعف جدی در مسؤولان دانش‌گاه‌ها است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;2. تشکل‌های ارزشی&lt;BR&gt;فضای دانش‌جویی فضای طالب انتقاد است و لذا این فضا دست کسانی است قرار می‌گیرد که بیشتر منتقد باشند چرا که روحیه دانش‌جویی ذاتاً آرمان گرا و منتقد است. در دولت گذشته متاسفانه تیغ تندترین انتقادها به مبانی نظام بود و فضا را در اختیار کسانی قرار داده بودند که به نام انتقاد اصول نظام را زیر سئوال می‌بردند. آنچه توانست فضای سیاسی دانش‌گاه‌ها را از دست این جریان خارج کند، ورود بدنه ارزشی به انتقاد از وضع موجود کشور با اعتقاد به مبانی انقلاب بود. مهمترین ویژگی جریان عدالت‌خواهی این بود که داعیه دار مطالبات مردمی بود و فراتر از تقسیم بندی‌های سیاسی حقوق مردم را مطالبه نمود. &lt;BR&gt;اینک تشکل‌های ارزشی در دانش‌گاه‌ها دارای دو آسیب جدی هستند.&lt;BR&gt;عده‌ای اساسا خود را از کارکرد انتقادی معاف کرده‌اند. این مسئله یا به علت نزدیکی و صمیمیت این تشکل‌ها با روسای دانش‌گاه‌ها و سایر مسؤولان است که به طور طبیعی محافظه‌کاری و کند شدن تیغ نقد تلخ طلب‌کارانه را به همراه  خواهد داشت و یا به علت محافظه‌کاری ناشی از نگرانی تضعیف دولت و ... &lt;BR&gt;آسیب دوم اینکه امروز مطالبات معدود تشکل‌های ارزشی منتقد از مطالبات مردمی و بویژه مطالبات به حق دانش‌جویی فاصله گرفته است. مثلا تا کنون چند تشکل دانش‌جویی ارزشی مقابله دولت با گرانی را مطالبه کرده و مسؤولان را به پاسخگویی دعوت کرده‌اند؟  یا چند مطالبه برای احقاق حقوق صنفی از سوی دانش‌جویان ارزشی دانش‌گاه‌ها صورت گرفته است ؟ &lt;BR&gt;این دو آسیب به همراه ایجاد محدودیت از سوی دانش‌گاه‌ها برای تشکل‌های ارزشی منتقد باعث می‌شود علم جذاب و دانش‌جو پسند نقد در اختیار کسانی قرار گیرد که صلاحیت آن را ندارند و آماده‌اند تا از خواسته‌های به‌حق دانش‌جویی در راستای منافع خود استفاده کنند. &lt;BR&gt;نتیجه‌ها: &lt;BR&gt;در تحلیل اعتراض‌های دانشجوی باید به سه نکته زیر توجه کرد : &lt;BR&gt;اولا : در دانش‌گاه‌ها مطالبه به حق صنفی و غیر صنفی وجود دارد که به موقع به آن‌ها توجه نمی‌شود.&lt;BR&gt;ثانیا : عده‌ای به هر دلیلی برای رسیدن به مقاصد سیاسی آمادگی مصادره به مطلوب اعتراض‌ها دانش‌جویی را دارند و برای استفاده از آن‌ها برنامه ریزی می‌کنند. &lt;BR&gt;ثالثا : با توجه به نکات گفته شده تغییر رویه مدیریتی روسای دانشگاه‌ها و فعالیت منتقدانه تشکل‌های ارزشی می‌تواند ضمن توجه به مطالبات به‌حق دانش‌جویی فضای سالم سیاسی را در دانشگاه‌ها به ارمغان آورد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 18:30:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بسیج دانشجویی دو راهی آرمانخواهی و محافظه کاری </title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#0000cc&gt;مطلب منتشر شده در نشریه هابیل پاطوق بسیج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسیج دانشجویی یکی از تشکلهای دانشجویی است که از نظر امکانات و گستردگی و نیروی انسانی قابل قیاس با هیچ مجموعه دانشجویی دیگر نیست. بیش از 2500 دفتر در دانشگاههای کشور، امکانات گسترده فیزیکی، تمایل دانشجویان مذهبی به حضور در بسیج، نشریات متعدد، شبکه خبری مستقل و ... تنها بخشی از امکانات در اختیار این مجموعه دانشجویی است. &lt;BR&gt;میزان اثرگذاری این تشکل در قیاس با این امکانات همیشه مورد سوال جدی علاقمندان و دلسوزان بوده است. میزان پیگیری پیام مقام معظم رهبری به تشکلهای دانشجویی(6/8/81) و تاکیدات متعدد ایشان بر نهادینه شدن مطالبه دانشجویی، ایفای نقش جریان سازیِ ایجابی در دانشگاه ها و ... از موارد مهمی است که عملکرد بسیج دانشجویی در آن، در قیاس با سایر مجموعه های دانشجویی بسیار ضعیف و غیر قابل دفاع است. البته مشخص است که منظور ما از عملکرد، مواردی است که به اثرگذاریِ ایجابی در فضای دانشجویی و یا عمومی کشور منجر شود و نه تعداد نشریات منتشر شده و یا امثال چنین آمار کمی. این نوشته مجال پرداختن جزئی برای اثبات ادعای فوق - عملکرد ضعیف در مقابل مطالبات رهبری- نیست.&lt;BR&gt;مد نظر نویسنده ارائه ریشه های ناکارآمدی این تشکل است. نویسنده با توجه به حضور طولانی مدت، ارتباط با سطوح مختلف سازمانی، شرکت در دوره های آموزشی متعدد و... این تشکل سعی نموده است سه گره اصلی را طرح،  بررسی و عوارض آن را طرح نماید. &lt;BR&gt;مشکل اول : شکاف فکری نیروی انسانی نواحی و سازمانها با دانشجویان دانشگاه ها&lt;BR&gt;دو دسته از افراد با توانایی و روحیات مختلف در پیکره سازمان بسیج دانشجویی وجود دارند. دسته اول کارمندان نواحی و سازمان بسیج دانشجویی که نیروهای نظامی می باشند و دسته دوم دانشجویان عضو بسیج که با روحیه آرمانخواهانه وارد این تشکل شده اند. نویسنده، معتقد به نگرشی که اصل ارتباط با سپاه به عنوان نهادی نظامی و وابسته حکومتی را مشکل می داند نیست، بلکه نسبت به کیفیت و چگونگی ارتباط انتقادات جدی ای دارد. به تجربه ثابت شده است که سطح فهم و درک و فضای ذهنی کارمندان نواحی و حتی سازمان بسیج دانشجویی فاصله زیادی با فضای فکری دانشجویان دانشگاه ها دارد. سطح سواد این افراد عموما در سطح لیسانس و یا کمتر و مهمتر از آن مطالعات آنها حداکثر در حد بولتن های سازمانی خلاصه می شود. حتی اگر این گزینه قابل نقض باشد به جرات می توان ادعا کرد که حوزه دغدغه های این افراد بسیار متفاوت با فضای دانشجویان است. بدیهی است در این شرایط نیروهای سازمانی (مراکز، نواحی و یا سازمان) مرجعیت فکری برای دانشجویان پیدا نمی کنند و نباید انتظار داشت که دانشجویان به راحتی پذیرای دیدگاه های این افراد باشد. به همین میزان درک برنامه ها و دیدگاه های دانشجویان توسط این افراد نیز دشوار است. در این فضا وقتی که مجموعه سازمانی بخواهد در جزئیات برنامه های دانشگاهها ابراز نظر و دیدگاه کند و یا اینکه خود را مسئول عملکرد دانشگاه ها بداند؛ چالش دو چندان می شود. &lt;BR&gt;زمانی که مجموعه سازمانی بخواهد همه جزئیات دانشگاه ها را مطلع بوده و اتفاقی خارج از اختیار و اطلاع آنها رخ ندهد(برخورد بی اعتمادانه نسبت به دانشگاه ها)؛ هر نیروی قوی ای برای فعالیت باید ابتدا اعتماد مجموعه سازمانی را جلب کند. به عبارت دیگر نسبت به حضور نیروهایی که در دانشگاه ها فعالیت فکری اثرگذار انجام می دهند حساسیت و بی اعتمادی وجود دارد. لذاست که نگرش های حفاظتی برای شناسایی نیروهای ناسالم قوت گرفته و از آنجا که اعضای سازمانی از نظر فکری ضعیف می باشند خطاهای بسیاری در این امر رخ داده است. من جمله این خطاها حذف نیروهای انقلابی تنها به جرم عدم اعتماد نیروهای سطح پایین سازمانی است. به عبارت دیگر نتیجه این منش طرد بخشی از نیروهای انقلابی و قوی فکری از  بسیج دانشجویی و حضور در سایر مجموعه های مذهبی می باشد. اینک بخش زیادی از دفاتر بسیج دانشجویی خالی از نیروهای فکری است؛ چرا که ایشان خواهان استقلال فکر و نظراند و این امر با آن نگرش محقق نمی شود. &lt;BR&gt;لازم به ذکر است که مدل های دیگری از تنظیم روابط میان بخش های دانشجویی و سازمانی، نظیر مسئولین دانشگاه ها با تشکلها و یا نهاد نمایندگی با کانون های زیر مجموعه خود و... وجود دارد که در صورت بررسی دقیق   می تواند از نقاط قوت آنها الگوبرداری شود. &lt;BR&gt;مشکل دوم : تعریف انتظارات و توقعات گسترده و تشکیلات عریض و طویل غیر متناسب با واقعیات دانشجویی. &lt;BR&gt;سازمان بسیج دانشجویی برای سازماندهی درونی چارت تشکیلاتی نسبتا وسیعی را طراحی کرده است. به طوریکه گاه بیش از ده مسئولیت در پایگاه یک دانشکده دیده شده است. از طرف دیگر از یک دفتر در دانشکده انتظار است علاوه بر اینکه واحدهای فعال فرهنگی، علمی و سیاسی داشته باشد؛ در هر مناسبتی نیز ابراز وجود نماید. این انتظارات و چارت مسئولیتی وسیع باعث می شود پتانسیل دانشکده ها - که محدود است – پراکنده شده و از اثر بخشی آن کاسته شود. لذاست که دانشکده ها و دانشجویان عضو به انبوهی از فعالیت های اجرایی و یا شبه اجرایی کشانده شوند. یعنی فعالیتهایی که برای آن حداقل مطالعه و رشد فکری وجود دارد. دلخوش کردن به آمار تعداد سخنرانی ها، تعداد نشریات منتشر شده و به طور خلاصه آمارهای کمی خطای بزرگی است که سازمان بسیج دانشجویی مرتکب می شود.  که این مقایسه کیفی نیروهای بسیج دانشجویی و برنامه های آن ها با سایر تشکلها می تواند نشانگر این مطلب باشد. &lt;BR&gt;مشکل سوم : حاکمیت نگاه سلبی و روحیه محافظه کاری. &lt;BR&gt;سازمان بسیج دانشجویی در اثر دسترسی به اطلاعات مکرر، انگیزه زیادی برای واکنش نشان دادن تحرکات جریانات سیاسی معاند و مخالف نظام دارد. این نگرش باعث شده است که بخش عمده ای از فعالیت های دفاتر این تشکل واکنش به فعالیت های جریانات و تشکلهای دیگر باشد. به طوری که اگر این جریانات نباشند تقریبا هیچ حرفی برای گفتن برنامه ریزی نشده است. نتیجه طبیعی حاکمیت چنین نگرشی، رسوخ محافظه کاری در تشکل و ترس از انتقاد نسبت به شرایط کشور انتقادهای کلیشه ای و... می باشد. به عبارت دیگر تشکلی که محافظه کاری در آن رسوخ کرده باشد دیگر نمی تواند جریان ساز باشد. کما که در قبال بسیج دانشجویی نیز این نگرش وجود دارد که کمتر جریان های اثر گذار سازنده ایجابی در این مجموعه رخ داده است و اگر جریانی هم ساخته شده باشد غالبا سلبی است.&lt;BR&gt;همانطور که ذکر شد نویسنده با توجه به تجربه طولانی حضور در این تشکل و ارتباط تنگاتنگ با مسئولین استانی و بعضا کشوری؛ چالشهای فوق را اساسی ترین نقاطی می داند که در صورت حل آن می توان انتظار داشت بسیج دانشجوبی جسورتر، آرمانگراتر به ایفای نقش دانشجویی خود یعنی مطالبه گری و نقادی بپردازد.  انشاالله&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 May 2008 06:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگزاري ساده مراسم هاي ازدواج؛ ضرورت، چالش ها و روشها</title>
<link>http://khodjoosh.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-ansi-font-size: 11.0pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;خاستگاه مسئله : &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;مسئله ضرورت برگزاري ساده مراسم هاي ازدواج از آنجا شكل گرفت كه رسم و رسوم هاي اين امر خير آن قدر زياد شد كه اصل توصيه ديني براي تعجيل جوانان در اين امر خير تحت شعاع قرار گرفت و آنچه كه الان در جامعه مرسوم است مسابقه چشم هم چشمي براي برگزاري مفصل تر مراسم هاست. اين امر انتظارات خانواده ها از يكديگر را افزايش داده و حتي بر سطح توقعات و انتظارات زوج هم اثر مي گذارد. به عنوان مثال اگر رسم الف تا كنون نبوده است اما پس از اينكه دو سه نفر از دوستان و آشنايان به آن پايبند بودند نه تنها در نزد خانواده ها توقع ايجاد مي شود بلكه بعضا به عروس و يا داماد هم تلقين مي شود كه مثلا اگر رسم الف رخ ندهد شان مراسمشان و يا خانواده هايشان پايين مي آيد و حتي چه بسا بعدها با ديدن ديگران آرزو بر دلشان بماند كه كاش ما رسم الف را هم برگزار كرده بوديم كه اين حس صرفا از يك قياس نسبي با ديگران حاصل مي شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;البته اين مسئله جاي تامل جدي دارد كه تا چه ميزان از تاثيرپذيري نسبي از عرف طبيعي (و نه درست) است و چه ميزان آن غير طبيعي. آيا براي همه تصميم هاي زندگي الگوهاي ديني و عقلي مي توان يافت و يا خير ؟‌ يا اينكه دين و عقل حكم مي كند كه در برخي حوزه ها از عرف تبعيت شود؟‌و اگر چنين مسئله وجود دارد مصاديق عيني آن در پديده ازدواج كجاهاست ؟ مثلا حفظ شان خانواده ها كه احتمالا مستندات روايي هم براي آن مي توان يافت به چه معناست ؟ تا كجا عرف تعيين كننده آن است و ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما به هر حال فراتر از تاملات نظري همانگونه كه كفته شد وضع موجود در كشور چون ناقض فلسفه ديني در ازدواج زود جوانان و مغاير با تعاليم ديني ماست؛ غلط است و بايد در جهت تعديل آن گام برداشت. بحث ما در اينجا از زاويه سلبي و براي تعديل به مطلوب مراسم هاي ازدواج است و نه ارائه الگوي مطلوب ديني &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;برگزاري ساده مراسم هاي ازدواج از دو جهت امكان پذير است: &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;يا بايد عروس و داماد و خانواده ها آنقدر عزت نفس و مناعت طبع داشته باشند كه ملاك ارزشكذاري شان را چندان وابسته به عرف نكنند و يا اينكه عرف جامعه را تعديل نماييم تا اين اتفاق رخ ندهد و يا تلاش توامان ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرايي ساده برگزار كردن مراسم هاي ازدواج :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;براي اين موضوع مي توان سه دليل عمده را بر شمرد &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اصالت ساده زيستي&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;: مي توان با اين منظر كه هر هزينه اي كه استدلال عقلي و شرعي نداشته باشد ‌اسراف است و نبايد انجام شود اقدام به برگزاري ساده مراسم هاي عروسي نمود. فرض بر اين است كه مي توان مستقل از عرف هاي موجود و نگرش هاي ناظرين بيروني مجلسي طراحي نمود كه حداقل هاي شرعي و عقلي را داشته باشد. در اين استدلال فرض مي شود كه عوامل بيروني نظير عرف،‌ خانواده ها و... اثري بر تصميم‌گيري ندارند و يك انسان مسلمان با توجه به تاكيدات ديني مي خواهد قناعت و صرفه جويي كند. گرچه با تساهل و تسامح اين كار&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;شدني است ليكن برخي شاخص هاي عقلي و شرعي پيوند با نگرش بيروني ( تسامحا عرف)‌ دارد و لذا ترسيم قطعي اين مسير دشوار است و تا كنون هم متاسفانه نهادهاي ديني، فرهنگي و اجتماعي كشور الگوي مطلوبي را براي برگزاري مراسم هاي ازدواج كه هم ساده باشد و هم قابل پذيرش جامعه ارائه ننموده اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اصالت عرف شكني&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;: از طرف ديگر اين نگاه وجود دارد كه با برگزاري هر مراسمي مطابق با عرف هاي غلط رايج يك شاهد و استدلال بر ضرورت تداوم اين مسير غلط افزوده مي شود. مثلا جوان بعدي فاميل كه مي خواهد ازدواج كند با ارائه چند مثال و از جمله مراسم هاي ما و شما مواجه مي شود. به او خواهند گفت پسرخاله شما و ... هم چنين كردند. به عبارت ديگر ضرورت دارد بر خلاف عرف هاي رايج&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;غلط عمل كرد كه اصالت آنها زير سئوال برود و مسير براي كساني كه به هر دليل از عهده چنين رسوماتي بر نمي آيند دشوارتر نشود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ضرورت عرف شكني بواسطه جايگاه اجتماعي&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;: يك دليل ديگر مربوط به كساني است كه به دلايل مختلف از وجاهت اجتماعي برخوردارند و عملكرد آنها الگو و يا حداقل شاهد مثال ديگران مي شود. مثلا فعالين برجسته تشكلها بويژه دوستان عدالت خواه و يا فرزندان مسئولان ، بزرگان فاميل و ... براي اين دسته اصرار بر ساده برگزار كردن مراسم ها ضرورت مضاعف دارد چرا كه ديگر صحبت از شاهد مثال نيست بلكه خواهند گفت فلاني ها هم كه ادعا داشتند و ... چنين كردند. يعني وجاهت به اين فرهنگ‌هاي غلط داده مي شود و اين چيزي فراتر از شاهد مثال است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چالش هاي پيش روي برگزاري ساده مراسم هاي ازدواج :‌&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدم شناخت درست زن و شوهر و خانواده ها از يكديگر در زمان برنامه ريزي مراسم عقد&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; : اولين و مهمترين چالش عدم آشنايي زن و شوهر و خانواده هاي طرفين با هم است. در اين شرايط بواسطه رودربايستي و نگراني از تلقي غلط و ايجاد ذهنيت منفي و ... &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;جرات و شجاعت طرح موضوع در باب برگزاري ساده مراسم ها وجود ندارد و فضاي عدم آشنايي باعث مي شود تا همه چيز رسمي و مطابق با عرف تعريف شود. طرفين مي ترسند كه به خسيسي متهم شوند و گفته شود كه فلاني ها نمي خواهند خرج كنندو ... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همچنين زن و شوهر هم صميمت و شناخت كافي را نسبت به هم ندارند تا بتوانند با فهم درست ديدگاه هاي يكديگر و طرح مسئله با خانواده هايشان زمينه ساده برگزار كردن مراسم ها بدون ايجاد ذهنيت هاي منفي و بد فهمي از يكديگر را فراهم نمايند. جه بسا اگر فضا مساعد باشد خانواده ها هم مخالفتي نداشته باشند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به همين دليل يكي از اولين گام هاي ساده زيستي يعني فقط برگزاري يك مراسم قرباني مي شود. چرا كه در فضاي بيگانگي، رشته برگزاري مراسم عقد از دست زوج ها خارج شده و متناسب با شرايط عرف تعيين مي شود. شايد اگر زن و شوهر مدتي هر چند كوتاه (يك ماه)&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;را با محرم باشند (مثلا صيغه محرميت خوانده باشند و يا اينكه مراسم را با فاصله از عقد برگزار كنند) آنگاه امكان ايجاد فضاي گفتگو و تفاهم بيشتر براي ساده برگزار كردن مراسم تسهيل مي شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ضرورت احترام به پدر و مادر&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; : از ديگر موضوعاتي كه بايد مد نظر باشد حفظ حرمت و احترام پدر و مادر است. رايج است كه در برگزاري ساده مراسم هاي عروسي يكي از بيشترين اختلافات با خانواده ها و به ويژه پدر و مادرهاست. لذا نحوه مواجهه و حل اين مسائل بايد به گونه‌اي باشد كه احترام ايشان حفظ شود و چه بسا در مواردي بسياري بايد كوتاه آمد و به ديدگاه تن داد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;توان مالي بالاي برخي خانواده ها&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; : از ديگر مشكلات توانايي مالي خانواده هاست. در برخي موارد خانواده ها از نظر مالي دارا هستند و معتقدند هزينه‌هاي مراسم فشاري بر آنها نمي آورد. لذا قانع كردن خانواده ها براي كاهش مراسم ها دشوارتر مي شود. البته مي‌دانيم كه دارايي مجوز مصرف كردن نيست اما به هر حال خانواده ها ميان هزينه كردن و حفظ وجهه بيروني و اعتبار خانوادگي (با هر برداشتي) ترجيح مي دهند كه درگير دلخوري ها و بگو و مگوهاي خانوادگي نشوند. بماند كه برخي خانواده ها خود علاقمند هستند كه رسوم ها را تمام و كمال برگزار نمايند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حسادت هاي خانوادگي&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;:‌ اين حسادت ها چند دسته اند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;UL style=&quot;MARGIN-TOP: 0cm&quot; type=disc&gt;
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;عدم مراعات خانواده عروس از سوي داماد و برعكس. اين گزاره كه &quot;آنها مي خواهند خرج كنند ما كه نمي خواهيم&quot; را بعضا والدين به فرزندانشان مي گويند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دخالت هاي اقوام و تحريك آنها براي پايبندي كامل به رسومات. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;
&lt;LI class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 36pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-list: l0 level1 lfo1&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;و.... &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;تلقين عرف به عنوان ضرورت&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; : گزاره &quot;آرزو به دلمان مي ماند&quot; در زمان هاي مختلف بكار برده مي شود. اين مسئله شايد درست باشد منتها بخشي از آن نتيجه تلقين است. يعني رسمي بارها تكرار شده است و پدر و مادرها و عروس دامادها با تلقين و تكرار و ... (كه مسئله اي رواني است) براي خود ذهنيتي ايجاد كرده اند كه اگر فلان اتفاق نيفتد،‌ آرزو به دلمان مي ماند. در حالي كه عكس آن را مي توان پياده كرد. به هر حال وقتي مسئله اي تبديل به ذهنيت و آرزو شد ديگر با منطق و گفتگو و ... نمي توان مانع آن شد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چگونگي ساده زيستي &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به نظر نويسنده مهمترين بخش ساده زيستي ممانعت از برگزاري مراسم هاي مكرر است. البته ساده زيستي در مراسم ها در جاي خود ارزشمند است و بعد بحث خواهد شد. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;اما مهمتر از آن برگزاري يك مراسم است. مراسم بودن تابعي از تعداد ميهمانان و ميزان مقدمات و موخرات آن است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ضمن اينكه نويسنده به برگزاري يك مراسم جشن و شادي معتقد است و آن را خلاف موازين شرعي و عقلي نمي داند. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرا دو مراسم رخ مي دهد؟&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; به دلايل مختلف زمان عقد و عروسي از هم فاصله دارد. فاصله از يك سو&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;فرصتي است براي داماد تا شرايط زندگي را فراهم كند و براي خانواده عروس تا جهيزيه دختر را فراهم نمايند. از طرف ديگر مبتني بر نظريات روانشناسان و صاحبان تجريه اين فاصله بهترين فرصت آشنايي عروس داماد با روحيات هم؛ آشنايي با توقعات و انتظارات متقابل &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و آماده شدن براي زندگي مشترك است و اگر چنين زماني طي نشود بعدها در خانه مشكلاتي پديد خواهد آمد.(شرح اين موضوع خود يادداشتي مجزا مي طلبد.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در چنين شرايطي خانواده ها علاقمند هستند تا عروس و داماد را به عقد هم درآورند و با برگزاري مجلسي آن را رسمي نمايند تا از نظر رفت و آمدها و روابط در خانواده و اقوام پذيرفته شود و اين موضوع مي شود علتي براي برگزاري مراسمي مجزا به نام عقد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دو مسير مختلف را مي توان طي نمود. يا با فرهنگ سازي مراسم عقد را ساده برگزار كرد. مثلا با حضور خانواده هاي طرفين و يك نفر از بزرگان هر فاميل و ... و مراسم اصلي را در عروسي برگزار كرد و يا اينكه مراسم عقد را مفصل برگزار كرد و از برگزاري مراسم عروسي صرف نظر نمود و با يك سفر مشهد و ... زندگي مشترك را آغاز كرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نكته ديگر اينكه در هر يك از بخش‌ها (عقد و عروسي) نبايد مسئله را صفر و يكي تعريف كرد. هر گامي براي ساده برگزار كردن ارزشمند است. مثلا اگر امكان حذف مراسم عقد نبود مي توان از سفره عقد، ‌عكاسي و آتليه و... صرف نظر كرد.عكاس را از آشنايان فاميل انتخاب نمود تا در هزينه‌هاي آنها صرفه جويي نمود. مثلا كيك عقد مي تواند نباشد و يا ارزان تر باشد. اگر مراسم در تالار است مي توان از سفره عقد زوج قبلي استفاده كرد و اگر در خانه قرار است سفره عقد باشد براي تزيين آن مي توان از خانم هاي خوش سليقه فاميل استفاده نمود. مي توان تعداد كمتري ميهمان دعوت كرد. به جاي دو نوع غذا يك غذاي خوب و آبرومند داد. و به همين ترتيب در همه بخش ها حداقل ها را تامين و از اسراف خودداري كرد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US&quot;&gt;ما به لطف پدر و مادرهايمان توانستيم گامي هر چند كوچك در اين مسير برداريم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و تجربه اي را نگاشتيم تا هم زحمات آنها را پاس بداريم و هم زمينه اي را فراهم كنيم كه ديگران هم در اين مسير گام بردارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 06:26:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khodjoosh&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>khodjoosh</dc:creator>
<guid>http://khodjoosh.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
